غنی «بی‌ جوره» است! تفسیرهای من‌درآوردی برای ادامۀ قدرت

احمدعمران/

کمتر از دو ماه به پایان عمر حکومت وحدت ملی باقی نمانده، ولی به نظر میرسد که اشرف غنی خلاف وعده ها و سخنانش می‌خواهد تا پایان انتخابات نامعلوم ریاست‌جمهوری هم‌چنان بر اریکه قدرت حضور داشته باشد. او در عین زمان که خود را فردی متکی برقانون و اصول معرفی می‌کند ولی عملا در مسیر بی قانونی و بی اصولی گام برمی‌دارد. آقای غنی می‌گوید که یک روز بیشتر از زمان قانونی نمی‌خواهد در کرسی قدرت باقی بماند، اما سخنگویان او که بدون تردید در حال تکرار سخنان و خیالبافی‌های او هستند، به این نظر اند که پایان حکومت در قانون mandegarاساسی مصادف به پایان انتخابات ریاست جمهوری و مراسم سوگند رییس جمهوری آینده است. اولا که آقای غنی رییس جمهوری افغانستان نیست، بل رییس حکومت وحدت ملی است. رییس جمهوری افغانستان کسی بوده می‌تواند که در انتخابات ریاست جمهوری به این سمت رسیده باشد. سمتی را که آقای غنی از خیرات سر جان کری وزیر پیشین خارجه امریکا به عنوان رییس جمهوری افغانستان بازی می‌کند، پنج سال است که در حالت تعلیق قرار دارد. ایشان یا خواب اند و یا خود را به خواب زده اند. برای برگشت حافظه آقای غنی باید یاد آور شد که پنج سال پیش وقتی ایشان به کمک ضیا امرخیل رییس پیشین دالانشای کمیسیون انتخابات، انتخابات ریاست جمهوری افغانستان را به گند و افتضاح جهانی تبدیل کردند، مقام های امریکایی وارد معرکه شده و حکومتی را به عنوان حکومت وحدت ملی متشکل از دو جناح رقیب انتخاباتی به وجود آورند. دلیل این امر نیز آن بود که قرار نبود قدرت سیاسی به داکتر عبدالله و تیم او تعلق بگیرد، یا چنین آماده گی ای از جانب تیم او وجود نداشت. به همین دلیل خارجی ها و داخلی ها برای گرفتن جلو بحران داکتر عبدالله و هوادارن او را راضی کردند که تن به مصالحه داده و تقسیم پنجاه- پنجاه قدرت را بپذیرد. حکومت فعلی همان حکومتی است که آقای غنی و عبدالله در پای سند آن امضا کرده اند. امر برکسی مشتبه نشود که هر کس در ارگ بود حتما رییس جمهوری افغانستان هم هست. همان طور که امروز آقای غنی در ارگ حضور دارد یک زمانی طالبان نیز در همین ارگ حضور داشتند ولی هرگز کسی آن‌ها را به عنوان رییس جمهوری افغانستان نمی‌شناخت. بودن در ارگ یک چیز است و رییس جمهوری افغانستان چیز دیگر. آقای غنی در دو انتخاباتی که در آن ها شرکت کرد چنین عنوانی را نصیب نشد. در انتخابات سال ۲۰۰۹ کمتر از ۳ درصد آرا را داشت و در انتخابات ۲۰۱۴ که عملا و براساس اسناد و شواهد جهانی در آن تقلب کرد آرای پنجاه جمع یک را نتوانست از آن خود سازد. اگر امریکایی‌ها می ‌توانستند که وضعیت را مدیریت کنند و آقای غنی را به عنوان رییس جمهوریی  که از درون صندوق های رای بیرون آمده بر جامعه تحمیل کنند، هیچ شک نباید کرد که چنین کاری را انجام می دادند. همانطور که آن‌ها در سال ۲۰۰۹ چنین کردند و حامد کرزی را برای دومین بار رییس جمهوری افغانستان ساختند. آقای کرزی هنوز شرمنده آن وضعیت هست و می‌داند که سیزده سال چگونه قدرت را در اختیار داشت. به سخنان و انتقاد های امروز او از امریکا و غرب استعماری نگاه نکنید، او همین حالا هم چهار چشمی به قدرت نگاه می‌کند و اگر این فرصت را به دست آورد که دوباره بر اریکه قدرت تکیه زند بدون شک با هرکشور و قدرتی حاضر است که معامله کند. ثانیا، آقای غنی و اطرافیان او نمی‌توانند یگانه مفسر قانون اساسی افغانستان باشند. در این مورد نهاد مشخصی به نام کمیسیون نظارت بر تطبیق قانون اساسی و بعدا دادگاه عالی کشور وجود دارند که هرگاه نیاز به تفسیر ماده و یا بندی از قانون اساسی و یا هر قانون دیگری در افغانستان بیفتد، این کار را انجام دهند. نیاز نیست که یگانه مرجع با صلاحیت و معتبر مثل همه عرصه‌های سیاسی و اقتصادی تنها معاون سخنگوی ارگ باشد. این کشور علاوه بر او نهاد ها و اشخاص باصلاحیت و علمی را هم دارد! ثالثا، اگر انتخابات در افغانستان به هر دلیل خاصی برگزار نشود و یا شرایط به گونه‌یی باشد که برگزاری انتخابات را دشوار سازد، آنگاه باید تا قیام قیامت به حکومتی که در ارگ وجود دارد، بعیت کرد؟ اگر این حکومت خود به مانع تراشی برای عدم برگزاری انتخابات و ادامۀغیرقانونی قدرت تبدیل شود، آنگاه چه باید کرد؟ آقای غنی و اطرافیان او همین حالا تلاش دارند که با ارایه تفسیرهای من‌درآوردی از قانون اساسی، شرایطی را به وجود آورند که انتخابات برگزار نشود. این چیزی نیست که نتوان در چهره و حرکت‌های آقای غنی مشاهده نکرد. رابعا، ادامۀ کار حکومت فعلی با خلق بحران‌هایی که به وجود آورده، به هیچ صورت نمی‌تواند به نفع آینده کشور باشد. آقای غنی در پنج سال گذشته ثابت کرد که نه تنها زمام دارخوبی نیست بل در خلق بحران و تنش اصلا جوره و مانند ندارد. وضعیت افغانستان در پنج سال زمام داری آقای غنی هر روز به سمت وخامت بیشتر رفته است. هر روز ما شاهد مصیب و فاجعه تازه در این کشور بودیم. پس هر وقت و هرچه زودتر بتوان به حاکمیت مستبدانه آقای غنی پایان داد، یک روز بیشتر به نفع صلح و دموکراسی در افغانستان خواهد بود.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.