مأمـوریت جـدیـدِ خلیـل‌زاد

احمــد عمران/ شنبه 14 میزان 1397/

خلیل‌زاد سیاست‌مدارِ کارکشتۀ امریکایی افغانستانی‌تبار و سفیر پیشینِ امریکا در کابل که در بسیاری از معادلاتِ سال‌های اخیرِ کشور نقش تعیین‌کننده داشته، یک بار دیگر وارد بازی سیاستِ افغانستان شده است. گویا این‌بار کاخ سفید نقش تازه‌یی به آقای خلیل‌زاد پیشنهاد کرده است.
چندی پیش، آوازه‌هایی مبنی بر این‌که او نمایندۀ ویژۀ رییس جمهوری امریکا در امور افغانستان خواهد شد، از طریق برخی رسانه‌های غربی به نشر رسید؛ ولی او به جای این‌که نمایندۀ ویژۀ رییس جمهوری امریکا شود، به عنوان مشاور وزارت خارجه در امور افغانستان معرفی شد. به mandegar-3نظر می‌رسد که دونالد ترامپ رییس جمهوری امریکا می‌خواهد بیشتر از طریق وزارت خارجۀ آن کشور، آقای خلیل‌زاد را وارد میـدان سیاست افغانستان سازد.
آقای خلیل‌زاد کارنامۀ چندان موفق و مثبتی در افغانستان برای خود رقم نزد. او در آن سال‌هایی که تازه افغانستان مسیر دموکراسی را آغاز کرده بود و تلاش داشت که خود را از بند سنت‌های دست‌وپاگیر، معادلات قومی و زبانی و مناسبات ارباب‌ـ‌رعیتی برهاند و به ملت شدن نزدیک شود، اقدام‌هایی به خرج داد و از تیم‌هایی حمایت کرد که بیشتر کشور را به سوی لجن‌زار تعفن‌آمیزِ تعصب‌های قومی و زبانی فرو برد.
خلیل‌زاد در کنار فعالیت‌های منفی خود، جنبه‌های مثبتی نیز داشت. آقای خلیل‌زاد نگاه انتقادی به پاکستان داشت و تلاش می‌کرد کاخ سفید را متقاعد سازد که با وارد کردن فشار بر این کشور همسایه اما زیاده‌خواه افغانستان، جلو برنامه‌های تخریب‌گرانه‌اش را تا حدودی سد سازد. اما آقای خلیل‌زاد تا پایان مأموریتش در کابل موفق نشد که اقدام مشخصی علیه پاکستان انجام دهد و این کشور همچنان به مداخلاتِ خود تا امروز در امور داخلی افغانستان ادامه می‌دهد.
مأموریت آقای خلیل‌زاد این‌بار متفاوت با دفعه‌های پیش به نظر می‌‌رسد. بر اساس گزارش‌ها، قرار است که آقای خلیل‌زاد به زودی به کشورهای افغانستان، پاکستان، امارات متحد عربی و قطر سفر داشته باشد. نام این کشورها در نخستین سفرِ آقای خلیل‌زاد پس از تصدی پست جدید، نشان می‌دهد که این‌بار او به عنوان تسریع‌کنندۀ برنامۀ گفت‌وگوهای صلحِ امریکا و طالبان عمل خواهد کرد.
امریکا از مدتی به این‌سو از راه‌های مختلف با طالبان تماس دارد و گویا می‌خواهد این گروه را متقاعد سازد که به طرح سیاسیِ حل مشکل افغانستان فکر کند. این کشور تا به حال چندین نشست با نماینده‌گان گروه طالبان برگزار کرده و ظاهراً به نتیجۀ دل‌خواه نرسیده است. طالبان هنوز مشخص نیست که در این گفت‌وگوها چه پیشنهادهای تازه‌یی ارایه کرده‌اند و یا تا هنوز روی مواضع سخت‌سرانۀ سابقِ خود پافشاری دارند.
از جانب دیگر، رابطۀ روسیه با طالبان و دخیل شدن این کشورِ رقیبِ امریکا در روند صلح هم برای زمام‌دارانِ ارگ و هم برای کاخ سفید نگرانی‌هایی را خلق کرده است. روسیه که تلاش داشت در نشست مسکو از نماینده‌گان طالبان و دوازده کشور دیگر میزبانی کند، به دلیل مخالفت‌های صریح امریکا و ارگ از برگزاری نشست مسکو در شرایط فعلی صرف‌نظر کرده و می‌خواهد به شیوۀ دیگر این نشست را برگزار کند. در ضمن طالبان نیز گویا از تلاش‌های روسیه چندان خشنود به نظر نمی‌رسند و این گروه گفته است که در نشست مسکو شرکت نخواهد کرد. در حالی که در گذشته وقتی بحث نشست مسکو داغ شد، این گروه از چنین نشستی استقبال کرده بود. حالا اما پای آقای خلیل‌زاد به این میدان کشیده شده است تا او از توانایی‌های خود برای رقم زدن نتیجۀ گفت‌وگوها به نفع امریکا استفاده کند.
با توجه به گذشتۀ آقای خلیل‌زاد، چندان محتمل به نظر نمی‌رسد که طالبان و یا کشورهای دخیل در مسالۀ افغانستان از او استقبال کنند. آقای خلیل‌زاد جمهوری‌خواهِ محافظه‌کار است و بسیاری از مشکلاتِ منطقه و به ویژه در خاورمیانه، از نفوذ سیاست‌های او بر کاخ سفید نشأت گرفته است. او و ولوویز دو سیاست‌مدارِ کارکشتۀ جمهوری‌خواه هستند که سیاستِ امریکا را در خاورمیانه از حالت تدافعی به حالتِ تهاجمی سوق دادند. این موضوع را فوکویاما در کتاب «تقاطع امریکا» به‌خوبی تشریح کرده است.
موضوع دیگر اما نقش احزاب، جریان‌های سیاسی و مردم افغانستان در روند صلح است. امریکا قرار است به چه قیمتی با طالبان وارد مذاکره شود. بسیاری از تحلیل‌گران به این باور رسیده اند که امریکا در جنگ افغانستان خود را شکست خورده احساس می‌کند و برای این‌که به بدنامی شووری سابق دچار نشود، می‌خواهد به صورت «آبرومندانه» این کشور را ترک کند. بحث سپردن امنیت افغانستان به یک نهاد امنیتی خصوصی به نام بلک واتر که در افغانستان چندان خوشنام هم نیست و از حالا با واکنش‌های منفی مواجه شده، یکی از طرح‌های امریکا برای بیرون کشیدن پای خود از جنگ افغانستان می‌تواند تلقی شود.
اگر امریکایی‌ها بخواهند به ساده‌‌گی از همه چیز بگذرند و بدون ضمانت‌های لازم افغانستان را با گرگ‌های منطقه و شبکه‌های تروریستی معامله کنند، بدون تردید هم خودشان و هم مردم افغانستان از چنین معامله‌یی متضرر خواهند شد. مردم افغانستان خواهانِ صلح عادلانه و متکی به منافع ملیِ خود هستند؛ صلحی که در آن ارزش‌های نوین و ثمرۀ خونِ شهدا پایمال نگردد. آقای خلیل‌زاد هنوز مواضعِ خود را در این خصوص اعلام نکرده ولی از حالا باید به او گفت که متوجه مسایل باشد؛ زیرا مردم افغانستان، مردم شانزده سالِ پیش نیستند!

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.