قربان لبِ یار گهی غنچه گهی گل (مکثی بر فرمان شفاهی رییس جمهور)

گزارشگر:منو چهر ۱۰ قوس ۱۳۹۱

بیت معروفی‌ست که می‌گویند: هر غنچه که گل گشت دگر غنچه نگردد / قربان لب یار گهی غنچه گهی گل. این بیت از آن‌جا به یادم آمد که رییس‌جمهور کرزی به صورت شفاهی به سخن‌گویانش دستور داده که از موضع‌گیری‌های خصمانه علیه پاکستان در سخنان‌شان بپرهیزند. دلیلش هم روشن است، چون شورای عالی صلح با حکومت پاکستان پیمان بسته که از این پس، برای تحققِ همکاری‌های مشترک پیرامون مذاکرات صلح با طالبان، خاطرِ یک‌دیگر را رعایت کنند.
حالا سخن بر سرِ این است که سیاست‌های جناب رییس‌جمهور نیز دقیقاً مثل لب یار است که گهی غنچه می‌‌گردد و گهی گل. همین یک ماه پیش ایشان در سفری که به هند داشت، شدیدترین موضع‌گیری را علیه پاکستان اتخاذ کرد و آن کشور را لانۀ مارها خواند. اما اکنون باز با پاکستان هم‌نظر شده و فرمان مصلحت‌اندیشی صادر کرده است.
هر چند از آغاز حکم‌روایی جناب کرزی، روال بر همین بوده که بنا بر مزاج خویش و سیاست‌های بسیار خام مقطعی، استراتژی سیاسی‌اش را معین کند؛ اما از زمانی که پروسۀ مذاکرات صلح مطرح شده، سیاست نوسانیِ او بیش از پیش آشکار گردیده است. این نوع برخورد رییس‌جمهور کرزی، به‌رغم آن که همواره انتقادهایی را در پی داشته، اما هیچ یک از این انتقادها به گوش جناب کرزی کارگر نبوده است؛ حتا تا جایی که، به همین سبب خود پاکستانی‌ها رییس‌جمهور کرزی را با رکیک‌ترین الفاظ توصیف کرده‌اند.
جالب آن‌جاست که از زمان پی‌گیریِ گفت‌وگوهای صلح تا جایی که امکان داشته، رییس‌جمهور کرزی و همراهانش از خطاب قرار دادن پاکستان، طالبان، گروه حقانی و حکمتیار به عنوان دشمنان افغانستان طفره رفته‌اند و در بیشتر اوقات با ابهام، اسم آنان را یادآور شده‌اند. به غیر از مواقعی که رییس جمهور بنا بر اتفاق و رویدادی دل‌خراش متاثر و احساساتی گشته، تا کنون هیچ گروهی را به عنوان دشمن مردم افغانستان مخاطب قرار نداده است. اما با وجود این همه، رییس جمهور با این فرمان شفاهی تصمیم گرفته تا این سیاست را رسمیت ببخشد و بیشتر بر پیچیده‌گی جنگ افغانستان بیافزاید.
مساله آن است که سخن‌گویان ریاست‌جمهوری و حکومت، پیوسته انتحاریان و دهشت‌افکنان را «دشمنان مردم افغانستان» می‌خوانند و هیچ‌گاه هیچ نامِ مشخص و ویژه‌یی را بر آن‌ها اطلاق نکرده است. مصلحت‌های این نوع اسم‌گذاری از روادیدهای قومی ‌گرفته تا گفت‌وگوهای صلح، در هر مقطعی از زمان، گوناگون بوده است. تا جایی که چنین روندی باعث شده بسیاری از رسانه‌های غربی و همسایه‌گان و حتا برخی از رسانه‌های داخلی، طالبان را حق‌به‌جانب تلقی کنند و آنان را جنبش‌های معترض ملی بخوانند.
همین اکنون بسیاری از رسانه‌هایی که بر بنیاد مسایل قومی ‌در نشرات‌شان هیچ‌گاهی از طالبان اسمی ‌نمی‌برند و همین موضوع هم ناشی از سیاست‌های گذشتۀ ارگ ریاست جمهوری بوده، به اصطلاح چاقوی‌شان دسته شده است و میدان تبلیغِ آن‌ها برای طالبان فراخ‌تر. اما زمانی که چنین رویکردی از سوی ارگ رسمی ‌شود و بیش از پیش ادامه پیدا کند، چه نتیجه‌یی را به بار خواهد آورد؟
تردیدی نیست که این سیاست آقای کرزی هم مثل گذشته، بی‌ثبات است و تنها برای چند روزی خواهد بود. اجرای یک مانور فاجعه‌بار از سوی پاکستان و یا طالبان کافی‌ست تا خود رییس جمهور، نام گرفته هر دو را دشمن افغانستان بخواند؛ اما هیچ یک از متولیان امور توجه نمی‌کنند که در آینده چنین رسمی، ‌به بندِ دست‌وپاگیری تبدیل خواهد شد.
حالا بماند که پرسش‌های زیادی مطرح است. و یکی هم این‌که رییس جمهور به چه حقی فرمان می‌دهد تا کسانی را که در حملات انتحاری و کشتار مردم بی‌گناه دست دارند، نام نگیرند؟ آیا مردم حق شناختنِ دشمن خود را ندارند؟ تا کنون که این مصلحت به اجرا گذاشته شده، چه نتیجه‌یی را به بار نشانده که بازهم بر آن تاکید می‌گردد؟ قانون این حق را به مردم می‌دهد که باید اسم و رسم دشمن‌شان را بشناسند.
حرف اصلی آن است که این گونه سیاست‌های لب‌یارمانند، مشکل مذاکره با طالبان را حل نمی‌کند. طالبان گروهی ناقض حقوق بشر، مخالف دموکراسی و دشمن مردم افغانستان اند که خودشان بارها این موضوع را اذعان داشته‌اند و این فرمان رییس جمهور تنها مساله طالبان را پیچیده‌تر خواهد کرد.
بارها طالبان گفت‌وگوهای صلح را رد کرده‌اند و حتا حاضر نیستند که یک گام از موضع‌شان عقب بنشینند. حتا امتیاز رهایی چندین طالب، به‌خاطر نشان دادن حسن نیت حکومت‌های افغانستان و پاکستان، هیچ تغییری در موضع آن گروه نیاورد و حتا ما پس از آن، شاهد حملات بیشترِ آن گروه بر غیرنظامیان بودیم.
بنابراین، چرا بازهم یک امتیاز دیگر به سود آن گروه صادر می‌شود؟ به نظر می‌رسد که این عملِ رییس‌جمهور هیچ سودی به حالِ گفت‌وگوهای صلح نخواهد داشت و تنها طالبان و طرف‌دارانِ آن‌ها را جسورتر خواهد ساخت. از این‌رو، نتیجۀ واضح این فرمان، آن است که رییس‌جمهور با اعمال سیاست‌های لب‌یارمانندِ خویش، درست مثل گذشته، تیشه به ریشۀ نظام می‌زند، آن‌هم در شرایطی که او با تمام دم‌ودستگاهش، از عهدۀ تامین امنیت مردم افغانستان ناتوان است.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.