وضعیت «غیر عادی» است!

احمد عمران/

نخست شایعه بود ولی حالا به واقعیت تبدیل شده است. به نظر می‌رسد که تمویل‌کننده‌گان بین‌المللیِ انتخابات افغانستان تمایلی به پرداخت هزینه‌های انتخابات ریاست‌جمهوری سالِ روان نشان نداده‌اند. ارگ باری اعلام کرده بود که اگر کشورهای تمویل‎کننده نخواهند بودجۀ انتخابات را بپردازند، حکومت از بودجۀ ملی آن را تمویل خواهد ‌کرد.
mandegarسرانجام شورای وزیران تصویب کرد که بودجۀ انتخابات پرداخته شود. اما بحث تنها بر سرِ پرداخت بودجۀ انتخابات نیست. انتخابات افغانستان همان‌طور که به کمک‌های جامعۀ جهانی نیاز دارد، به حمایت سیاسیِ این کشورها نیز حتا بیشتر از امکاناتِ مالی احساسِ نیاز می‌کند. در هجده سالِ گذشته جامعۀ جهانی در امر برگزاری انتخابات افغانستان، امکاناتِ زیادی را مصرف کرد. با وجود این‌که در برهه‌هایی از زمان، کشورهایِ تمویل‌کننده دچار اشتباه‌هایی در محاسبات و برآوردهای خود شدند و حتا به دخالت در کار انتخابات دست زدند، ولی نفی کمک‌های آن‌ها می‌تواند این روند را با چالش‌های بسیار بزرگ‌تری روبه‌رو سازد.
انتخابات افغانستان کم از کم نزدیک به ۱۵۰ میلیون دالر هزینه می‌برد. این پول برای کشورِ فقیر و جنگ‌زده‌یی مثلِ افغانستان پول کمی نیست. حکومت این‎همه پول را از کجا آورده که می‌خواهد برای انتخابات هزینه کند؟
درست است که برگزاری انتخابات برای افغانستان بسیار مهم است، ولی مهم‌تر از آن شرایط اقتصادیِ کشور است که متأسفانه در بحرانی‌ترین وضعیتِ خود قرار گرفته است. بی‌کاری و فقر بیـداد می‌کند. هر روز شرایط امنیتی کشور بدتر از روزِ پیش می‌شود و آن وقت آقای غنی ضمن این‌که میلیون ها دالر از بودجۀ حکومت را همین حالا به کمپاین‌های غیرقانونیِ انتخاباتیِ خود اختصاص داده، می‎خواهد هزینه‌های انتخابات را نیز از پول مردم تأمین کند. در حالی که بر اساسِ تعهدات جامعۀ جهانی، بودجۀ انتخابات از طریق سازمان ملل و به کمکِ کشورهای تمویل‎کننده تأمین می‎شد. اگر کشورهای تمویل‌کننده نخواسته‎اند که بودجۀ انتخابات را بپردازند، حتماً دلیل و دلایلی داشته است. همین طوری تصمیم نگرفته‌اند که هزینه‌های انتخاباتِ افغانستان را نپردازند. حتماً در داخل مشکلی است که نتوانسته‌اند قناعت جامعۀ جهانی را فراهم کنند.
چه اتفاقی افتاده است که جامعۀ جهانی می‎خواهد پایش را از یکی از کلیدی‎ترین برنامه‌های افغانستان بیـرون بکشد؟… هیچ حرف و حدیثِ رسمی‌یی در این‌باره گفته نشده، اما هر چه هست، در پشتِ درهای بسته میان ارگ و کشورهای حمایت‌کنندۀ افغانستان صورت گرفته است. شاید آن‌ها احساس کرده‌اند که غاصبِ فعلیِ قدرت می‌خواهد برای یک دورِ دیگر هم قدرت را به زور پول و امکاناتِ دولتی در چنگ داشته باشد. شاید عدم تمایل جامعۀ جهانی به برگزاری انتخابات، به بحث‌های صلح با طالبان ربط داشته باشد. هر چه هست، اما وضعیت غیرعادی است. از سخنانِ این روزهای نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری و مسوولان غیرقانونی حکومتِ آقای غنی چنین برمی‌آید.
شماری از نامزدان انتخابات ریاست‌جمهوری با توجه به کمپاین‌های پیش از وقت و غیرقانونیِ آقای غنی، تصمیم دارند که پیکارهای انتخاباتی‌شان را به رسمِ اعتراض آغاز نکننـد. این نامزدان می‌دانند که آقای غنی به صورتِ لجام‌گسیخته تمام امکاناتِ دولتی را در خدمت پیکارهای انتخاباتیِ خود گرفته است. عزل و نصب‌ها در کابل و تمام ولایات به شدت ادامه دارد. تقریباً تمام افراد کلیدی در مرکز و ولایات برکنار شده و به جای آن‌ها افرادی از تیم «دولت‌ساز» جابه‌جا شده‌اند. افراد و اشخاصِ مختلفی از کابل وارد ولایات می‌شوند و در بدل پرداخت پول، مـردم را برای انداختن رای‌شان به سود آقای غنی تشویق می‌کنند. این موضوع چیزی نیست که از چشمِ کسی پوشیده باشد. تقریباً در تمام ولایات، آقای غنی پیکارهای انتخاباتیِ خود را آغاز کرده است. در همین حال، او گزینۀ تقلب‌های گسترده را هم روی میز دارد. او می‌خواهد در این مرحله همه را متوجه کمپاین‎ها و پول خرج کردن‌هایش کند ولی پشتِ پرده در روز انتخابات ـ البته اگر چنین روزی بود ـ تقلب‌های گسترده را راه بیندازد.
از سوی دیگر، رجزخوانی‌های تیم «دولت‌ساز» نیز در این روزها شنیدنی است. حمدالله محب مشاور امنیت ملی که این روزها پس از به وجود آمدن مشکلاتش با امریکا، چهرۀ انقلابیِ چه‌گوارایی به خود گرفته، از خواب و خیالاتش قصه می‌کند. او می‌گوید که حکومت در سالِ روان موفق شده که از سقوط کابل به دستِ طالبان جلوگیری کند. ولی حتا طالبان از شنیدن چنین خبرِ وحشتناکی تعجب کرده‌اند. مگر طالبان این‌قدر بزرگ و قدرتمندند که در موجودیتِ ناتو و امریکا وارد مرکز افغانستان شوند و آن را سقوط دهند؟ آقای محب این‌قدر نمی‌داند که برای کمپاین کردن به نفع غنی، نباید طالبان را به قدرتِ بدیل تبدیل کند.
طالبان جنگ و گریز را خوب بلدند، اما اداره کردنِ یک ولایت پس از سقوط را خارج از توانِ خود می‌دانند. شاید آن‌ها بخواهند که برای چند روزِ محدود یکی از شهرها را سقوط دهند، اما به فکر نگه‌داری آن نیستند. طالبان چنین توانی ندارند که به «فتح» ِ کشور بیندیشند. آن‌ها در بهترین تعریف، جنگ‌ چریکی انجام می‌دهند. ولی جالب این‌جاست که مشاور امنیت ملی عملاً چنین وانمود می‌کند که طالبان توان سقوط کابل را دارند.
برای پیکارهای انتخاباتی نباید از حیثیتِ مردم و نیروهای دفاعیِ کشور مایه گذاشت. اگر نیروهای امنیتیِ فعلی به‌درستی مدیریت می‌شدند، بدون کمترین تردیدی جنگ امروز پایان‌یافته تلقی می‌شد. عدم مدیریتِ سالمِ نیروهای امنیتی سبب شده است که نیروهای مسلحِ مخالف پُرقدرت جلوه کنند.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.