مهندسی انتخابات و ترسیمی نو از معادلۀ قدرت

محمد اکرام اندیشمند/ 13 حمل 1393/

آیا تدویر سومین انتخابات ریاست‌جمهوری افغانستان، بدون تقلب و با شفافیت همراه خواهد بود؟
سناریوی تقلبِ احتمالی در انتخابات چه‌گونه طرح و مهندسی می‌شود؟
پیامد تقلب و مهندسی انتخابات در بازی سیاسی و معادلۀ قدرت چیست؟
چه‌گونه می‌توان از تقلب و مهندسی در انتخابات جلوگیری کرد؟mnandegar-3

در حالی که انتخابات ریاست‌جمهوری و شوراهای ولایتی روز شنبه (۱۶حمل۱۳۹۳ / اپریل۲۰۱۴) برگزار می‌شود، اذهانِ بسیاری به دریافت پاسخِ پرسش‌های یاد شده معطوف شده‌اند.
دو ماه مبارزات انتخاباتیِ نامزدان ریاست‌جمهوری، به تبارزِ سه نامزدِ پیشتاز منجر شده است که آن‌ها عبارت‌اند از:
ـ عبدالله عبدالله
ـ زلمی رسول
ـ اشرف‌غنی احمدزی
در حالی که هر یک از این نامزدان در درون دولتِ افغانستان حامیانِ خود را دارند، اما این راز دیگر از پرده برافتاده که نامزد اصلیِ مورد حمایتِ دولت و شخص رییس جمهور کرزی، آقای زلمی رسول است؛ نامزدی که حتا تا چند ماه قبل در حدس و گمانه‌زنی‌های آگاهان و فعالانِ سیاسی شامل لیستِ نامزدان نمی‌شد و شاید خود ایشان نیز از آن بی‌اطلاع بود.

آیا زلمی رسول برندۀ این انتخابات خواهد شد؟
اگر حمایت رییس‌جمهور کرزی از زلمی رسول، برگ برندۀ موصوف در انتخابات تلقی و ارزیابی شود و پیروزی از قبل تعیین‌شده را برای وی رقم بزند، بازی با این سکه یک رُخِ دیگر هم دارد: ناکامی زلمی رسول در انتخابات!
شکست زلمی رسول، ناشی از سیاست‌های خارجیِ رییس جمهور کرزی به‌ویژه در مخالفت و ستیزه‌جویی با امریکا و غرب خواهد بود، مشروط بر این‌که امریکاستیزی رییس‌جمهور کرزی نه یک بازی استخباراتی، بلکه چرخش جدی و واقعی در نگرش و دیدگاه وی در برابر امریکا و غرب باشد. در چنین حالتی که به‌سختی می‌توان از واقعی بودنِ آن سخن گفت، زلمی رسول قربانیِ این سیاست خواهد شد.
اجرای سناریوی مهندسی انتخابات از سوی مهندسان دولتی در جهت پیـروزی نامزد مورد نظر، وضعیتی ایده‌ال و مطلوب است. اگر با شکست این مهندسی، انتخابات به دور دوم کشانده شود، طرح اصلی مهندسانِ انتخابات در دور دوم، آن خواهد بود تا زلمی رسول و اشرف‌غنی احمدزی وارد این دور شوند. اهمیت برگزاری دور دوم انتخابات میان دو نامزد مذکور، برای مهندسانِ انتخابات به‌ویژه برای ارگ از زاویۀ نگرشِ قومی در عرصۀ سیاست و اقتدار سیاسی، به دو نکتۀ مهم در باور و نگرشِ آن‌ها برمی‌گردد:
۱ـ بازگشت به رقابت قبیله‌یی قدرتِ سیاسی در درون قومیتِ واحد پشتون. این رقابت که از دیدگاه آنان با توجه به ساختار اجتماعی و قومی افغانستان که تا کودتای ثور ۱۳۵۷ بازتاب طبیعی و منطقی این ساختار بود، پس از کودتای مذکور در اثر تجاوز و دخالت خارجی، از مسیر اصلی و طبیعیِ آن منحرف شد. تبعات این انحراف، بی‌ثباتی سیاسی و تداوم دخالتِ خارجی با تکیه به اقلیت‌های قومی و تغییر رقابت قبیله‌یی قدرت در درونِ یک قوم به منازعۀ قومیِ قدرت میان اقوام بود. برگزاری دور دومِ انتخابات میان اشرف‌غنی احمدزی و زلمی رسول که در واقع رقابت قبیله‌یی قدرت را میان قبابل درانی و غلجایی منعکس می‌سازد، بازگشت به همان وضعیت طبیعیِ رقابت سیاسی تلقی می‌شود.
۲ـ راندن و حذف سایر گروه‌های قومی از مرکز رقابت بر سر قدرت سیاسی ـ به‌ویژه گروه قومی تاجیک، مدعی اصلی این رقابت ـ به حاشیه و به بیرون از میدان اصلی منازعۀ مسالمت‌آمیز قدرت.
عدم ورود دکتور عبدالله عبدالله به دور دوم از این زاویه مورد توجه قرار می‌گیرد و بازگشت به مسیر طبیعی رقابت قبیله‌ییِ قدرت در درون ساختار گروه قومی واحد، محقق و تثبیت می‌شود.

نظارت و شمارش آرا، انتخابات شفاف و عادلانه:
یگانه راه برگزاری انتخابات شفاف و عاری از تقلب‌های کلان و تخطی‌های فراگیر انتخاباتی، نظارت فراگیر بر انتخابات و شمارش آرای مردم در محل اخذ رای است. این‌که تا کدام حد این نظارت و شمارش آرا، عدالت و شفافیتِ انتخابات را تضمین می‌کند، به‌درستی نمی‌توان تعیین کرد؛ اما نظارت فراگیر و گسترده در هر یک از مراکز رای‌گیری متشکل از نماینده‌گان نامزدها و نماینده‌گان جامعۀ مدنی، درصدی این ضمانت را بالا می‌برد.
نکتۀ مهم در مورد کارایی و موثریت نظارت بر انتخابات، آن است تا قبل از انتخابات، تمام نامزدان ریاست‌جمهوری، کمیسیون مستقل انتخابات و دولت افغانستان توافق کنند که رای‌گیری در غیاب ناظران به‌خصوص ناظران نامزدهای پیشتاز انتخابات و شمارش آرا، مدار اعتبار نیست. باز بودن مراکز رای‌گیری و شمارش آرا در غیاب نماینده و ناظر نامزدان ریاست‌جمهوری و جامعۀ مدنی، مبتنی به هر بهانه و عاملی، حکایت از تقلب انتخاباتی دارد.

 

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.