مذاکرات دوحه و سیگنال‌های گمراه کنندۀ واشنگتن

علی موسوی/

دونالد ترامپ می‌گوید حتا در صورت رسیدن به یک توافق صلح با طالبان، امریکا در یک منطقه‌ از افغانستان حضور نظامی دایمی خواهد داشت.
آقای ترامپ گفت که بعد از امضای توافق‌نامه با طالبان شمار نیروهای امریکایی در افغانستان حدود ۳۰ درصد کاهش خواهد یافت و به ۸۶۰۰ خواهد رسید.
mandegarدر همین حال، او هشدار داد که اگر حمله‌یی به امریکا از مبدأ افغانستان در آینده منشأ بگیرد، آنها دوباره با نیرویی به این کشور خواهند آمد که نظیرش در گذشته نبوده باشد.
آقای ترامپ در حالی چنین اظهاراتی را بیان کرده که نماینده‌گان امریکا و طالبان در حال نهایی کردن توافق‌نامۀ صلح افغانستان در دوحه قطر هستند.
در حال حاضر ۱۴ هزار نیروی آمریکایی در افغانستان حضور دارند.
مایک پمپئو، وزیر امور خارجۀ امریکا پیش از این ابراز امیدواری کرده بود که طرفین تا اول سپتامبر به توافقی دست پیدا کنند و روند خروج نیروهای امریکایی از افغانستان تا پیش از انتخابات ۲۰۲۰ امریکا آغاز شود.
بنابراین، میان آنچه پیش از این از سوی مقام‌های امریکایی مطرح شده و اکنون صریحاً از زبان ترامپ اعلام می‌شود، یک تناقض عجیب و گیج‌کننده وجود دارد.
این‌همه در حالی است که شرط اصلی طالبان برای امضای هرگونه توافق‌نامۀ صلح با امریکا، اعلام یک جدول زمانی مشخص و محدود از سوی امریکایی‌ها برای خروج نظامیان آن کشور از افغانستان است. همچنین برای طالبان این بسیار مهم است که همه نظامیان امریکایی و خارجی به طور کامل از افغانستان خارج شوند؛ زیرا طالبان در نظر دارند که همانگونه که اکنون از موضع قدرت، مذاکره می‌کنند و در حالی که در میدان‌های نبرد، دست برتر را دارند، در میز مذاکره هم با اقتدار، حضور داشته باشند، پس از توافق صلح نیز با قدرت وارد عرصه سیاست شوند و به مثابۀ یک گروه فاتح جنگ، به عرصه سیاسی بازگردند. در آن صورت، طالبان می‌توانند ادعا کنند که امریکا را از افغانستان بیرون رانده اند و با استفاده از این ادعا به آسانی، رقبا و مدعیان سیاسی و قومی داخلی را سرکوب کرده و همه قدرت را به نفع خود مصادره می‌کنند.
در این میان اما ارسال سیگنال‌های متعارض و متناقض و گمراه‌کننده از واشنگتن و دوحه در ارتباط با حضور یا خروج نیروهای امریکایی از افغانستان، تحلیل وضعیت جاری و چشم‌انداز آینده این روند را برای ناظران بسیار دشوار می‌کند.
آنچه در حال حاضر می‌توان گفت این است که انگیزۀ ترامپ از تأکید صریح بر حفظ حضور دایمی امریکا بر افغانستان دو موضوع می‌تواند باشد: یکی اینکه او به شدت از سوی سیاست‌مداران وابسته به هر دو جناح جمهوری‌خواه و دموکرات امریکایی تحت فشار است تا روی گزینۀ خروج دایمی و کامل نیروهای امریکایی از افغانستان به عنوان یکی از پیامدهای توافق صلح با طالبان، خط بکشد و سرمایه‌گذاری‌های سنگین امریکا برای سیطره استراتژیک و بلندمدت بر افغانستان را در قبال دستیابی به منافع کوتاه مدت صرفه‌جویی در هزینه‌های میلیاردی امریکا برای پیش‌برد این مأموریت، واگذار نکند و دوم اینکه ترامپ از طریق مذاکره کننده‌گان ارشد امریکایی در قطر احتمالاً دریافته که طالبان آماده انعطاف در موضع خود در زمینه بقای نظامیان امریکایی در افغانستان هستند؛ زیرا برای طالبان هم توافق صلح با امریکا یک فرصت طلایی است که اگر از دست بدهند ممکن است نه تنها دیگر هرگز تکرار نشود؛ بلکه چه بسا هزینه‌های سنگین‌تر و مرگبارتری نیز متحمل شوند و با سرکوب نابودگرانه ارتش امریکا در جنگی واقعی رو به‌رو شوند.
در خصوص موضوع اول، از همین اکنون سناتوران، نامزدهای ریاست‌جمهوری، فرماندهان پیشین و کنونی و بسیاری از ناظران و تحلیل‌گران امنیتی و سیاسی امریکا به ترامپ هشدار می‌دهند که توافق با طالبان به معنای زمینه‌سازی برای بروز یک ۱۱ سپتامبر دیگر است و طالبان تعهد قابل اتکایی در قبال مبارزه با تروریسم به نیابت از امریکا نخواهند داد. در این میان، شماری از اعضای کنگرۀ امریکا در تلاش اند تا سازوکارهای قانونی سخت‌گیرانه‌یی را تعریف کنند که بربنیاد آن، هرگونه توافق ترامپ با طالبان، از فیلتر کنگره بگذرد. بر این اساس، ترامپ به رغم میلش برای ترک کامل افغانستان، نمی‌تواند در این زمینه مستقلاً و مستقیماً تصمیم بگیرد.
از سوی دیگر، با توجه به موضوع مورد اشاره دوم، نباید فکر کرد که طالبان از سر تفریح و تنوع، حاضر به مذاکره با امریکا شده اند. آنها می‌خواهند اکنون که در اوج قدرت نظامی هستند، از امریکا حداکثر امتیاز را بگیرند و یک آینده سیاسی قابل اتکا برای خود در افغانستان و منطقه به دست آورند. طالبان می‌دانند که در میدان جنگ حتا اگر همواره دست برتر را داشته باشند، قادر به شکست کامل دولت مورد حمایت غرب نیستند و نمی‌توانند از راه زور به قدرت برسند؛ بنابراین، مذاکره در اوج قدرت، بستری مساعد برای تضمین آینده سیاسی طالبان است.
با این حال، اگر ترامپ زیر فشارهای داخلی امریکا بر حفظ حضور دایمی نظامیان کشورش در افغانستان، تصریح کرده باشد، باید منتظر بود که مذاکرات قطر یا اصولاً به بن‌بست کشیده شده و شکست بخورد و یا مسیری متفاوت و نه چندان کوتاه را در پیش بگیرد که حصول توافق نهایی میان دوطرف دست کم در آینده نزدیک، دور از امکان خواهد بود.
اما اگر او با اطلاع از آماده‌گی طالبان برای نشان دادن انعطاف در موضع خود در خصوص حضور نظامیان امریکایی، در این باره موضع گرفته باشد، پس می‌توان نتیجه گرفت که طالبان، از موقف پیشین خود عقب‌نشینی کرده اند و این مهم، احتمالاً به معنای نوعی تبانی میان آن گروه و امریکا برای ایفای همان نقشی است که اکنون دولت کابل برعهده دارد؛ یعنی امارت اسلامی به جای جمهوری اسلامی بدون پافشاری بر خروج بی‌قید و شرط و کامل امریکا و هم‌پیمانانش از افغانستان.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.