مسوولیت دولت در برابر گسترش افراط‌‌گرایی در افغانستان

مهران موحِّد /دوشنبه 5 دلو 1394/

در این اواخر، وزارت حج و اوقاف، حدود ۴۰۰ عالم دین را از مناطق مختلفِ افغانستان طی سمیناری سه‌روزه گردِ هم آورد تا راه‌هایی را برای مبارزه با افراط‌گرایی در افغانستان جست‌وجو کنند و پیامدهای منفیِ افراط‌گرایی دینی را با استفاده از تریبون‌هایی که در اختیار دارند، به گوش تودۀ مردم برسانند.
mandegar=3وزیر حج و اوقاف افغانستان، در این سمینار اذعان داشت که تلاش‌هایی که تا کنون به منظور ریشه‌کن کردنِ افراط‌گرایی در افغانستان صورت گرفته، نتیجه‌یی در بر نداشته و افراط‌گرایی در افغانستان در حالِ افزایش است.
ظاهراً برای نخستین‌بار است که وزارت حج و اوقاف افغانستان، دست به چنین ابتکاری می‌زند و در مورد «افراط‌گرایی» که بحثی بسیار مهم در کشور ماست، سمیناری برگزار می‌کند که یقیناً اتفاق مبارکی‌ست. اما متصدیان امور دینی در افغانستان، معمولاً در مورد رشد افراط‌گرایی در این سرزمین، رویکرد انکار و غفلت را پیش می‌گیرند و این اولین دفعه است که مسؤولان می‌آیند و به صراحت دربارۀ رشد تند‌روی مذهبی در افغانستان سخن می‌زنند و این پدیده را ریشه‌یابی می‌کنند، یا تلاش می‌کنند ریشه‌یابی کنند.
این سخنِ وزیر حج و اوقاف که افراط‌گرایی در کشور ما در حال افزایش‌است و تلاش‌هایی که تا کنون برای مهار آن صورت گرفته، نه تنها سودی نداشته، بلکه در مواردی باعث افزایش آن شده است، سخنِ متین و به‌جایی است و ما را باید به تأمل و اندیشه کردن وادارد.
این را هم می‌دانیم که کمتر کشوری در جهان یافت می‌شود که همانند کشورِ ما قربانی تروریسم و افراط‌گرایی باشد. با آن‌که زمان درازی است که رژیم طالبان، سقوط کرده، اما بازهم افراط‌گرایی از ما قربانی می‌گیرد و نزدیک است ما را یک‌سره در کامِ خود فرو ببرد.
برای برخورد درست با پدیدۀ افراط‌گرایی در افغانستان، ما باید عواملی را که باعث رواج و گسترش افراط‌گرایی در میان تودۀ مردم شده است، بررسی و واکاوی کنیم.
افراط‌گرایی در افغانستان، پدیده‌یی تک‌عاملی نیست و صاحب این سطور، برخلاف بسیاری دیگر از هموطنان، مخالف فروکاستِ عواملِ افراط‌گرایی به عوامل و انگیزه‌های دینی هستم. عوامل اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و اجتماعی، به همان اندازه مهم هستند که عوامل دینی و سیاست‌های مداخله‌جویانۀ کشورهای خارجی.
فقر دانش و آگاهی را می‌توان یکی از عوامل اصلی رواج افراط‌گرایی در این سرزمین تلقی کرد. طبق گزارش رسانه‌ها، هم‌اکنون حدود ۴۰ درصد از کودکان در افغانستان، محروم از آموزش‌اند و به کتاب و قلم دسترسی ندارند، با آن‌که در طی سال‌های پس از حاکمیت طالبان، میلیاردها دالر در راستای ساختن و فعال کردن مکتب‌های عصری هزینه شده است. از طرف دیگر، درست ‌است که در این سال‌ها، کمیّت مکاتب و مدارس رشد چشم‌گیری داشته، اما هیچ‌کس به کیفیت آموزش و پرورش توجهی از خود نشان نداده است. هم‌اکنون در بخشی از مناطق افغانستان، نصاب آموزشی مکتب‌های پاکستانی تدریس می‌شود. در دوران حامد کرزی، مکتب‌های پُرشماری ساخته شد، اما به کیفیت آموزش پرداخته نشد و بخش بزرگی از کمک‌های جهانی در این زمینه به جیب مسؤولان وزارت معارف رفت. فاروق وردک، وزیر معارف حکومت کرزی، حدوداً یک میلیارد دالر از بودجۀ معارف را گستاخانه اختلاس کرد و خمی هم بر ابرو نیاورد.
کاری که از دست حکومت برمی‌آید این‌است که نظارتِ سفت و سختی بر چگونه‌گی مدیریت و بهبود کیفیتِ آموزشِ مدرسه‌های دینی و مکتب‌ها صورت دهد تا بدین‌گونه زمینه برای پخش آگاهی و سواد و دانش فراهم شود. افراط‌گرایان می‌توانند از آدم‌های بی‌سواد و ناآگاه به‌آسانی استفاده کنند و آن‌ها به دامِ خود بیندازند.
در وضعیتی که مکتب‌ها و مدرسه‌های مربوط به حکومت نتواند نیازهای دانش‌آموزان را اشباع کند، جوانان به مدرسه‌های مثلاً پاکستانی مراجعه می‌کنند و طبیعتاً در ضمن آموزش مسایل دینی، اندیشه‌های افراطی را نیز با خود حمل می‌کنند و پس از برگشت به کشور، افراط‌گرایی را ترویج و تبلیغ می‌کنند.
در وزارت معارف افغانستان، ریاستی وجود دارد به نام «ریاست تألیف و ترجمه» که در طی سیزده-چهارده سال گذشته میلیون‌ها دالر از بودجۀ دولت، صرف تأمین حقوق ماهیانۀ اعضا و رؤسای این ریاست شده است، اما این معاش‌بگیران چه کارِ درخورِ عنایتی در زمینۀ تالیف و ترجمۀ کتاب‌های درسی برای مکتب‌ها و مدرسه‌های افغانستان انجام داده‌اند؟ نصاب مدرسه‌های دینی افغانستان، تا هنوز هم نصابی به‌شدت آشفته و کم‌مایه و قدیمی‌ست و به هیچ صورت، نیازهای عصر حاضر را پاسخ نمی‌گوید و دستاوردهای بشری نوین و تحولات تازه در گسترۀ جهان را نادیده می‌گیرد. به صراحت می‌توان گفت که این نصاب، نصابی‌ست مربوط به دوران انحطاط جهان اسلام و هیچ حرفی برای گفتن در جهان معاصر ندارد. در مکتب‌های عصری نیز، هیچ توجهی به ارضای نیازهای دینی شاگردان نشده و اگر مضمونی هم در این رابطه وجود دارد، متأسفانه توسط کسانی تهیه و ترتیب شده که نه از روان‌شناسی تربیتی بویی می‌برده‌اند و نه شناخت درست‌وحسابی از آموزه‌های دینی داشته اند و حتّا ویراستاری هم حاضر نشده دست به ویرایش متنی کتاب‌هایی از این‌دست بزند. در چنین اوضاع و احوالی، شما بازهم توقع دارید که افراط‌گرایی دینی از کشورِ ما محو و نابود شود یا حد اقل به حاشیه رانده شود؟
دریغ‌مندانه باید گفت، منبرهای بسیاری از مساجد در افغانستان به بلندگوهایی برای ترویج و گسترش افراط‌گرایی و دفاع از گروه‌های خشونت‌طلب تبدیل شده است. منبرهای مساجد در میان مردم از حرمت و اعتبارِ خاصی برخوردار است و از آن می‌توان به خوبی در زمینۀ روشن‌گری بهره‌برداری کرد؛ اما در عمل، بخشی از این منبرها در اختیار افکار طالبانی و تندروانه قرار گرفته اند. وقتی وزارت حج و اوقاف قرار است با افراط‌گرایی مبارزه کند، باید در نخست از خود شروع کند. پرسش این‌ است که وزارت حج و اوقاف چرا به خطیبان اجازه می‌دهد که هم‌زمان با این‌که از دولت حقوق می‌گیرند، برضد دولت فعالیت کنند؟
بی‌عدالتی و تبعیض در افغانستان را می‌توان از عامل‌های مهمِ گسترش تند‌روی و خشونت در افغانستان شمرد. در حال حاضر، بی‌عدالتی اجتماعی در چهره‌های گونه‌گونش حضوری سنگین دارد و با آن‌که سیزده-چهارده سال از عمر دموکراسی در کشور ما می‌گذرد، هنوز هم بخش بزرگی از مردم ما به دلایل مختلف، احساس محرومیت می‌کنند و سرخورده هستند. مسلماً آدم‌های سرخورده و محروم، بیشتر از دیگران، آمادۀ پذیرشِ اندیشه‌های تند‌روانه هستند و در صدد انتقام از جامعه‌یی برمی‌آیند که در آن زنده‌گی می‌کنند. در کشور ما بنا به دلایل مختلفی که در این‌جا مجال پرداختن به آن‌ها نیست، فرصت‌ها برای سهم‌گیری در قدرت و ثروت برای همه‌گان مساویانه تقسیم نشده و بسیار بیشتر از شایسته‌گی‌ها و فضایل شخصی، تعلق‌های ژنتیکی و تباری برای بالا رفتن از نردبانِ ترقی، اهمیت و ارزش دارد.
در این شکی نیست که رواج و گسترش افراط‌گرایی در افغانستان، عامل‌های خارجی هم دارد، اما توجه به این حقیقت نباید ما را از حقیقتی با‌اهمیت‌تر غافل نگه دارد و آن این‌که تا وقتی که قابلیتِ مداخله‌پذیری وآسیب‌پذیری در ما وجود نداشته باشد، دست‌های خارجی نمی‌توانند کاری از پیش ببرند. ما ناگزیریم به این حقیقت اعتراف کنیم که در جامعۀ ما زمینۀ رشد و گسترش افراط‌گرایی و تند‌روی مذهبی، خیلی ریشه‌دار و نیرومند است و البته پرداختن به همۀ عوامل گسترشِ افراط‌گرایی در افغانستان، مجال دیگری می‌طلبد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.