پاکستان و ترفند تازه در روابط بین‌الملل

احمد عمران/ یک شنبه 1 حوت 1395/

حمله به آرامگاهِ یکی از صوفیان در ایالت سند پاکستان که منجر به کشته شدنِ نزدیک به ۷۵ تن و مجروح شدنِ نزدیک به ۲۵۰ نفرِ دیگر شد، روی دیگرِ سکۀ مناسباتِ افغانستان و پاکستان را به تصویر کشید. این حمله که مسوولیتِ آن را گروه موسوم به خلافت اسلامی یا داعش به عهده گرفته، یکی mandegar-3از خونین‌ترین حملاتِ این گروه در پاکستان ـ یکی از کشورهایی که به تروریسم‌پروری و داشتن روابط خوب با گروه‌های افراطی متهم است ـ در طی سالِ جاری می‌تواند باشد.
گروه داعش حملات مشابه در سوریه، عراق و افغانستان نیز انجام داده و معلوم می‌شود که در حال حاضر قسی‌القلب‌تر از این گروه تروریستی در جهان نمی‌توان سراغ کرد. گروه بوکو حرام در نایجریا می‌تواند مشابهت‌های زیادی با عملکردِ داعش داشته باشد، ولی با آن‌هم میان این دوگروه تفاوت‌های ماهوی نیز به چشم می‌خورد. گروه بوکو حرام خلافِ گروه داعش که داعیۀ جهانی و آخرالزمانی دارد، در مرزهای یک کشور مشخص فعالیت می‌کند و تلاش دارد که به هدف‌های مشخصِ سیاسی که برای خود تعریف کرده، دست پیدا کند؛ در حالی که داعش در حال حاضر بحث تسخیرِ کشورها را در آجندای خود برنمی‌شمارد و مدعی است که می‌خواهد “خلافت” را آن‌گونه که می‌فهمد، برای کُلِ جهان به ارمغان آورد.
اما چیزی که در حملۀ گروه داعش به آرامگاه یکی از صوفیان در ایالت سند پاکستان مهم به نظر می‌رسد، واکنش مقام‌های این کشور به چنین رویدادی است. مقام‌های پاکستانی تا به حال حداقل سه بار دولت افغانستان را به گونه‌های متفاوت به دست داشتن در چنین حملۀ خونینی متهم کرده اند. نخست، وزارت خارجۀ پاکستان با احضار دیپلومات‌های افغانستان، اعتراض خود را به این حمله نشان داد، سپس به شکل غیرمتعارف و غیردپیلوماتیک، نماینده‌گان سیاسی افغانستان از سوی ارتش این کشور احضار و به دادن توضیحات در قبال این حمله مجبور شدند، و بار سوم هم سرتاج عزیز مشاور امنیت ملی پاکستان در تماس تلیفونی با حنیف اتمر مشاور امنیت ملی افغانستان، ضمن محکوم کردن چنین حمله‌یی، گفت که در پشتِ این رویداد جماعت الحرار وابسته به گروه طالبانِ پاکستانی قرار دارد.
به گفتۀ سرتاج عزیز، رهبران و اعضای ارشدِ این گروه در افغانستان مستقر اند و دولت افغانستان نمی‌خواهد آن‌ها را به پاکستان تحویل دهد. چنین ادعایی اگر بی‌بنیاد نباشد، ولی از نیات بسیار خصمانۀ پاکستان پرده برمی‌دارد.
جالب این‌جاست که مقام‌های پاکستانی پس از حمله به آرامگاهی در ایالت سند این کشور، فهرست ۷۶ نفری‌ که ادعا می‌شود اعضای جماعت‌الاحرار اند را به دولت افغانستان ارایه داده و گفته است که این افراد در داخل خاکِ افغانستان علیه منافع پاکستان اقدام می‌کنند. پاکستانی‌ها با این ترفند، یعنی وارد کردنِ اتهام به دولت افغانستان در حمایت از گروه‌های تروریستی، می‌خواهند به چند هدف اصلی در سیاست‌های خود دست پیدا کنند.
نخست، مقام‌های پاکستانی تلاش دارند که افکار عمومیِ این کشور را که به‌شدت در مخالفت با چنین حملاتی قرار دارد، به نحوی هم آرام کنند و هم از مسیر اصلیِ آن منحرف سازند. دولت پاکستان در حال حاضر می‌کوشد که با آرام کردن افکار عمومی این کشور، از تبعاتِ حادثه که می‌تواند منجر به واکنش‌های مردمی در قبال دولت فعلی آن کشور شود، جلوگیری کند؛ ولی در عین حال می‌خواهد از آن به سود سیاست‌های کلانِ خود نیز بهره ببرد.
این‌که پاکستان مأمنِ تروریست‌ها و گروه‌های افراطی است، حالا چنان روشن و واضح شده که دیگر نیاز به اقامۀ ادله و ثبوت ندارد. افزون بر این‌که کشورهای جهان حالا می‌دانند که در عقبِ ناامنی‌های منطقه چه کشوری قرار دارد، مردم پاکستان نیز به‌خوبی دریافته‌اند که گسترش تروریسم و بنیادگرایی، با سیاست‌های آن کشور پیوند ناگسستنی یافته است. جریان‌های پیشرو و معتدل در پاکستان که خواهان کشوری امن و با ثبات هم از نظر سیاسی و هم از نظر اقتصادی اند، حضور گروه‌های تندرو در آن کشور را به زیان آیندۀ پاکستان می‌بینند و به همین دلیل، به منتقدان سیاست‌های رسمیِ دولتِ آن کشور تبدیل شده اند. جریان‌های توسعه‌طلب در پاکستان، خواهان نظامی معتدل و متکی بر ارزش‌های حقوق بشری و دموکراتیک در پاکستان اند که بتواند ضمن تعامل عقلانی با دیگر کشورهای منطقه، به رفاه و توسعۀ پاکستانِ پیشرو و عاری از تروریسم و افراط‌گرایی نیز اقدام کند.
دوم، مقام‌های پاکستانی با ارایۀ نشانی غلط از گروه‌های تروریستی، می‌خواهند بارِ اتهامی را که کشورهای غربی بر این کشور در مورد حضور گروه‌های تروریستی وارد می‌کنند، کاهش دهند. مقام‌های پاکستانی فکر می‌کنند که با مظلوم‌نمایی و این‌که این کشور از تروریسم زیان می‌بیند، همچنان می‌توانند به امتیازگیری از دولت‌های غربی ادامه دهند؛ به ویژه این‌که کاخ سفیدنشینان دیگر آن نگاهِ دوستانۀ گذشته را به این کشور و برنامه‌های آن ندارند.
سخنان فرمانده نیروهای امریکایی و ناتو در کنگرس امریکا نشان داد که دیگر پاکستان، آن متحدِ استراتژیک برای امریکا در منطقه بوده نمی‌تواند. جنرال جان نیکلسون که در کنگرس امریکا در مورد اوضاع افغانستان و منطقه صحبت می‌کرد، به وضاحت گفت که پاکستان در پی تضعیفِ دولت افغانستان و نیروهای خارجی در این کشور است.
سوم، با چنین فرافکنی‌هایی، مقام‌های پاکستانی می‌خواهند افکار عمومی در داخل افغانستان را نیز دچار تردید و به زعم خود، همنوا با اغواگری‌هایِ خود سازند. دولت پاکستان می‌داند که در پانزده سال اخیر، دیگر نگاه مردم افغانستان حداقل به سیاست‌های رسمیِ این کشور در قبال منطقه و کشورشان به صورتِ بنیادی ـ به دلیل حمایتِ آن کشور از گروه‌های تروریستی و هراس‌افکن که همه‌روزه مرتکب بدترین و شنیع‌ترین جنایات ضد بشری می‌شوند ـ تغییر کرده است. دیگر پاکستان برای مردم افغانستان، آن کشور حامی و دوستِ زمانِ جهاد نیست که بتواند به‌آسانی افکار عمومی را در راستای سیاست‌های خود سمت‌وسو دهد. مردم افغانستان در پانزده سال اخیر دریافته اند که هر خونی که در این کشور ریخته شده و ریخته می‌شود، از کدام منابع سرچشمه گرفته است.
و اما نتیجه این‌که؛ مقام‌های پاکستان با فرافکنی و دادنِ نشانی‌های غلط، نه می‌توانند خود را از مظانِ اتهامِ حمایت از تروریسم رها سازند و نه هم کشور خود را از منجلابی که در آن گیر مانده، نجات بخشند. همین حالا صدها گروهِ مسلح و غیرمسلح که هدفی جز کشتن و ایجاد خشونت در منطقه و جهان ندارند، در این کشور فعالیت می‌کنند و تا زمانی که چنین گروه‌هایی در پاکستان وجود داشته باشند، حوادث خونین و دردناکی نظیر سند نیز به قوتِ خود تکرار خواهند شد.

اشتراک گذاري با دوستان :