نشسـت چیـن و خـواست‌هـای ارگ

احمــد عمران/

نشست چین میان طالبان و شخصیت‌های سیاسیِ کشور که نماینده‌گانی از حکومت را نیز شامل می‌شد، برای مدتِ نامعلومی به تأخیر افتاد. این نشسـت قرار بود که در روزهای نزدیک در بیجینگ برگزار شود، ولی بر اساسِ گزارش‌ها به دلیل عدمِ تهیۀ فهرست شرکت‌کننده‌گان و بی‌علاقه‌گی حکومت نسبت به آن به تأخیر افتاد. حکومتِ افغانستان گفته است که روی تهیۀ فهرستِ یک هیأتِ همه‌شمول کار می‌کند و تا زمانی که این فهرست کامل نشود، هیچ نشستی نباید برگزار شود.
mandegarدر این‌که واقعاً نیتِ حکومت از تهیۀ فهرستِ همه‌شمول و به تأخیر مواجه کردنِ گفت‌وگوهای صلح چیست، هنوز واقعاً نمی‌توان حرف کاملاً دقیقی مطرح کرد؛ ولی گمان می‌رود که ارگ هنوز تمایلِ چندانی به شروع چنین گفت‌وگوهایی ندارد. سخنگوی وزارت دولت در امور صلح گفته است که افغانستان از هر تلاشی برای رسیدن به صلح که در محوریتِ حکومت افغانستان صورت گیرد استقبال می‌کند، اما هیچ حرفی در مورد تأخیر نشست چین ابراز نکرده است. به نظر می‌رسد که ارگ در حال حاضر گفت‌وگوهای صلح را از اولویت‌هایِ خود نمی‌داند. ارگ می‌گوید که موضوع گفت‌وگوهای صلح از وظایف حکومتِ آینده است؛ پس بر این اساس تا زمانی که حکومتِ بعدی تشکیل نشود، هیچ گفت‌وگویی میان حکومت و طالبان انجام نخواهد شد.
این‌که طالبان از راهِ گفت‌وگو و مذاکره دست از جنگ بردارند و یا از راه مقاومت و جنگ در برابرشان، یک بحث است و این‌که نیتِ ارگ از صلح و گفت‌وگو با طالبان چیست، بحثی دیگر. گاهی ارگ از این مسایل به صورتِ مغالطه‌آمیز بهره‌برداری سیاسی می‌کند و می‌خواهد خود را حامیِ ارزش‌های مُدرن نشـان دهد و کسانی را که به روند گفت‌وگوهای صلح تمایل دارند، متهم به سازش با گروه طالبان و جانب‌داری از برگشت به گذشتۀ تاریک می‌کند. در حالی که اصلِ قضیه چنین نیست و هیچ کسی در افغانستان ـ مگر یک تعداد افراد حلقۀ آقای غنی و محدودی از گروه‌های تندرو و عقب‌گرا ـ خواهانِ برگشت حکومتِ طالبانی در کشور نمی‌باشد. اما در این هم شکی نیست که با توجه به تمایل کشورهای حامی افغانستان به برنامۀ صلح با طالبان، شخصیت‌ها و نیروهای مختلفی در کشور از روند مذاکرات صلح با توجه به ارزش‌های موجود در جامعه حمایت می‌کنند. این حمایت به هیچ صورت تبانی و تمایل به امارت طالبانی و افکارِ این گروه نمی‌تواند تلقی شود. وقتی زمینه‌هایی به وجود بیاید که به جنگ هجده‌ساله نقطۀ پایان بگذارد و در ضمن ارزش‌های فعلیِ جامعه قربانی چنین صلحی نشود، بدون شک باید از آن حمایت کرد. ولی این را هم نباید نادیده گرفت که طالبان یک گروهِ تندرو و غیرقابل اعتماد است که با برداشتِ قبیله‌یی و قومی از ارزش‌های دینی، می‌خواهد مانع رسیدنِ افغانستان به جامعۀ مدرن و قانون‌گرا شود.
تا زمانی که واقعاً طالبان در دیدگاه‌هایِ خود تغییر وارد نکنند و سعی نورزند که مشکلِ خود را از طریقِ مسالمت‌آمیز حل نمایند، هرگونه تلاش برای صلح با این گروه نتیجه‌بخش نخواهد بود. اما ارگ از عدم تمایل به گفت‌وگوهای صلح، چنین چیزی را اراده نمی‌کند. آقای غنی هیچ وقت نمی‌خواهد که طالبان را از صحنۀ سیاسیِ کشور بیرون کند. او از یک‌طرف احساس رابطۀ خونی با طالبان می‌کند و از سوی دیگر، جنگ و کشتارِ این گروه به بقایِ او می‌تواند کمک رساند.
آقای غنی ظاهراً به این دلایل با آغاز گفت‌وگوهای صلح مخالف است که نخست می‌خواهد سرنوشتِ انتخابات را مشخص کند. او نمی‌خواهد که سرنوشتِ انتخابات بر اساسِ آرایِ پاک مشخص شود، بل می‌خواهد که خودش سرنوشتِ آن را آن‌گونه که می‌خواهد مشخص کند. تصمیمِ آقای غنی این است که به هر شکل ممکن ـ چه با تقلب، چه با معاملۀ سیاسی و چه از هر راه‌های دیگر ـ یک بارِ دیگر خود را بر مردم افغانسـتان تحمیل کند. برخی شایعات مطرح اند که او حتا به امریکایی‌ها گفته که اگر اجازه دهند که در انتخابات پیروز شود، او وعده می‌سپارد که پس از سه ماه خودش از مقام ریاست‌جمهوری کناره‌گیری کنـد. این حرف حتا اگر به همین شیوه هم بیان نشده باشد، ولی از آقای غنی و قدرت‌طلبی‌هایِ بی‌حدوحصرش بعید به نظر نمی‌رسد. دوم این‌که می‌خواهد پس از آن‌که کرسی ریاست جمهوری را تصاحب کرد، هرگونه معامله‌یی را که به نفعِ خود بداند با گروه طالبان انجام دهد. آن‌وقت دیگر بحث ارزش‌های جمهوریت و دستاوردهای هجده‌ساله مطرح نیست، بل منافع قومی و تباریِ آقای غنی مطرح است که به‌آسانی می‌تواند با منافعِ طالبان گره بخورد.
با توجه به این توضیحات، آقای غنی و اطرافیانِ او نمی‌خواهند که در حال حاضر گفت‌وگوهای صلح در اولویتِ حکومت قرار گیرد؛ زیرا در چنین حکومتی که دیگر هیچ مشروعیتِ سیاسی ندارد و همین حالا هم ازهم فرو پاشیده، نمی‌توان طالبان را با قوت وارد معامله با خود کرد؛ اما اگر این اتفاق پس از آن بیفتد که یک بارِ دیگر آقای غنی به زور تقلب و جعل‌کاری موفق شود که در ارگ باقی بماند، آنگاه طالبان و هر گروهِ دیگری می‌تواند به‌آسانی با آقای غنی وارد معامله شود. آن‌وقت بحثِ گفت‌وگو و چانه‌زنی مطرح نیست، بل بحث معامله و رسیدن به منافع مشترکِ قومی و تباری مطرح است.
این دیدگاه البته در حال حاضر در مغایرت با دیدگاهِ امریکا قرار دارد و گویا از همین جا نیز میانۀ آقای غنی با کاخ سفید چندان خوب نیست. امریکایی‌ها متوجه بازیِ نابغۀ ارگ! شده‌اند که حتا ممکن است به دور زدنِ آن‌ها از روند گفت‌وگوهای صلح نیز اقدام کند و به همین دلیل در مورد نتیجۀ انتخابات نظرِ چندان مساعدی نشان نمی‌دهند.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.