میراث ماندگار و فصل ناتمامِ شهید کاظمی

سیداکرم بارز/

شهید سیدمصطفی کاظمی از شخصیت‌های مهم سیاسی و اجتماعی افغانستان بود که دوازده سال پیش در در نتیجۀ یک حمله خونین تروریستی در ولایت بغلان جام شهادت نوشید. شهید کاظمی در آوان جوانی به جهاد مردم افغانستان پیوست و در مقاطع مختلف تاریخی به عنوان شخصیت معتدل، متعهد و آرمان‌گرا؛ نقش و رسالت خود را در تحکیم ستون پایه‌های وحدت ملی و دولت‌سازی ایفا کرد. کارنامه‌های چهره‌ها و شخصیت‌های سیاسی افغانستان با توجه به مسلط بودن گرایش‌ها و سلیقه‌های سیاسی و قومی در این کشور محل منازعه اند، اما در این mandegarمیان شهید کاظمی از چهره‌هایی بود که تمام اقشار جامعه در زمان حیات او دید مثبت نسبت به شخصیت و کارکردهای ملی گرایانۀ او داشتند و اکنون با گذشت دوازده سال از مرگ او، همچنان جایگاه در خور شأن در میان روشنفکران و توده‌ها دارد و توده‌ها جوان‌مرگ شدن و ناتمام ماندن فصل‌ها و آرزوهای او را با یأس و افسوس به یاد می‌آورند.
شهید کاظمی هر چند اقتصاد نخوانده بود و تیوریسن اقتصادی هم نبود، اما طرح‌های عملی و واقع‌بینانه برای فراهم‌سازی تسهیلات در عرصۀ رشد و توسعۀ تجارت و سرمایه‌گذاری در افغانستان داشت و یکی از بهترین وزیران تجارت افغانستان بود، در دوران سه سال ماموریت کاظمی پارک‌های صنعتی فعال شدند، اتاق‌های تجارت و صنایع برای هماهنگی و رسیده‌گی به نیازهای جامعۀ تجاری و سرمایه‌گذاری شکل گرفت و کارهای زیادی صورت گرفت. حکومت وقت هرچند با کاظمی بی‌مهری سیاسی کرد و نگذاشت طرح‌های مفید و سالم اقتصادی او تکمیل شود، اما مردم و توده‌ها همچنان باورمند به عمل‌گرایی و ملی‌گرایی او بودند و او را با حمایت‌های گسترده به مجلس نماینده‌گان فرستادند، جایی که او توانست بحث‌های جسته و گریختۀ قومی در مجلس را به سوی مباحث ملی، سازنده و نتیجه‌محور عمدتاً متمرکز به رفاه اقتصادی سوق دهد. کمیسیون اقتصادی مجلس نماینده‌گان در زمان ریاست او در طرح‌ها و بحث‌های اقتصادی کشور نظر واضح و مبتنی بر نیازها و اولویت‌های کشور داشت و کاظمیِ شهید به این باور بود که ظرفیت‌ها و فرصت‌های زیاد اقتصادی در کشور به دلیل سال‌های متمادی جنگ و دولت‌ستیزی ناگشوده مانده و استفادۀ بهینه از این ظرفیت‌ها، افغانستان را به خودبسنده‌گی اقتصادی و فقرزدایی واقعی رهنمون می‌سازد.
او در راستای به کرسی نشاندن این آرزوی همیشگی‌اش مساعی زیادی به خرج داد و در همین راه جام شهادت نوشید و جا دارد دولت با درنظرداشت زحمات او را ملقب به «شهید توسعۀ اقتصادی و رفاه ملی» سازد. شهید کاظمی به این باور بود که در تاریخ سیاسی اففانستان با روش‌های سرکوب‌گرایانه، میراثی، استبدادی و غیردموکراتیک؛ انتقال قدرت صورت گرفته و لازم است قدرت و روش‌های کسب آن مشروعیت لازم دموکراتیک داشته و برخاسته از متن و بطن جامعه باشد تا اقتدار ملی و همه‌شمول شکل گیرد و به همین خاطر حزب اقتدار ملی را در زمان حیاتش ایجاد و رهبری کرد.
شهید کاظمی بنابر ضرورت تفاهم و اتحاد تمام نیروهای سیاسی سوای گرایش‌ها و مفکوره‌های چپی و راستی در تحکیم نظم و ترتیبات پس از بن و نقش فعال نیروهای سیاسی متخاصم در تحکیم سازوکارهای نوین دموکراتیک، در شکل‌دهی جبهۀ ملی افغانستان به عنوان یک محوریت کلان سیاسی فعال در زدوبندها و فعل و انفعالات سیاسی کشور سهم بایسته داشت و تا زمان شهادت به حیث سخنگوی این جریان سیاسی کار کرد. شهید کاظمی به این باور بود که یک جامعه مرده و فاقد دورنما همیشه ضعیف و متکی به کمک‌های خارجی خواهد بود و انگیزه‌دهی، اعتدال باوری، انحصارزدایی، تبعیض گریزی، ملی‌گرایی و قطب‌نما سازی روشن برای آینده کشور، افغانستان را به خانۀ مشترک و آیینۀ تمام‌نمای شهروندان افغانستان تبدیل و در این صورت وحدت ملی و ملت‌سازی از آرزو به واقعیت مبدل می‌گردد. شهید کاظمی مسوولیت چندین دهه جنگ، خون‌ریزی و برادرکشی در کشور را در جاه‌طلبی‌های رهبران و نخبگان سیاسی می‌دانست که توده‌های با هم برادر و برابر را به‌خاطر امیال و اهداف شخصی و سیاسی‌شان به دشمنان سوگند خوردۀ یکدیگر مبدل کرده و مردم را هیزم سوخت در تنور گرم اختلافات قومی و زبانی ساختند و در پایان کار رهبران سیاسی از چپی تا راستی و تکنوکرات، تقصیر بحران را به گردن دیگری می‌اندازند.
کاظمی در جامعه‌یی زنده‌گی می‌کرد که دیگران به‌خاطر قدرت و ثروت معاملات ننگین و تاریخی انجام می‌دادند، اما او تا پایان عمر به عنوان شخصیت میانه‌رو، ارزش‌گرا و متعهد به آرمان‌ها و منافع ملی زنده‌گی کرد و مردم افغانستان کارنامه‌های درخشان و رهنمودهای انسانی و دل‌سوزانۀ او را به باد فراموشی نخواهند سپرد. افغانستان پس از مرگ کاظمی آبستن تحولات مهم سیاسی و تاریخی بوده و چشم‌انداز صلح، دموکراسی و ایجاد ثبات تیره و تاریک به‌نظر می‌رسد و آنچه کاظمی در پی تحقق آن بود، جامعه عمل نپوشیده است.
رفاه اقتصادی، سرمایه‌گذاری روی ظرفیت‌های بومی، رهایی از کمک‌های لجام گسیختۀ خارجی، ملت‌سازی واقعی، ارزش‌محوری، انگیزه‌دهی به جوانان و نیروهای تاثیرگذار سیاسی- اجتماعی و عمل‌گرایی از فصل‌های ناتمام شهید کاظمی اند که بخش اعظم کار وتکمیل این صفحات زرین و فصل ناتمام را باید نیروها و جریان‌های باورمند به افغانستان متکثر و همگرا به عهده گیرند.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.