غنی و عبدالله: متقلـب و تقلـب‌پـذیـر

حبیب حمیدزاده/

افغانستان با بحران قدرت، ‌بحران هویت و بحران منازعۀ قومی رو‌ به‌روست. این بحران‎ها هر روز در حال تشدیدند و هستی سیاسی و اقتصادی افغانستان را تهدید می‎کنند. به تقریب نظم نوین جهانی، شاخۀ افغانستان یا در قلم‌رو افغانستان، در حال شکست و فروریزی است. اسناد محرمانه‎یی که در دوران ریاست جمهوری بوش و اوباما میان مقام‌های آمریکایی رد و بدل شده، قبول شکست آمریکایی‌ها را در افغانستان نشان می‎دهد. «ما کشورهای فقیر را اشغال نمی‎کنیم که آن‌ها را ثروتمند کنیم، ما به دیکتاتوری‌ها حمله نمی‎کنیم که آن‌جا دموکراسی جاری کنیم، mandegarبلکه ما به کشورهای پرخاش‌جو و خشن حمله می‌کنیم تا آنجا صلح برقرار کنیم و آن‌چه آشکار است در انجام این مأموریت در افغانستان شکست خوردیم.»
یک امید بزرگ- رویای افغانستان جدید-افغانستان رها شده از چنگ بنیادگرایی اسلامی و قمندان‎های خودسر، در حال تبدیل‌شدن به یأس مطلق است. دموکراسی، حقوق بشر، آزادی بیان، حقوق زنان و ارزش‎های دیگری که قرار بود در نظم نوین و نظام جدید افغانستان نهادینه شوند و تحقق و پرورش یابند در حال بربادشدن‌اند. نظام جدید با جعل و دروغ بنیادگذاری شد. قانون اساسی و ساختار نظام موجود برای کشور ما از اول مناسب نبود. افزون بر این، احزاب سیاسی قوی، جریان‎های مستقل دموکراتیک در نظام جدید شکل نگرفت تا از روندهای بزرگ ملی، چون دموکراسی، آزادی بیان، حقوق بشر و ارزش‌های دموکراتیک و انسانی دیگر حراست کنند و یا برای تحقق این‌ها صادقانه مبارزه کنند.
در کابل گروه مستقلی که برای بقای دموکراسی و ارزش‌های آن مبارزه کند وجود ندارد. (گروه‎های پراکندۀ قومی فراوان‌اند). اکنون افغانستان و نظام جدید به بن‌بست رسیده است. نظام جدید و کشور اگر باز هم با مشکل زیاد از این بحران موجود عبور کند، بار دیگر و در موقعیت و موضوعات بزرگ ملی مجدداً به بن‌بست روبه‌رو خواهد شد. نظام حاکم قادر به از میان برداشتن شکاف‎ها و بحران‎های این‌چنینی نخواهد بود. این نظام همیشه بحران‌زا بوده و خواهد بود. اما اکنون سرنوشت انتخابات چه خواهد شد؟ بحران موجود افغانستان را به کجا خواهد برد؟ آیا درگیری عظیمی در راه است یا آمریکایی‎ها بار دیگر نتیجۀ تقلب را بر مردم می‌قبولانند؟
در حال حاضر دعوا میان داکتر عبدالله و داکتر غنی است. اولی بزرگترین فرد تقلب‌پذیر است و دومی بزرگترین متقلبی که تاریخ افغانستان تا هنوز دیده. در ۲۰۱۴، عبدالله، غنی را با تفاوت ۱۳.۳۵ درصدی شکست داده بود. در کشورهای دموکراتیک و عرف‌های دموکراتیک طرفی که ۱۳ درصد از رقیب‎اش رأی کم بیاورد پیروزی‎اش در دور دوم امر غیرعلمی و غیرممکن ارزیابی می‎شود. بر خلاف ادعاها و منت‎هایی که عبدالله بر مردم افغانستان بار می‎کند- توافق او هیچ کمکی برای بهبود و بقای افغانستان نرساند. «بسیاری شاخص‎ها نشان داده که تشریک قدرت میان غنی و عبدالله-نتیجۀ مستقیم انتخابات ۲۰۱۴-یک ناکامی ملال‌انگیز بوده است.»
داکتر عبدالله هنوز صداقت و شجاعتش را برای مردم افغانستان و یا حداقل برای حوزۀ رأی خود به اثبات نرسانیده است. او چندین بار است که رأی میلیونی مردم را به ‎دست می‎آورد و از آن رأی مردم، برای گرفتن بخشی از دولت به سود شخص خودش استفاده می‎کند. او پنج‌سال استراحت می‎کند و فقط دو ماه به کمپاین می‎پردازد. از آن‌جایی که جمعیت اسلامی از نداشتن شخص مناسب برای کاندیداتوری درمانده است، هر بار او را کاندیدا اعلام می‎کند.
توافق‌نامۀ حکومت وحدت ملی، سهم عبدالله را برابر سهم غنی تعیین کرده است: «برابری در انتخاب کادرها میان رییس‌جمهور و رییس اجرایی در سطح رهبری ادارات کلیدی امنیتی، اقتصادی و ادارات مستقل، در نتیجۀ این برابری و به اساس فقره‌های ۱۲ و ۱۳ که در بالا ذکر گردیده، حضور هر دو جانب در شورای امنیت ملی، در سطح رهبری مساوی و در سطح اعضا برابرگونه خواهد بود.» اما این رهبر شیک و تمیز، بدون استفادۀ درست از چنین فرصت و موقعیتی، بیشترین فعالیتش اشتراک در جنازه‎ها و ختم قرآن بوده است. در فاصلۀ پنج سال میان دو انتخابات هیچ سفری به ولایت‎ها، شهرستان‎ها و روستاهای حوزۀ رأی خود نداشته است. به ظاهر این طور فکر می‎کند که یک ملت مجبور وجود دارد که هر نوبت خوش یا خفه به او رأی می‎دهد و نیازی نیست از این ملت مجبور دل‌جویی و سپاس‌گزاری صورت بگیرد. مردم هوادار او، از وی حتی تقاضای یک طرح معقول هم ندارند. انتظار ایجاد شغل، انتظار توزیع عادلانۀ سهم او برای همۀ مردم ندارند، تنها خواست مقدس این بخش از مردم، دفاع از رأی‌شان است که به معنای دفاع از شفافیت، دفاع از دموکراسی و حق است. اما این تقاضا و خواست ملت در سه نوبت با پس‌لگد داکتر عبدالله مواجه شده است. وقت کمپاین‎های انتخاباتی برای اثبات شجاعت خود، جنگ‌شان با شوروی و پیروزی‌شان در برابر ارتش سرخ را مثال می‎آورند، اما وقت معامله و بازی با رأی چند میلیون شهروند کشور، بهانه می‎کنند که أمریکا زور است و ما را اجازه نمی‎دهد. خلاصۀ گپ در این‌جا این که: یک ملت قاطع وجود دارد که رهبراش شیک و پول‌دار و پُررابطه است، اما بدون برنامه و شجاعت.
غنی بزرگترین متقلبی است که کشور ما تا هنوز دیده است. این معلم دانشگاه، مدیر کارکشته و«متفکر» فقط یک «متعصب عصبانی» از آب درآمد. افغانستان هیچ وقت چنین آشفته، پر از فساد، تعصب، خون‌ریزی و تاریکی نبوده است. برخلاف وعده و لاف‎هایش، او با مافیا و دزدان بزرگ رابطه قایم کرد. در پنج‌سال گذشته دارایی و سرمایۀ مردم به تاراج و غارت رفته است. وزیر مالیۀ او غرق در فساد است. در حالی که فقر و تباهی بی‌داد می‎کند، مشاوران بخشی از وزارت‌خانه‎ها، بالای ۴۵ هزار دالر معاش دریافت کرده‌اند. در سال مالی جاری (۱۳۹۸) بیشتر از ۶ میلیارد افغانی حیف‌ومیل شده و نامعلوم است. غنی قومندان‎های زورگو را تنبیه می‎کند تا از رهبران خویش جدا شوند و به او بپیوندند. ۴۵ هزار سرباز ارتش، یعنی فرزندان صدیق و واقعی این سرزمین در دوران او کشته شده‌اند (در ۱۸ سال گذشته ۶۲۱۲۴ سرباز کشته‌ شده‌اند). جنگ از روستاها و حاشیه‎های افغانستان به شهرها رسیده است و کم مانده کل کشور در کام طالب فرو رود. طالبانی که بیشتر از بیست سال مصروف قصابی و قساوت بوده‌اند برای‌شان محفل باشکوه برگزار می‏شود و بعد رخصت می‎شوند.
چه کسی همانند غنی به یک روند بزرگ ملی- یک روند حیاتی و سرنوشت‌ساز مثل انتخابات و ارزشی چون دموکراسی صدمه وارد کرده است؟ به تقریب تمامی مردم افغانستان از روند انتخابات و از روندهای دیگر این‌چنینی ناامید شده‌اند و بار دیگر اشتراک نخواهند کرد. مسئول این همه تقلب‎ها غنی و برنامه‎های قومی اوست. او باید توضیح بدهد که او چه کاری را بلد است یا انجام داده است که دیگران بلد نیستند و یا نمی‎توانند انجام بدهند (غیر از برتری‌طلبی و تمامیت‌خواهی). از مارچ ۲۰۱۸ به این‌سو وزارت دادگستری ایالات متحده حالت افغانستان را « سازگار با دولت غالباً غیرقانونی، ضعیف و نا کارآمد» توصیف کرده است. از ۲۰۱۸ به این طرف نیروهای دفاعی و امنیتی افغانستان نتوانسته‌اند شهرستان‎ها و شهرها را در کنترل خود داشته باشند، شهرستان‎ها و قلمروهای بیشتری موقعیت منازعه دولت و شورشیان قرار گرفته است. نیروهای طالبان در این سال‌ها افزایش یافته است. در سال ۲۰۱۴، ‌مقام‌های آمریکایی تعداد کل نیروهای شورشی طالبان را ۲۰ هزار تن گفته بودند. چهار سال بعد از ۲۰۱۴، نیروهای جنگ‌جوی طالبان ۶۰ هزار تن گفته شده و در تازه‌ترین مورد گفته شده که «۶۰ هزار «تازه شروعش است» و به تازه‌گی این برآورد به ۶۰ تا ۷۰ هزار افزایش یافته است.» نگاه شود به تحقیقی که تازه انیستیوت مطالعات استراتیژیک افغانستان منتشر کرده است «افسانۀ دموکراسی انتخاباتی افغانستان: بی‌نظمی‎های انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۴»
همان طور که گفتیم غنی با تقلب رییس‌جمهور افغانستان شد. در یک ولایت جنگ‌زده مثل پکتیکا ۹۷.۷۷ درصد مردم اشتراک کرده بودند (به تقریب ۹۷ فیصد رأی برای غنی) در خوست ۷۳.۱۸ درصد. تمامی ناظران داخلی و خارجی و نهادهای تحقیقی در داخل و خارج کشور، نتیجۀ انتخابات ۲۰۱۴ افغانستان را نامشروع خوانده و اعلام کردند. «نتایج رأی گیری [۲۰۱۴] می‌تواند باعث شود که یک ناظر بی‌طرف به این نتیجه برسد که انتخابات و در نتیجه، ریاست جمهوری غنی، حد‌اقل با معیارهای رأی‌گیری و انتخابات دموکراتیک، نامشروع و غیرقانونی است.»
انتخابات ۲۰۱۴ افغانستان یک چیز جدید و نادر است، یعنی در هیچ کشور و جامعۀ دیگری چنین چیزی اتفاق نیفتاده است. آن روند و شیوه با هر گونه عرف دموکراتیک در تضاد بود و است و نهایت تقلب را نشان می‏دهد که «دشوار است پیش از این تاریخ نمونۀ آن را به خود دیده باشد… .» نتیجۀ انتخابات ۲۰۱۴ و میزان تقلب و بی‌اعتنایی غنی به سرنوشت دموکراسی و بقای افغانستان حیرت‌آور بوده است. چون «…‌پیداکردن نتایج انتخابات در هر کشور دموکراتیکی که بتواند با نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۴ افغانستان مقایسه شود، دشوار می‎باشد. تنها نتایج مشابه را می‎توان در برخی از ر‍ژیم‎های دیکتاتوری یافت که در آن نامزدان برنده معمولاً دست‌کم ۹۰ درصد آرا را دریافت می‌کنند.»
غنی می‎خواهد بار دیگر با تقلب به قدرت برسد. دموکراسی و شفافیت برایش مهم نیست. در چنین حالتی مردم مسوولیت دارند که از رأی خود و از دموکراسی و شفافیت دفاع کنند. هر کسی که در انتخابات شرکت کرده است، هر کسی که می‎خواهد در این سرزمین زنده‌گی کند باید علیه تقلب و زورگویی ایستاد شود. بالاخره مردم چند بار مصلحت را قبول کنند؟ چند بار برتری‌طلبی و تمامیت‌خواهی را تحمل کنند، سرانجام یک جایی در مرحله‎یی از یک روند غیردموکراتیک، غیرقانونی و خلاف رأی مردم توسط کسی توقف داده شود یا خیر؟ در زمانی که حلقۀ فساد، رهبران قومی و باداران‎شان برای غارت مردم دست اتحاد دراز کرده‌اند، مسوولیت مردم است که دست‌به‌دست هم بدهند و برای آیندۀ خود و سرزمین خود مقاومت و ایستاده‌گی نشان دهند.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.