مـذاکـرات بیـن‌الافغـانی؛ آیـا دولت تنـها مـی‌مانـد؟

عبدالمتین فرهمند/

منابع آگاه می‌گویند که اکثریت مطلق سیاسیون و احزاب سیاسی به هدف تامین منافع حداکثری‌شان به شکل انفرادی با گروه طالبان وارد تفاهم شده‌اند.
این منابع تاکید می‌کنند که این سیاسیون مذاکرات صلح به رهبری حکومت را زمینه‌ساز تامین حداکثری منافع شان نمی‌دانند از این رو به شکل انفرادی با گروه طالبان تفاهم کرده و یا وارد تفاهم شده‌اند.
mandegarپیشتر، یونس قانونی، معاون پیشین ریاست جمهوری که با جمعی از سیاسیون به شمول حامد کرزی در راستای صلح تلاش می ‌کنند، مدعی شده بود که برای ایجاد اجماع داخلی بین حکومت و سیاسیون تلاش می کند.
در همین حال، امرالله صالح؛ معاون اول دسته انتخاباتی اشرف‌غنی اما گفته‌است که در مذاکرات مستقیم صلح تنها دولت و طالبان شرکت خواهند کرد. آقای صالح گفته‌است که دسته انتخاباتی او چیزی زیر نام نشست‌های بین‌الافغانی نمی‌شناسد؛ زیرا نشست‌های «بین‌الافغانی» تنش‌های سیاسی را افزایش می‌دهد و برای نهادینه‌شدن صلح در کشور سودمند نیست. امرالله صالح افزوده‌است: «اگر خواسته باشیم به آتش‌بس نایل شویم و یا این‌که یک راه حل پیدا کنیم، باید یک‌طرف میز مذاکره طالبان و طرف دیگر آن دولت افغانستان قرار گیرد».
در صورتی که ادعای تبانی مستقیم و انفرادی گروه های سیاسی با طالبان درست باشد، این رویداد، شرایط صلح را به ویژه برای دولت افغانستان، دشوارتر خواهد کرد. البته تاکنون مشخص نیست که اساسا چنین تفاهمی به دست آمده یا نه، و اگر پاسخ مثبت باشد، طرف های تفاهم کننده، چه کسانی هستند، تفاهم به دست آمده در چه سطحی است و کدام مسایل را تحت پوشش قرار می دهد. با اینهمه، به نظر می رسد که این اقدام احزاب، نوعی پاسخ به تدابیر انحصارگرایانه دولت مرکزی در زمینه صلح است.
اظهارات امرالله صالح؛ معاون دسته انتخاباتی دولت ساز نشان می دهد که حکومت آشکارا در صدد انحصار روند صلح با طالبان است و در این زمینه، هیچ نقش و سهمی برای احزاب و جریان های سیاسی خارج از دولت قایل نیست. البته استدلال آقای صالح هم به سهم خود، قابل دفاع است؛ زیرا تجارب گذشته نشان می دهد که به هر میزانی که شمار طرف های مذاکره کننده، افزایش پیدا کند به همان میزان، امکان دستیابی به توافق، دشوارتر می شود. با اینهمه، نمی توان جریان های سیاسی و قومی اثرگذار را کاملا نادیده گرفت؛ زیرا یکی از پیامدهای چنین سیاستی، ورود مستقلانه احزاب به گفتگوهای مستقیم با طالبان است که این امر، به ویژه اگر به توافقی نیز منجر شود، نه تنها موضع دولت را تضعیف خواهد کرد؛ بلکه بدتر از آن، سبب تقویت قدرت طالبان در مذاکرات صلح خواهد شد.
بنابراین، به نفع دولت است که به جای تلاش برای انحصارگرایی در روند صلح و تقلای نافرجام به هدف تحمیل سلطه یکجانبه و تمامیت خواهانه خود بر این روند، حمایت احزاب و جریان های سیاسی را نیز جلب کند و به این ترتیب، با یک پشتوانه نیرومند ملی به میز مذاکره با طالبان حاضر شود. این مهم در مقایسه با تبانی پنهانی و انفرادی احزاب و سازمان های جهادی با طالبان، جایگاه های دولت و طالبان را تغییر خواهد داد و به جای اینکه موضع طالبان را تقویت کند، برای دولت یک پشتوانه قدرتمند فراهم خواهد کرد تا از موضع قدرت در پیگیری سیاست های اصولی خود در مذاکره با طالبان، ظاهر شود و با استفاده از حمایت احزاب و جریان های داخلی، طالبان را وادار به پذیرش بخشی از خواسته های خود کند؛ اما اگر حکومت، تحت تأثیر افکار افراطی افرادی مانند امرالله صالح، هرگونه حضور و مشارکت احزاب سیاسی در مذاکرات صلح را نفی و رد کند و برای انحصار این روند، تلاش نماید، این خطر وجود دارد که در سایه تفاهم مستقلانه احزاب با طالبان، تنها بماند و به این ترتیب، حتی از دستیابی به اهداف حداقلی خود در چارچوب صلح با آن گروه نیز بازماند.
در این میان، احزاب و تشکل های سیاسی خارج از دولت نیز باید حساسیت های حیاتی صلح با طالبان و پیامدهای زیانبار احتمالی تبانی پنهانی با آن گروه برای امنیت، ثبات، منافع و حاکمیت ملی و دستاوردهای نیم‌بند دو دهه اخیر را درک کنند و علیرغم نارضایتی از سیاست حکومت در بسیاری از زمینه ها تحت تأثیر عقده سنگین انتقام سیاسی، به گونه ای عمل نکنند که در پیشگاه تاریخ و نسل های آینده، متهم به «خیانت ملی»‌ شوند.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.