نگاه اشدون به افغانستان چگونه است؟

/

پدی اشدون رهبر پیشین حزب لیبرال دموکرات بریتانیا از چهره های جنجال برانگیز و نا به هنگام این کشور است. او گاهی به شدت مواضعی رادیکال در برابر برخی مسایل و از جمله مساله افغانستان نشان داده است. او در سال ۲۰۰۸ قرار بود به عنوان نماینده ویژه سازمان ملل به افغانستان فرستاده شود ولی مواضع تند او سبب شد که رهبری کشور برای نخستین با در برابر تصمیم سازمان ملل مقاومت کند و از پذیریش اشدون به عنوان نماینده این سازمان در افغانستان سرباز زند. پس از آن سازمان ملل متحد کای آیدی را به عنوان نماینده خود به افغانستان گسیل داشت. کسی که به محض ورودش در فرودگاه کابل گفت که او چیزی کم از پدی اشدون ندارد. تصمیم سازمان ملل در آن زمان برای فرستادن پدی اشدون بر یک اصل منطقی قرار داشت و آن تجربه یی بود که این دیپلومات کارکشته بریتانیایی در منازعات بوسنیا به دست آورده بود. سازمان ملل در آن زمان به این باور بود که او فردی قاطع و پرتلاش نیاز است که بتواند وضعیت در افغانستان را مدیریت کند و در عین حال به دولت مردان این کشور در امر مبارزه با فساد و ایجاد حکومت داری خوب یاری رساند. ولی در آن زمان لحن و نگاه اشدون به قضایای افغانستان و انتقاد شدید او از رهبری افغانستان این هراس را در ارگ ریاست جمهوری به وجود آورد که ممکن است پدی اشدون به جای همکار خوب به منتقدی سرسخت تبدیل شود. البته بعد از تجدید نظر سازمان ملل در مورد فرستاده ویژه خود به افغانستان لحن سیاست مداران کشور نیز مقداری تغییر کرد و ملایم ترشد. برخی از دولتمران کشور گفتند که رسانه ها سبب شدند که دولت افغانستان نسبت به پدی اشدون بدبین شود. ولی سوای این توجیه نخ نما مشخص بود که دولتمردان کشور از حضور پدی اشدون آشکارا به عنوان نماینده سازمان ملل می ترسند. آقای اشدون به تازه گی مقاله در رابطه به مسایل افغانستان نوشته و در آن به شدت از حضور نیروهای بریتانیایی در کشور انتقاد کرده است. آقای اشدون که این مقاله را در تایمز منتشر کرده هشدار داده که ادامه حضور نیروهای خارجی در افغانستان چیزی به جز تلفات بیشتر را در پی نخواهد داشت. اشدون در بخشی از مقاله اش از دولت مردان کشورش خواسته که به شکل» آبرومندانه» افغانستان را ترک کنند. این گفته کنایه آمیز نشان می‌دهد که آقای اشدون اگر می‌خواست به گونه سلبی دیدگاهش را مطرح کند می گفت که حضور سربازان کشورش در افغانستان مایه شرمساری شده است. آقای اشدون هم چنین جامعه جهانی را هم به باد انتقاد گرفته و یازده سال حضور آن در افغانستان را شکست خورده اعلام کرده است. آقای اشدون می گوید: کاملا روشن است که ناتو جنگ در افغانستان را باخته است. آقای اشدون در بخش دیگری از مقاله اش به « بی نظم و ناهماهنگ» عمل کردن جامعه جهانی در افغانستان اشاره کرده و این دو مساله را از عوامل به زعم خودش شکست ناتو در افغانستان دانسته است. آقای اشدون تنها بیرون راندن شبکه القاعده را به عنوان دستاورد جامعه جهانی در افغانستان خوانده ولی نوشته که در دیگر بخش ها و از جمله ایجاد دولتی خود کفا و مبارزه با فساد اداری جامعه جهانی هیچ دستاوردی نداشته است. سخنان آقای اشدون قابل تامل و بررسی است. شاید حالا هم دولتمردان کشور با چنین لحن و سخنانی مشکل داشته باشند و آن را نوعی اتوریته شکنی انگلیسی ها بدانند. ولی در سخنان آقای اشدون علاوه بر تلخی یی که چاشنی آن است واقعیت هایی را نیز در بر دارد. آقای اشدون یک سره نگاه بدبینانه به وضعیت ندارد، هرچند که در قسمت های او به شدت مبالغه می کند.  بهیوده دانستن حضور جامعه جهانی و شکست نیروهای ناتو در جنگ افغانستان شاید از همان نگاه بدبینانه یی آقای اشدون به مساله افغانستان ناشی شود؛ ولی اگر واقع بینانه به قضایا نگاه شود، به همان نتیجه می توان رسید که آقای اشدون رسیده است. چرا ظرف یازده سال گذشته امنیت و صلح در افغانستان تامین نشد؟ چرا نسبت به عوامل و انگیزه های ادامه جنگ در کشور از سوی جامعه جهانی بررسی دقیق انجام نگرفت؟ چرا جامعه جهانی مشکل فساد اداری و عدم حکومت داری خوب در افغانستان را به عنوان اولویت های ماموریت خود و از وظایف اصلی دولتمردان کشور تعریف نکرد؟ جامعه جهانی در حالی که از وضعیت فساد در کشور به خوبی آگاهی داشت بدون ایجاد مکانیزمی کارآو مطمین میلیارد ها دالر را در افغانستان سرازیر کرد. این پول های کلان بدون شک اثرات خود را بر وضعیت اقتصادی کشور به جا گذاشته ولی بازده آن به میزانی نبوده است، که بتوان از « تغییر» در افغانستان سخن گفت. حضور و نقش مخالفان در بسیاری محل ها نه تنها کم رنگ نشده بلکه روز به روز توانمندی های نظامی و اقتصادی آن ها بیشتر شده است. شاید در کنار دولت افغانستان، ناکامی جامعه جهانی را به قول آقای اشدون در این مسایل نتوان انکار کرد. فساد اداری و عدم حکومت داری خوب در یازده سال گذشته همواره مایه نگرانی برای جامعه و مردم بوده است و با وجود برنامه‌های ناتمام و ناقصی که در این خصوص روی دست گرفته شد، دستاورد قابل ملاحظه را نمی توان نشان داد. این دو مشکل اساسی، سبب ایجاد مشکلات دیگر در کشور شدند. از جمله ایجاد بی اعتمادی گسترده در میان مردم و گسترش ناامنی‌ها از یک حوزه به حوزه دیگر و از یک ولایت به ولایت دیگر. اگر از آغاز جامعه جهانی مسوولانه نسبت به وضعیت افغانستان می اندیشید و مفتون یک تعداد چهره های مشخص در ساختار نظام نمی شد بدون تردید حالا آقای اشدون حکومت خود را این گونه بی مهابا به باد انتقاد نمی گرفت. جامعه جهانی در افغانستان برای تکرار تجربه اتحاد شوروی سابق حضور پیدا نکرد. جامعه جهانی در یک شرایط حساس وارد افغانستان شد و منافع هر دو طرف چنین حضوری را مشروعیت می بخشید. مردم افغانستان هرگز حضور جامعه جهانی را اشغال ندانستند و هیچگاهی نسبت به آن ها واکنش تند نداشته اند. مردم افغانستان به جامعه جهانی به عنوان همکار نگاه می کند و انتظار داشتند که این همکاری در تمام عرصه ها منافع دو طرف را تامین کند. ولی متاسفانه ارزیابی امروز ما خیلی خوشبینانه به این حضور نیست و مجبوریم در برخی مسایل با پدی اشدون هم صدایی کنیم.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.