نـورستانـی؛ مجـرم یا قـربانی؟

احمـد عمـران/

احمدیوسف نورستانی رییس پیشین کمیسیون انتخابات از سوی دادگاه مبارزه با جرایم سنگین به ۱۳ ماه زندان و پرداخت یک میلیون افغانی جریمه محکوم شد. نام نورستانی با انتخابات سال ۱۳۹۳ گره خورده اما او به دلیل آنچه که در انتخابات انجام داده، به زندان محکوم نشده است. جرم او گویا در زمانی انجام شده که والی هرات بوده و یک میلیون افغانی را از «تصدی ملی بس» برداشته و گویا یادش رفته که آن را برگرداند!
mandegar1برخی کاربران فیسبوک از هرات، با شنیدن خبر زندانی شدن آقای نورستانی ضمن استقبال از چنین حکمی، اتهام‌های زیادی را بر او در زمانی که والی این ولایت بوده، وارد کرده‌اند. به گفتۀ این کاربران فیسبوک، گویا آقای نورستانی در هنگام مأموریتش در هرات با تعدادی از افراد مافیایی تیم ساخته بوده و مشغول شغل شریفِ اختلاس و گرفتن رشوه از بازرگانان بوده است. برداشتن یک میلیون افغانی از یک نهاد دولتی به‌وسیلۀ آقای نورستانی، یک امرِ کاملاً عادی بوده و ممکن است که او هر روز چنین ارقامی را برمی‌داشته و خم به ابرو نمی‌آورده است. برخی شهروندان و روزنامه‌نگارانِ هرات باور دارند که اگر محاسبۀ درست با آقای نورستانی صورت گیرد، او میلیون‌ها دالر در زمان ولایتش در هرات اختلاس کرده است.
البته چنین خورد و بردهایی در حکومت‌های افغانستان آن‌قدر جـرم شناخته نمی‌شود. کدام یک از مقام‌های بلندپایۀ حکومت در هفده سالِ گذشته ممکن است که از چنین اتهامی مبرا باشد؟!… سرمایه‌دار شدن در دولت به یک رسمِ معمول تبدیل شده است. هر کس که می‌خواهد به نان و نوایی برسد، تلاش می‌کند که موقعیتی حکومتی را به دست آورد. زمانی حامد کرزی رییس جمهوری پیشینِ افغانستان که فسـاد مالی و اداری در حکومتش رسماً اساس گذاشته شد، می‌گفت اگر می‌خواهید پول‌دار شوید، لطفاً کار در حکومت را انتخاب نکنیـد. برای پول‌دار شدن به تجارت و بازرگانی و یا کارهای مشابه بپردازید. اما در عمل، حکومت به محل پول‌اندوزی و سرمایه‌دار شدن تبدیل شد و این رسم تا هنوز به قوتِ خود ادامه دارد.
در حکومت وحدت ملی نیز مقام‌های حکومتی در سطوح مختلف مشغول «پول درو کردن» استند. دلیلِ این‌که این اتهام را چنین عام مطرح می‌کنیم، این است که واقعاً تعداد مقامات و عالی‌جنابانی که در حکومت با وجدانِ پاک کار کنند و یا کرده باشند، به تعداد انگشتانِ دو دست هم نمی‌رسد. من شخصاً افراد زیادی را می‌شناسم که وقتی در حکومت کار نمی‌کردند، صاحب هیچ چیز نبودند ولی به محض این‌که موقعیتی حکومتی و یا دولتی را به دست آوردند، به تاجر و بازرگان مبدل شدند. یکی از دوستانِ جهان‌دیده قصه می‌کرد که این وضعیت در کشور ترکمنستان هم جریان دارد. به گفتۀ این دوست جهان‌دیده، مقاماتِ بلندپایۀ ترکمنستان بعد از این‌که خوب پول‌دار شدند، به وسیلۀ رییس‌جمهوری آن کشور مورد لت‌وکوب قرار می‌گیرند و از کار برکنار می‌شوند. بعد این افراد بدون آن‎‌که سروصدا راه بیندازند و یا از لت‌وکوب شدنِ خود ناراحت باشند، بکس‌شان را برمی‌دارند و از ادارۀ خود بیرون می‌شوند، اما فردایش از شرکت تجارتیِ خود سر بیرون می‌کنند.
این داستان شاید درست و شاید هم یک شایعه باشد؛ ولی در افغانستان واقعاً که وضع این‌گونه است، با این تفاوت که مقام‌های فاسد در این کشور همان لت را هم نمی‌خورند.
اگر قرار باشد افرادی مثل نورستانی زندانی شوند، باید دادگاهی به وسعتِ یک شهر ساخته شود تا به جرایم مقام‌های دولتی و حکومتی از زمان سقوط طالبان تا به امروز رسیده‌‌گی کند. اتهام‌هایی که علیه آقای نورستانی وجود دارد، به همین موضوع محدود نمی‌شود. او در سال ۱۳۹۳ ریاست کمیسیون انتخابات را برعهده داشت و در آن زمان در تبانی با تیم فعلی ارگ، انتخاباتی را برگزار کرد که شهرۀ آفاق شد. او در همدستی با شماری از نزدیکان آقای غنی در کمیسیون انتخابات و از جمله ضیا امرخیل مشاور ارشد آقای غنی که در آن زمان رییس دبیرخانۀ کمیسیون انتخابات بود، تقلب‌های سازمان‌یافته را در آرای رای‌دهنده‌گان اِعمال کرد تا بتواند که آقای غنی را برندۀ انتخابات ریاست جمهوری اعلام کند.
ضیا امرخیل در آن زمان به صورتِ بالفعل حین ارتکاب تقلب‌های انتخاباتی از سوی پولیس کابل دستگیرشد و بعد سندهای زیادی از «انتخابات گوسفندی» به نشر رسید. اما چه کسی به این اتهام‌ها توجه نشان داد؟… هیچ کس!… به این دلیل که این افراد سوگلی‌های آقای غنی بودند و به دستور او دست به تقلب‌های انتخاباتی زدند. این موضوع را بهتر از هر کسی در افغانستان شخصِ آقای غنی می‌فهمد. او می‌فهمد که با چه مافیایی سروکار دارد و هم‌کاسه است، اما انگشت اتهام به سوی هیچ کدام دراز نمی‌کند.
در این میان اگر نورستانی از سوی دادگاه محکوم شده، جای تعجب دارد. هرچند که این دادگاه غیابی حکم صادر کرده و وکیل آقای نورستانی نیز جرم او را نپذیرفته است.
احتمال این‌که آقای نورستانی واقعاً روانۀ زندان شود، بسیار ضعیف است. شاید دیگر ممکن نبوده که بیشتر از این از آقای نورستانی حمایت صورت گیرد، با توجه به حساسیت‌هایی که در سطح جهانی و در میان کشورهایی که افغانستان را کمک مالی می‌کنند، برانگیخته است. و یا شاید هم آقای نورستانی به عنوان یک قربانی انتخاب شده باشد تا این‌گونه هم از شرِ او نجات پیدا کنند و هم نشـان دهند که در مبارزه با فساد مصمم اند.
اگر قرار می‌بود که آقای نورستانی به دادگاه برده شود، باید به پروندۀ انتخاباتیِ او رسیده‌گی صورت می‌گرفت. پروندۀ انتخاباتیِ او از یک میلیون افغانی که در زمان ولایتش در هرات از یک نهاد حکومتی برداشته، بسیار مهم‌تر و بزرگ‌تر است. او یکی از دانه‌درشت‌های فسادِ مالی در افغانستان نیست‌، هرچند که یکی از هزاران فردِ فسادپیشه است. در افغانستان فسادهای میلیون‌دالری‌یی صورت گرفته که هیچ شکایتی علیه عاملان‌شان درج نیست و یا هم اگر درج شده، در میانۀ راه از بین رفته است.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.