طالبان معصوم اما هزارچهره!

حلیمه حسینی/

در حالی صحبت از مصالحه با طالبان است که پیام‌آورِ صلحِ آنان یک بارِ دیگر پاسخی را که باید می‌داد، داد. اما هنوز هم بالاترین رده‌های دولت افغانستان تلاش دارند تا به اثبات برسانند که افتضاحاتی از این دست، یعنی ترورها و پاسخ‌های کاملاً منفی و مرگ‌بار به تقاضای صلح افغانستانی‌ها، کار طالبانِ واقعی نیست و این اقدامات به‌نام طالب در پاکستان به‌خصوص در کویته پاکستان سازمان‌دهی می‌شود.
تقسیم‌بندی جالبی که جناب آقای کرزی از طالبان ارایه کردند و همه بدی‌ها را به گردنِ دو گروه دیگر که در منطقه یا در سطح جهانی به عنوان ابزاری علیه افغانستان و صلح و ثبات در آن استفاده می‌شوند، معرفی نمودند، و دسته سوم که برادرانِ رنج‌دیده افغانستانی‌یی هستند که باید از آن‌ها دل‌جویی شود و در حقیقت کسانی که طرف اصلیِ صحبت دولت افغانستان و جامعه جهانی‌اند برای پشت میز مذاکره و مصالحه حاضر شدن؛ خود گواهِ جانب‌دارانه بودنِ موضع حکومت افغانستان نسبت به طالبان است. این صحبت‌ها و دسته‌بندی‌های جناب آقای کرزی، دلیلی جز این ندارد که مثل همیشه بر طبل حمایت از طالبان می‌کوبد و با همه افتضاحات و تهدیدها و مشکلاتی که از آدرس آن‌ها برای مردم افغانستان به‌وجود می‌آید، هنوز هم آن‌ها را نه شایسته مجازات، بلکه در خورِ همدردی و همدلی نشان می‌دهد.
نکته دیگری که می‌توان از صحبت‌های اخیرِ رییس‌جمهور به آن دست یافت، این حقیقتِ تلخ است که بازی با طالبان و یا هویت طالبان همان‌طور که آقای کرزی عنوان کردند، هر روز در حال پیچیده‌تر شدن است و با تقسیم‌بندی‌یی که او بعد از بیش از یک دهه دست‌وپنجه نرم کردن با طالبان ارایه نمود، در حقیقت آب سردی بر روی مبارزان با طالبان انداخت و نشان داد که طالبانی که او از آن دم می‌زند، با طالبانی که هر روز انتحار و انفجار می‌کنند و مسوولیت را رسماً به گردن می‌گیرند، فرق دارد!
صحبت‌های جناب آقای رییس‌جمهور نه تنها کمکی به وضعیت وخیمِ افغانستان و حتا روند صلح با طالبان نمی‌کند، بلکه صحبت‌های ایشان آن‌چنان درهم و آشفته است که امروز به استناد این صحبت‌ها، حتا وقتی طالبان رسماً مسوولیت جنایتی را به عهده می‌گیرند، می‌توان گفت که به‌نامِ طالبان این‌ عمل صورت گرفته و طالبان، معصوم و مبری از همه اعمال زشت‌اند!! حال باید به جناب آقای کرزی گفت؛ شما که به این خوبی دسته‌بندیِ سه‌گانه و سه‌پهلوی خود را از طالبان ارایه کردید، یا این دسته‌بندی بر اساس یک مطالعه و شناختِ دقیق نسبت به طالبان است که می‌تواند نتیجه این باشد که گروه سوم که منظور و مورد حمایت شخص…          ادامه صفحه ۶
طالبان معصوم…
شماست، امروز باید به خوبی شناخته‌شده باشد و فرماندهان و یا دست‌کم کسانی که این گروه را مدیریت و سازمان‌دهی می‌کنند، به خوبی معلوم باشند و یا این‌که این صحبت‌ها هم از آن حرف‌هایی‌ست که به مفت کسی نمی‌خرد و معلوم نیست بر کدام اساس و کدام شواهد و قراین استوار است. اگر حالت اول را درست در نظر بگیریم، باید امروز بعد از این صحبت‌ها جناب آقای کرزی در روشنی یک شناخت دقیق، طالبانی که از نظر ایشان، فقط از دولت رنجیده هستند و قابل همدردی‌ می‌باشند را به ملت نشان دهد و آن‌ها هم با برداشته شدنِ موانع و دراز شدنِ دست دوستی از سوی ملت افغانستان، نرمش و انعطاف‌پذیریِ خویش را به نمایش بگذارند.
اما آن‌چه که حقیقت یافته و ما شاهد آن هستیم، چیزی نیست که بتواند ادعای جناب آقای کرزی را به اثبات برساند و این صحبت‌ها مفهوم و یا پیامی ندارد جز این‌که تیوریسین‌های نزدیک به طالبان که در ارگ و در میان حلقات نزدیک به ریاست‌جمهوری جابه‌جا شده‌اند، هر بار با ساختن و پرداختنِ سناریوهایی از این‌دست در صدد استند تا هم‌چنان مساله طالبان را پیچیده‌تر از آن بنمایانند که بتوان راه‌حل درست و منطقی برای آن یافت؛ چرا که بودن یا نبودنِ خیلی از این بزرگواران فقط و فقط در گروِ بودن و هستی داشتنِ جریان و معضلی به نام طالبان است؛ طالبانی که آن‌قدر هویت‌شان ناشناخته و پیچیده مانده که اگر خود رسماً هم بگویند ما فلان کار را کردیم، کسانی مثل آقای رییس‌جمهور دفاع کرده می‌گویند نه آن‌ها بی‌گناه اند و کسانِ دیگری از پاکستان یا دیگر کشورهای همسایه در جهت مخدوش کردنِ چهره مبارک و معصومِ طالبانِ رنج‌دیده هستند!! اما این طالبانِ رنج‌دیده و فقط ناراضی که نه دشمنِ مردم هستند و نه می‌خواهند خاری به پای این ملت بخلد، کجا هستند تا ندا بلند کنند و نگذارند به نام آن‌ها جنایاتی تا این حد هول‌ناک سازمان‌دهی و تطبیق شود؟
به نظر می‌رسد اگر طالبان از نوع سوم وجود می‌داشت، بدون شک تا به حال ما زمزمه‌هایی از سوی آن‌ها می‌شنیدیم و دست صلح دوستی و صلح‌طلبی شورای عالی صلح و دولت افغانستان، هر بار خالی نمی‌ماند و به قطع نمودنِ آن هر بار به بهانه‌یی اقدام نمی‌شد.
پرسش این‌جاست با توجه به آن‌که جناب آقای کرزی هنوز مساله پاکستان و موضعِ آن‌ها در قبال حمایت از طالبان را از نظر ملت افغانستان یک سوءظن می‌داند و با توجه به این‌که طالبانِ محبوب و مورد علاقه کرزی‌صاحب محال است که ندانم‌کاری‌یی از نوعِ سوءقصد به جان مقام‌های عالی کشور را انجام دهند، چرا هیچ پیشرفتی در مورد مصالحه با طالبان و یا روشن شدنِ هویت آنان صورت نمی‌گیرد؟ بلکه دیده می‌شود هر روز این بازی پیچیده‌تر می‌‌گردد تا جایی که می‌توان ادعای آقای کرزی را مبنی بر وجود طالبانی با مشخصات نوع سوم، افسانه و خیالی واهی دانست و آن را یک استراتژی از سوی تیوریسین‌های نزدیک به طالبان قلمداد کرد که برای موجه جلوه دادنِ دست‌کم یک چهره از هزار چهره طالبان دانست که ممکن روزی آن چهره به کار آید و برای تعدیل افکار عمومی و کم کردنِ حساسیت و خشمی که مردم نسبت به آن‌ها دارند، بتوان از آن سود برد.

اشتراک گذاري با دوستان :