“طـرح مشـخص” یعنـی تکبّر و استبـداد!

احمــد عمران/

وقتی از رییس‌ِ حکومت وحدتِ ملی انتقاد می‌شود، وقتی جمعی به دیدارش می‌روند و زمانی که او سخنرانی می‌کند، از دیگران می‌خواهد که “طرح مشخص” ارایه کنند. گمان می‌رود که باقیِ سال‌های حکومتش را به جمع‌آوریِ نظراتِ دیگران سپری خواهد کرد، آن‌هم نظراتی که او پشیزی به آن‌ها mandegar-3اهمیت نمی‌دهد و دیده نشده که حتا در یک مورد به این‌گونه نظرات عمل کرده باشد. پس سوال این‌جاست که آقای غنی از خواستنِ “طرح مشخص” چه اراده می‌کند و چرا او از همه می‌خواهد که متواتر “طرح” بدهند؟
به نظر نمی‌رسد که آقای غنی به این‌همه طرحِ مشخص نیاز داشته باشد و یا مجال داشته باشد که به این‌همه طرح‌های مشخص نظر بیندازد و بر اساسِ آن‌ها برای خود برنامۀ عمل بسازد. در این خصوص چند نکته را باید توضیح داد:
نخسـت این‌که از همه طرح مشخص خواستن، خود موضوع جالبی نیست. چرا باید همه طرح مشخص داشته باشند و در مورد هر چیزی که سخن رفت، طرح بسازند و آن را در اختیار آقای غنی بگذارند؟ آیا کار رییس حکومت، جمع‌آوری طرح‌های دیگران است و یا او کارهای دیگری هم دارد؟
تجربه نشان می‌دهد که آقای غنی به دنبال طرح از سوی دیگران نیست. او با خواستن طرح از دیگران به نوعی از خود رفعِ مسوولیت می‌کند و در بدترین شرایط، دیگران را به نداشتن طرح و برنامه متهم می‌سازد تا سخنگویانِ او بتوانند در میزگردهای رسانه‌یی از آن به سود آقای غنی استفاده کنند و مدعی شوند که کسی طرح مشخص ارایه نکرده و یا دیگران توانایی ارایۀ طرح مشخص را ندارند.
دوم، با خواستن طرح مشخص آقای غنی انتقادهای دیگران را که به نشانی او وارد می‌شوند، دوباره به خودشان برمی‌گرداند. به این معنا که وقتی از آقای غنی انتقاد صورت می‌گیرد، او فوراً خواهان ارایۀ طرح مشخص برای رفعِ آن می‌شود و چون ارایۀ طرح مشخص در حیطۀ مسوولیتِ منتقدانِ گاه و بیگاه نیست، آقای غنی این فرصت را برای خود فراهم می‌آورد که در نشست‌های بعدی منتقدان را به یاوه‌سرایی و گفتن حرف‌های غیرمسوولانه متهم کند.
بدیهی است که ارایۀ طرح مشخص، وظیفۀ اصلی منتقدانِ حکومت نیست. آقای غنی با خلط مبحث و مغلطه می‌خواهد نشان دهد که او مرد عمل و کار است و دیگران که انتقاد می‌کنند، حراف و یاوه‌سرا هستند و چون کاری از آن‌ها برنمی‌آید، به انتقاد دل خوش کرده‌اند. از سوی دیگر، آقای غنی با این ترفند عملاً نقش و جایگاه نقد را می‌خواهد به حرافی و بیهوده‌گویی تقلیل دهد. وقتی آقای غنی خواست به تشکیل ایتلاف نجات برای افغانستان به‌صورتِ غیرمستقیم واکنش نشان دهد، از همین ترفند استفاده کرد. او در مورد منتقدان و ناراضیانِ حکومتش که خود بخشی از حکومت اند، گفت که اگر این‌ها توانایی کار را دارند، یک پروژۀ پنج‌صد میلیونی را طراحی و آن‌گاه بودجۀ آن را به دست آورند. آیا این پاسخ، پاسخی منطقی به منتقدان می‌تواند باشد؟
اگر نگاهی سطحی به مسایل داشته باشیم، بدون شک حق را به رییس حکومت می‌دهیم که می‌گوید دیگران توانایی طرحِ یک پروژه و گرفتن هزینۀ آن را از به‌اصطلاح “دونر”ها ندارند و فقط حرافی و انتقاد می‌کنند. اما اگر نگاهی واقع‌بینانه به مسأله بیندازیم، این پاسخ به هیچ صورت پاسخ به خواست منتقدان بوده نمی‌تواند. این پاسخ تقریباً به این می‌ماند که به کسی گفته شده باشد که چرا هنگام خوردن اطرافت را کثیف می‌کنی و او در پاسخ بگوید که چرا برایت لباس نو نمی‌خری.
آقای غنی دقیقاً چنین برخوردی با منتقدانش دارد. اگر واقعاً همین منتقدان روزی “طرح مشخص” ارایه کنند و آن‌گاه از یک کشور خارجی برای اجرای آن پول بگیرند، آن‌گاه آقا غنی از آن‌ها استقبال خواهد کرد و خواهد گفت که آفرین که توانستید با طرح مشخصِ خود پول پیدا کنیـد؟
بدون شک آن وقت واکنش آقای غنی به منتقدان “آفرین” نخواهد بود و او آن‌ها را به جاسوسی و وابسته‌گی به کشورهای بیگانه متهم خواهد کرد. حالا چون کار به آن مراحل نرسیده، آقای غنی برای این‌که منتقدانِ خود را از چشم مردم و طرف‌داران‌شان بیندازد، به آن‌ها چلنج می‌دهد که به جای انتقاد کردن پروژه بسازند و هزینۀ آن را به‌دست آورند.
سوم، آقای غنی خود می‌داند که ارایۀ طرح با انتقاد فرق دارد و این دو را نمی‌توان هم‌ارزِ یکدیگر دانست. انتقاد از وضعیت به معنای آن نیست که طرح بدیل هم باید همراه با آن از سوی منتقد ارایه شود. دولت و رییس‌‌جمهوری وظیفه دارند که به انتقادها گوش دهند و برای حل آن‌ها برنامه‌هایی را روی دست گیرند. به فرض که هرکس هر طرحی داد رییس‌ حکومت آن را عمل سازد، آن‌گاه از کشور چه جور می‌شود؟ آیا وضعیت کشور بهبود پیـدا می‌کند و یا به آزمایشگاه طرح‌ها و برنامه‌های متضاد و گوناگون تبدیل می‌شود؟
در رابطه با همین مسالۀ امنیت، ده‌ها نوع طرح تا به حال ارایه شده است و اگر قرار ‌بود این طرح‌ها جامۀ عمل بپوشند، آیا امروز همین وضعیت نیم‌بند امنیتی با همۀ مشکلات و کاستی‌های آن پابرجا می‌بود؟ از سوی دیگر، آیا آقای غنی حاضر است هر طرح و پیشنهادی را قبول کنـد؟
این‌ها همه نشان می‌دهند که آقای غنی با خواستن طرح از منتقدانِ خود در پی بهبود وضعیت نیست، بل او می‌خواهد به این وسیله منتقدانِ خود را خُرد سازد. آقای غنی هیچ گاهی به طرح و نظرِ دیگران ارج نگذاشته که حالا بگذارد. او خود را بالاتر و برتر از آن می‌داند که دیگران بخواهند برای او طرح و برنامه ارایه کنند. آقای غنی از گذشته تا به حال به دلیل این‌که در چند نهاد خارجی کار کرده است، فکر می‌کند که هیچ کسی به اندازۀ او نه می‌فهمد و نه هم قادر خواهد شد که بفهمد!

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.