ملا و حقوق بشر

عبدالکبیر ستوده/

ملاهای ما نسبت به حقوق بشر چهار مرحله اندیشه‌گی را از سر می‌گذرانند. البته بعضی شان در همان مرحلۀ نخست می‌مانند و با آن اندیشه‌ها می‌میرند و بعضی هم مرحلۀ دوم و سوم را نیز تجربه می‌نمایند و قلیلی به مرحلۀ چهارم گام می‌گذارند.
۱-مرحلۀ اول عدم آشنایی با حقوق بشر است. در این مرحله حقوق خداوند چنان چشم و دل این قشر را پُر کرده است که بشر برای‌شان نه اصالت دارد و نه فردیت و نه اختیار و نه حقوق. تمام اینها یا وجود ندارند و یا ذاتی و اساسی و بنیادی نیستند و فقط ارزش دست چندمی دارند. mandegar«‌بشر چیست که حقوقش باشد؟» شعار این دوره است. زبان تکلیف در این مرحله حاکم مطلق است و مبنای تکلیف ما در باب رعایت مصالح و منافع دیگران، طلب خداوند است نه حقوق بشری انسان‌های گوشت و پوست و خون‌دار دیگر. در این مرحله، شما اصلاً چیزی به‌نام حقوق بشر به معنای امروزی و مدرن کلمه را نمی‌شناسید. این مرحله را می‌شود مرحلۀ «‌عدم آشنایی» نام نهاد.
۲- در مرحلۀ دوم، ملاهای ما کمی با حقوق بشر آشنا می‌شوند، اما آن را ساخته و پرداختۀ غرب می‌دانند و معتقد هستند که این حقوق بشر بهانۀ است برای تهاجم فرهنگی و کشورگشایی و سرکوبی ملت‌های دیگر. در این مرحله اگرچه آشنایی با حقوق بشر به معنای مدرن کلمه وجود دارد، اما هیچ ارزشی برای حقوق بشر قایل نیستند. این مرحله را مرحلۀ «‌انکار» نام‌گذاری می‌کنیم.
۳- مرحلۀ سوم، اما ارزش‌های حقوق بشری هم شناخته می‌شوند و هم دل می‌ربایند اگرچه تماماً پذیرفته نمی‌شوند. در این مرحله دیگر نمی‌شود حقوق بشر را دست کم گرفت و انکار کرد و بی‌ارزش تلقی کرد. کیست که بشر مدرن را و عقلش را و دست‌آوردهایش را انکار کند و بردهگی و گوسفندصفتی و فرمان‌بری را از آدمی بخواهد و بستاید؟ در این مرحله اما با حقوق بشر معامله یک بام و دو هوا صورت می‌گیرد. به این معنای که در برابر حقوق بشر، حقوق بشر اسلامی ساخته می‌شود و مطرح می‌گردد. حقوق بشر پذیرفته می‌شود اما برای مسلمان‌ها نه برای تمام انسان‌ها. حقوق بشر پذیرفته می‌شود اما به صورت نسبی نه به صورت کلی. در این مرحله سعی صورت می‌گیرد که برای ارزش‌های حقوق بشری زیربنای دینی دست و پا گردد. این مرحله مرحلۀ استخراج حقوق بشر از منابع دینی است و این حقوق بشر هم در واقع حقوق بشر مسلمان‌ها است و بس. می‌شود این مرحله را مرحلۀ «‌استخراج» عنوان کزد.
۴-در مرحلۀ چهارم اما حقوق بشر به عنوان یک دست‌آورد بشری مدرن پذیرفته می‌شود و به رسمیت شناخته می‌شود و سعی صورت می‌گیرد که حقوق بشر تفسیر دینی نشود بلکه دین تفسیر حقوق بشری شود. در این مرحله گفته می‌شود که حقوق بشر به معنای امروزی کلمه در دین وجود نداشته است و انسان‌های سنتی چیزی از این مهم نمی‌شناخته و نمی‌دانسته اند و به همین دلیل باید در دل برداشت دینی از جهان و انسان، جای برای حقوق بشر باز کرد و فهم دینیِ که با حقوق بشر در تعارض است باید تأویل گردد و متلائم شود و یا کنار زده شود. در این مرحله مدرن بودن و انسانی بودن و مستقل بودن حقوق بشر پذیرفته می‌شود. این مرحله در واقع، مرحله استخراج نیست بلکه مرحله تعامل است. این مرحله مرحله است که روشنفکران دینی به آن رسیده اند. این مرحله در واقع مرحلۀ «تعامل» است.
اما جای این سوال است که آیا ملای ما به این مرحله می‌رسد و تقدم عقل و اخلاق و حقوق بشر بر دین را قبول می‌کند یا نه؟

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.