نه از آن شوری شور نه از این بی نمکی!

1 سنبله 1393/

برگرفته شده از برگۀ فیس‌بوک احمد ولی مسعود
از بخت برگشتۀ مردم ما، عرف سیاست خبیثه را در افغانستان انجامی نیست و خود رایی و عقل کُل بودن، اشتهای سیری ناپذیر سیاسیون ما را هرگز سیراب نکرد و این همه باعث بدبختی‌ها، ناکامی‌ها و دور باطل تاریخ این سرزمین گردید.
پس از رای‎زنی‌های ممتد درکنفرانس آجندای ملی بود که کاندیدان توافق خویش را بر طرح تشکیل دولت وحدت ملی اعلام داشتند و نماینده‌گانی با صلاحیت آنان تفاهم‌نامه‌یی را به امضا رسانیدند. mnandegar-3
همزمان با آن، بارها خاطرنشان ساختیم تا چارچوب این طرح آماده گردد و دراصول، مورد توافق قرار گیرد تا تنش‌های انتخاباتی پایین آید، دست کرزی و خارجی‌ها کوتاه شود، دموکراسی و انتخابات فُرصت یابد تا افغانستان را از مرحلۀ گذار به فردای با ثبات عبور دهد.
اما دریغا که انتخابات و دموکراسی را بهانه آوردند و دلسوزی را به ضعف، ناپختگی سیاسی و روشنفکری تعبیر نمودند. امروزه سرنوشت سرگردان مردم است که بالای شانه‌ها و سینه‌های خود مردم سنگینی می‌کند. صندوق‌های کابوس مانند، هر روز یک جدل و جنجالی نو می‌آفریند و نفس رقابت انتخاباتی بیشتر به یک موضوع حیثیتی مبدل شده که شاید هم دیر زمانی‌ست از مرز مشروعیت گذشته باشد.
یگانه گزینۀ امیدوار کننده، توافق روی چارچوب دولت وحدت ملی می‌باشد که زیر مذاکره هر دو تیم قرار دارد. امیدوارم که این آخرین شانس برای افغانستان را نیز با هوای دیگری از بین نبرند. ای کاش این مذاکرات، زمانی که برای شان مصرانه پیشنهاد داده بودیم صورت می‌گرفت که امروز یک مُدل توافق شده روی میز موجود می‌بود و به این چانه زنی‌ها و صف کشیدن‌ها نیاز نمی افتاد که یکی طلب حق مردم را می کرد و دیگری قانون را دستاویز قرار می داد.
مشاروین خود رأی‌تر و مغرورتر و عقل کُل‌تر، اما نا آشنا با شرایط مردم، نسخۀ کاپی شدۀ دموکراسی را بدون درنظرداشت شرایط عینی کشور و کاربرد مُدل دموکراسی تحت هم‌چو شرایطی، تنها راه علاج همه دردها تجویز کردند. از آن هم پیشتر رفتند و از همه دموکراسی به جان انتخابات چسپیدند تا زودترک به منزل مقصود برسند!
برنده را صاحب همه چیز و بازنده را به نیستی دعوت کردند، بازی مرگ و زنده گی را با انتخابات گره داده، دوباره زنده کردند و مردم را در برزخ انتخابات قرار دادند تا رسیدن روز محشر(اعلام نتیجه انتخابات) که چه خواهد شد؟! این مشاورین متخصص با استدلال‌های کم عمق، بی پایه و دور از واقعیت‌ها و شرایط کشور، به دور از فهم تاریخی رقابت خشن نخبه‌گان بخاطر قدرت، به دور از درک پیچیده‌گی بازی‌های بزرگتر منطقه و فرا منطقه‌یی وبه دور از واقعیت‌های افراط‌گرایی جامعه سنتی ما، ما را به اینجا رسانیدند. انتخابات و دموکراسی را در پرت‌گاه سقوط قرار دادند و امید مردم را کشتند.
اما جالب اینجاست که دقیقاً همین ها، امروز با یک چرخش کلان، به اصطلاح به این نتیجه رسیده اند که در افغانستان دموکراسی فریبی بیش نبود، انتخابات یک بازی و قانون یک وسیله … چه خوش گفته اند بزرگان: «نه از آن شوری شور نه از این بی نمکی» نمی‌دانم افغانستان تغییر کرده است یا دموکراسی؛ نشود روی ارگ نشینان و نورستانی سفید گردد!؟

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.