پُشت تلاش‌های خلیل‌زاد

مجید وقاری/

مقدمه
موضوع صلح افغانستان پس از انتصاب زلمی خلیل‌زاد به عنوان نمایندۀ امریکا برای پایان جنگ در افغانستان، وارد مرحلۀ تازه شده است که خود را مسوول پیگیری روند صلح این کشور می‌داند. دیدارهای آقای خلیل‌زاد با گروه طالبان و سفر به کشورهای منطقه (که بدون در نظر گرفتن استقلال و حاکمیت افغانستان صورت می‌گیرد)، موجب شده است اعتراض دولت این کشور را نیز برانگیزد؛ به گونه‌یی که دولت افغانستان بارها تأکید کرده است که هیچ توافق صلحی را بدون حضور دولت کابل نمی‌پذیرد.
mandegarبا این حال، برگزاری نشست سه‌روزۀ نماینده‌گان دولت‌های امریکا، عربستان، امارات و پاکستان و همچنین دفتر سیاسی طالبان در قطر در ابوظبی که از روز سه شنبه هفتۀ پیش آغاز شد، نشان می‌دهد تلاش‌های امریکا در این خصوص جدی است، هرچند که طبق اخبار رسانه‌ها دولت افغانستان در اجلاس ابوظبی حضور نداشت.
پرسش
مهم‌ترین پرسش در این خصوص این است که آیا امریکا با وارد کردن طالبان به ساختارهای سیاسی افغانستان، درصدد مدیریت تحول جدیدی در این کشور است؟ آیا پاکستان با ایفای نقش مثبت در این روند، درصدد یافتن جایگاه گذشتۀ خود در افغانستان است؟
فرضیه
امریکا با مدیریت تحولات افغانستان، درصدد است تا ایتلافی از متحدان خود در افغانستان را حول محور این کشور و طالبان ایجاد کند تا مانع خودنمایی‌های روسیه، چین، ایران و هند در تحولات افغانستان و منطقه شود .
نشست صلح در امارات، ادامۀ مدیریت امریکایی آن
بسیاری از ناظران سیاسی، نشست امارات را در مورد روند صلح افغانستان، از چند جهت نقطۀ تحول در این خصوص می‌دانند که عبارتند از:
۱- حضور نمایندۀ دولت عربستان در نشست امارات متحده در مورد روند صلح افغانستان برای نخستین‌بار صورت می‌گیرد. عربستان به همراه امارات، از تشکیل دهنده‌گان گروه طالبان در سه دهۀ گذشته هستند که همچنان از این گروه حمایت می‌کنند. حضور عربستان در نشست امارات نشان می‌دهد که امریکا موفق شده است موسسان و تشکیل دهنده‌گان طالبان را پشت یک میز بنشاند؛ اما با این تفاوت که اگر در آن مقطع برای وارد کردن گروه طالبان به جنگ در افغانستان بود، اکنون برای وارد کردن این گروه به روند صلح در این کشور است. در دهۀ نود نیز دولت افغانستان در تشکیل گروه طالبان و ورود آن به عرصۀ جنگ این کشور هیچ نقشی نداشت و اکنون نیز به نظر می‌رسد که امریکا با میدان‌داری و با به دست داشتن ابتکار عمل، همچنان می‌کوشد بدون دخالت دولت افغانستان، طالبان را وارد عرصۀ سیاسی این کشور کند. بدون تردید، عربستان و امارات مانند گذشته مسوولیت تأمین مالی این روند را برعهده خواهند داشت و پاکستان نیز که همچنان خواهان حفظ افغانستان به عنوان حیاط خلوت خود است، می‌کوشد در کنار امریکا نقش محوری ایفا کند.
۲- اظهارات نخست‌وزیر و سایر مقام‌های دولت پاکستان در مورد روند صلح افغانستان، بیانگر نرمش جدی اسلام‌آباد در این خصوص است و به نظر می‌رسد، ارتش پاکستان که از دولت عمران خان حمایت می‌کند، تصمیم خود را برای کمک به پیشبرد روند صلح افغانستان اتخاذ کرده است. نامۀ اخیر دونالد ترامپ به عمران خان برای همکاری جهت پیشبرد روند صلح افغانستان، بدون تردید در انعطاف مواضع اسلام‌آباد بسیار موثر بوده است. به گونه‌یی که یادآورِ هُشدار جرج بوشِ پسر به پرویز مشرف، رییس جمهور وقت پاکستان در سال ۲۰۰۱ است که در آن زمان، او در مورد پیامدهای همکاری نکردن پاکستان در جنگِ ضدطالبان به مشرف هُشدار داد و او را در شرایط سخت انتخاب قرار داد؛ زیرا پاکستان همراه با عربستان و امارات، از موسسان طالبان بوده اند. اما این‌بار ترامپ در مورد پیامدهای همکاری نکردن پاکستان برای صلح با طالبان، به عمران خان هُشدار داد. در سال‌های اخیر و بعد از آنکه جرج بوشِ پسر پاکستان را به اتخاذ سیاست دوگانه در قبال افغانستان و سیاست‌های امریکا در آن کشور متهم کرد، روابط واشنگتن و اسلام‌آباد مخدوش شد و در زمان دونالد ترامپ، به دلیل آنکه او به طور مستقیم پاکستان را به حمایت از تروریسم متهم می‌کند، روابط دو طرف متشنج شد.
قطع کمک‌های مالی و نظامی امریکا به پاکستان، این کشور را در شرایط سختی قرار داده است. از این‌رو، به نظر می‌رسد ارتش پاکستان دورۀ حاکمیت دولت عمران خان را که از آن حمایت می‌کند، فرصتی مناسب برای انعطاف در برابر فشارهای امریکا و به گونه‌یی، تسلیم شدن در برابر خواسته‌های این کشور در مورد افغانستان می‌داند. عمران خان نیز با اعلام نرمش اسلامآباد در برابر امریکا، درصدد است تا بعد از نشست امارات، نشست دو روزه میان خلیل‌زاد و گروه طالبان در اسلام‌آباد برگزار کند تا همکاری خود را با واشنگتن بیش از پیش اثبات کند.
۳- آن‌گونه که گزارش‌های خبری نشان می‌دهد، در نشست امارات، نمایندۀ دولت افغانستان حضور نداشت و این کار مغایر با مواضع اخیر دولت محمداشرف غنی است که اعلام کرد: هرگونه مذاکرۀ صلح بدون حضور نمایندۀ دولت کابل، باطل است. البته رسانه‌های غربی درصدد اند وانمود کنند که دولت افغانستان اعلام کرده است، هر تصمیمی که نمایندۀ امریکا در نشست امارات اعلام کند، با آن موافق است، تا با این کنش، به گونه‌یی حضور نداشتن نمایندۀ دولت افغانستان را در نشست امارات توجیه کند .
۴- برگزاری نشست مهم صلح افغانستان در خارج از این کشور با مدیریت امریکا است که دخالت آشکار در روند صلح و امور داخلی افغانستان تلقی می‌شود. در حالی که محمداشرف غنی به تازه‌گی دو گروه ویژۀ و مشورتی در مورد روند صلح افغانستان تشکیل داد. حضور نداشتن نماینده‌یی از این گروه‌ها و یا شورای عالی صلح افغانستان در نشست‌های صلح این کشور به معنای نادیده گرفتن استقلال و حاکمیت ملی افغانستان است. گروه ویژه، مسوولیت گفت‌وگوی مستقیم با طالبان را برعهده دارد و تحت نظر رییس دفتر رییس حکومت وحدت ملی عمل می‌کند و گروه مشورتی نیز متشکل از سران اقوام و شخصیت‌های سیاسی و جهادی این کشور است تا به گروه مذاکره کننده مشورت بدهد. بنابراین، به رغم ادعای رسانه‌های غربی، نه‌تنها دولت افغانستان به امریکا برای پیشبرد روند صلح اختیار نداده است، بلکه بیانگر تلاش امریکا برای خنثی کردن هر گونه تلاش‌های دولت کابل برای ایفای نقش مهم و موثر در روند صلح افغانستان است.
افشاندن بذر قوم‌گرایی در پوشش تلاش‌های صلح
همزمان با تلاش‌های زلمی خلیل‌زاد برای تشکیل ایتلافی از متحدان واشنگتن در امور این کشور، گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی افغانستان نیز بیکار ننشسته و در تلاش است تا ایتلافی از احزاب به ویژه پشتون‌ها برای صلح با طالبان ایجاد کند. این موضوع با توجه به پشتون بودن زلمی خلیل‌زاد، قابل توجه است. در واقع، ایتلافی از سه جریان پشتون متشکل از لیبرال‌های غرب‌گرا در درون دولت، حکمتیار و طالبان در حال شکل‌گیری است تا روند تحولات افغانستان همچنان تحت تأثیر قوم پشتون اداره شود .
واگرایی در میان احزاب و گروه‌های غیرپشتون سبب شده است تا حکمتیار و خلیل‌زاد برای تشکیل ایتلاف پشتون‌ها گام بردارند. درخواست حکمتیار از طالبان برای شرکت در انتخابات پیشروی ریاست جمهوری با پیوستن به احزابی که خواهان خروج نیروهای امریکایی از افغانستان هستند، در واقع تلاش برای تقویت پشتون‌گرایی در این کشور است، زیرا به نظر می‌رسد، خلیل‌زاد توانسته طالبان را متقاعد کند که از طریق جنگ، دیگر قادر به کسب قدرت در افغانستان نخواهد بود، بلکه تنها از طریق مشارکت در روند دمکراتیک و انتخابات می‌تواند در این مسیر گام بردارد. موضوعی که به نظر می‌رسد محمداشرف غنی را نیز در مورد آیندۀ وضعیت سیاسی‌اش در افغانستان، نگران می‌کند. این احتمال که امریکا با نادیده گرفتن رییس جمهوری افغانستان از سایر جریان‌های پشتون و نامزد آن‌ها در انتخابات آیندۀ ریاست جمهوری حمایت کند، دور از ذهن نیست و این برای محمداشرف غنی نگران کننده است و ممکن بازندۀ نهایی روندی باشد که خود با توافق با حکمتیار آن را کلید زد و اکنون خارج از گود صلح افغانستان قرار گرفته است.
اهداف امریکا از برگزاری مذاکرات صلح افغانستان
بدون تردید، امریکا با شتابی که برای برقراری صلح در افغانستان دارد، اهدافی را دنبال می‌کند که عبارتند از:
۱- پایان دادن به یکی از طولانی‌ترین جنگ‌های خارج از امریکا که این کشور درگیر آن است
۲- جلوگیری از تبدیل شدن جنگ افغانستان به ویتنامی دیگر برای امریکا
۳- جلوگیری از به دست گرفتن ابتکار عمل صلح افغانستان از سوی کشورهای منطقه از جمله روسیه
در نشست اخیر مسکو که برای کمک به برقراری صلح افغانستان برگزار شد، نماینده‌گانی از کشورهای هند، ایران، روسیه، افغانستان، چین، تاجیکستان، ترکمنستان، ازبکستان، قرقیزستان و گروه طالبان حضور داشتند، اما امریکا در آن شرکت نکرد و نشان داد که با مشارکت کشورهای منطقه برای کمک به پیشبرد روند صلح افغانستان، به شدت مخالف است. به همین دلیل در هیچ یک از نشست‌های صلحی که امریکا برگزار می‌کند، کشورهای همسایۀ افغانستان حضور ندارند .
نتیجه
به‌هر حال، روند تحولات جاری در افغانستان در ارتباط با صلح نشان می‌دهد که تلاش‌های امریکا برای برقراری صلح در افغانستان، متفاوت از آن چیزی است که کشورهای منطقه و مردم افغانستان خواهان آن هستند. زلمی خلیل‌زاد که از سال ۲۰۰۱ همزمان با وارد شدن نظامیان امریکایی با طالبان در ارتباط است، این‌بار می‌کوشد تا روند تحولات افغانستان را به گونه‌یی رقم بزند که ملاحظات پاکستان و منافع طالبان تأمین شود تا امریکا خود را در کازار افغانستان موفق نشان دهد. مأموریت اولیه خلیل‌زاد در افغانستان، مذاکره با طالبان به نماینده‌گی از شرکت‌های نفتی برای عبور امن خط لولۀ نفت‌وگاز از آسیای مرکزی به جنوب آسیا بود و اکنون نیز خلیل‌زاد به نماینده‌گی از دونالد ترامپ، در حال پایه‌گذاری تحولاتی در افغانستان است که با حمایت از یک‌جانبه‌گرایی پشتون‌ها، در حال کاشتن بذر نفاق و درگیری قومی در افغانستان است.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.