مهندسی انتخابات؛ وسـوسـه‌یی بحـران‌زا و پُرهـزیـنه!

حلیمه حسینی / 25 حمل 1393/

این روزها، شاهد افت‌وخیزهای زیادی نسبت به انتخابات و امید به نتیجۀ شیرینِ آن هستیم. بحث‌ها و گفتمان‌ها، ارایۀ نظرها و کارشناسی‌ها و تحلیل‌ها و ارزیابی‌ها، همه و همه به‌نوعی بر روی افکار عمومی تأثیرِ خود را خواهند داشت. این‌که تقلبِ گسترده صورت گرفته است یا نه، این‌بار انتخابات نسبت به انتخابات‌های پیشین شفاف‌تر بوده یا خیر، رسیده‌گی به شکایات انتخاباتی در چه حال‌وهوایی‌ست و تا چه حد امید است که بتوان آن را مدیریت کرد؛ mnandegar-3همه و همه جزوِ آن دسته از پرسش‌ها و نقطه‌نظرهایی‌اند که اگر پاسخ و توضیحی درست برای‌شان از نگاه مردم تعریف نشود، می‌توانند بحران‌زا تمام شوند. اکنون پرسش این‌جاست که در وضعیت کنونی، کدام استراتژی می‌تواند کارآمدتر و بهتر عمل کند؛ ناامید کردن مردم از نتیجۀ انتخابات و یا روحیه بخشیدن به آن‌ها و ایجاد باورمندی به انصاف و بی‌طرفیِ کمیسیون‌های انتخاباتی؟!
به نظر می‌رسد کارِ رسانه‌ها و رسالتِ آن‌ها در این زمینه، برجسته‌تر از دیگر نهادها و دستگاه‌ها باشد. رسانه‌ها باید با حفظ اصلِ بی‌طرفی و دقت، قدم به قدم به انعکاسِ رویدادها و عملکرد کمیسیون شکایات انتخاباتی بپردازند، چرا که این روزها نه سیاستِ بزرگ‌نمایی و از کاه کوه ساختن می‌تواند دردی از جامعۀ ما دوا کند و نه کوهی از تقلبات و یا مشکلات و چالش‌ها را انکار کردن و نادیده گرفتن!… مسلماً هر دو، سیاست‌های خطرناکی برای جامعۀ ما هستند که می‌توانند با استفادۀ نادرست و نابه‌هنگام، امیدهای ایجادشده برای انتقالِ مسالمت‌آمیزِ قدرت در این دیار را زیر سوال برده و مردم را به‌نوعی بی‌باوری و ناامیدی برسانند.
پیدایشِ این گمان برای مردم که رأی آن‌ها به هدر رفته و آن‌ها در معامله و معادله‌یی از پیش تعیین‌شده، تنها بازنده‌گانِ میدان هستند، بدون شک مشارکتِ بعدی و همه‌گیرِ مردمی را در ساختِ یک حکومتِ خوب از میان خواهد برد، و حکومتی که منهای توده‌های مردم و بدون مشارکت و همیاریِ همۀ اقوام و گروه‌ها تشکیل شود نیز خود به خود متزلزل شده و از هم فرو می‌پاشد و یا برای حفظ قدرت و بقای خود، به دامنِ دیکتاتوری و استبداد سقوط می‌کنـد!
امروز مردم افغانستان، خواهانِ بازگشت به هیچ‌کدام از حالت‌های بدِ سیاسیِ تجربه‌شده در گذشته نیستند. حضور پُرشورِ آن‌ها نشان داد که دموکراسی و حاکمیت داشتن بر سرنوشت خویش، تنها گزینۀ معقول و مورد تأییدشان است. کسانی که تهدیدهای امنیتی را نادیده گرفته و رأی خود را در صندوق انداختند، حتماً برای دفاع از آن نیز حاضرند وارد صحنه شوند و از دست‌اندرکارانِ حمایت و حفاظت از این آرا، حساب بگیرند و پاسخ بخواهند!
کسانی هم که با وجود همۀ تهدیدها، زدوبندها و مشکلات، وارد کارزارهای انتخاباتی شدند و به عنوان نامزدان ریاست‌جمهوری، کار و کوشش کردند تا بتوانند تغییراتی اساسی و بنیادین را در فضای سیاسی کشور به‌وجود آورند نیز باید در این شرایط حساس، با صبوری و دوراندیشی نگذارند که تمامِ زحمات‌شان برای سامان بخشیدن به اوضاع آشفتۀ کشور، به هدر رود و ـ خدای نکرده ـ با شتاب‌زده‌گی و غلبۀ احساسات، فاصله‌ها و گسل‌ها را میان اقوام و سمت‌وسوها بیشتر کرده و سنگ بنای یک نفاقِ عمیق‌تر از گذشته را بگذارند!
نامزد برنده باید با تمسک به سیاستِ تحمل و مشارکتِ محوری دیگر گروه‌ها، و نامزدانِ به‌اصطلاح بازنده باید با سیاستِ همکاری و تشریک مساعی، بکوشند که از سقوط افغانستان به دام بحران‌های غیر قابلِ کنترل جلوگیری کنند. در این میان، دولت که فعلاً زمام‌دارِ قدرت و حاکمیتِ ملی است، فرصتی اندک دارد تا به اثبات برساند که در واپسین روزهای عمر خود، بیشتر تلاش برای به ثمر نشستنِ انتخابات را دارد و نه مهندسی و اعمال سلیقه در آن.
سرنوشت صندوق‌های انتخابات، سرنوشت شکایت‌هایی که به کمیسیون شکایاتِ انتخاباتی سرازیر شده و سرنوشت اعتمادی که مردم به دموکراسی و این کانال و مجرا برای تحققِ آرزوهای‌شان داشته‌اند، همه و همه در گروِ صادقانه و شفاف عمل کردنِ دولت در این روزهای آخر است. اگر دولت بخواهد از هر ابزار و امکانی که در اختیار دارد، به‌نوعی برای مهندسیِ انتخابات و جابه‌جا کردنِ مهره‌های دل‌خواهِ خود استفاده کند، در حقیقت ضربۀ نهایی را به پیکرِ نیمه‌جانِ دموکراسی در افغانستان خواهد زد و نتیجه‌یی که با این‌ تلاشِ خاینانه به دست آید نیز بدون شک مقدمۀ تمام بحران‌ها و بی‌نظمی‌های آینده خواهد شد!
به‌یقین که هرگونه مهندسی و دستبرد احتمالی در انتخابات، از پرده برون خواهد افتاد و مردمی که مرگ را به جان خریده به پای صندوق‌های رأی آمدند را ناگزیر خواهد کرد که برای واپس گرفتنِ تجلی ارادۀ خود، به میـدان آیند و خود مجریِ عدالت و رساندنِ حق به حق‌دار شوند!… اما اگر حکومت گزینۀ بعدی یعنی همکاری، شفافیت و حفظ بی‌طرفی را در پیش بگیرد، بدون شک خدمتی بزرگ و به‌یادماندنی را در حافظۀ تاریخ به ثبت خواهد رساند که می‌تواند به‌نوعی جبرانِ سال‌ها کم‌کاری و ندانم‌کاری‌اش باشد. نامزدان هم باید با یک نگاهِ همگرایانه و وحدت‌طلبانه، به‌جای تخریب و تخدیش چهرۀ سیاسی یکدیگر، آمادۀ رویاروییِ هوشمندانه با اتفاقاتِ ناگوارِ احتمالی شوند و تمام دار و ندارِ افغانستان را در کشاکش نتایجِ انتخابات به قمار نگذارند!

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.