پیامدهایِ نگران‌کنندۀ نشستِ مسکو

احمـد عمران/ یک شنبه 12 جدی 1395/

طالبان از نتایج نشستِ سه‌جانبه در مسکو راضی به نظر می‌رسند. در این نشست که نماینده‌گان کشورهای چین، پاکستان و روسیه حضور داشتند، از سازمان ملل خواهانِ حذف نامِ سران طالبان از فهرست سیاهِ این سازمان شدند. این خواست با استقبال طالبان روبه‌رو شد و یکی از اعضای این گروه mandegar-3در قطر، ضمن استقبال از چنین درخواستی گفته است که کشورهای منطقه طالبان را به عنوان یک نیروی سیاسی به رسمیت شناخته اند.
نشست مسکو هرچند استقبال گروه طالبان را به دنبال داشته، ولی افغانستان آن را تهدیدی علیه حاکمیت ملیِ این کشـور خوانده است. وزارت خارجۀ کشور گفته است که عدم دعوت از افغانستان در چنین کنفرانسی، می‌تواند نشانۀ روشن دخالتِ کشورهای منطقه و به‌ویژه پاکستان در امور داخلی این کشور باشد. مقام‌های ارشد نظامی ناتو نیز که هم‌اکنـون در رویارویی مستقیم با گروه طالبان در افغانستان قرار دارند، اقدام مسکو برای برگزاری نشست سه‌جانبه را، رسمیت بخشیدنِ غیرموجه به این گروه توصیف کرده اند. آن‌ها گفته اند روس‌ها به طالبان بیشتر از چیزی که هستند، رسمیت می‌بخشند.
به نظر می‌رسد که نشست مسکو بیش از آجنـدای اصلی خود که یافتن راهکاری برای حلِ منازعات منطقه‌یی باشد، توانسته به نگرانی‌ها در منطقه دامن بزند. در این‌که کشـورهای منطقه می‌توانند در همیاری و تفاهم به نقطه‌نظراتِ مشترک برسند جای تردید وجود ندارد؛ ولی این کشورها حق ندارند به صورتِ یک‌جانبه در مورد سرنوشتِ کشوری دیگر بدون حضور آن تصامیمِ مهم اتخاذ کنند.
شاید زمانی بیرون کردن نام سرانِ طالبان از هدف‌های اصلیِ دولت‌مردان کشور بوده باشد؛ ولی این هرگز به معنای رسمیت بخشیدن به فعالیت‌های این گروه در افغانستان و منطقه بوده نمی‌تواند. دولت آقای کرزی که بیش از هر دولتِ دیگری به طالب‌پروری متهم است، در زمانِ خود نسبت به گشایش دفتر طالبان در قطر واکنش نشان داد و آن را خلاف تعهداتِ بین‌المللی نسبت به افغانستان خواند.
در آن زمان بحث بر سرِ این نبود که طالبان حق ندارند دفتری برای گفت‌وگوهای صلح در قطر باز کنند، بل بحث و اختلاف‌نظر بر سر چگونه‌گی گشایش این دفتر بود. در آن زمان، طالبان دفتر قطر را با بلند کردن بیرقِ خود افتتاح کردند و این موضوع واکنش تند دولت‌مردانِ کشور را برانگیخت.
از آن زمان تا به حال، گفت‌وگوهای صلح با فراز و نشیب‌هایی دنبال شده، ولی هرگز دفتر قطر به عنوان محلِ چنین گفت‌وگوهایی از سوی دولت افغانستان به رسمیت شناخته نشده است. حالا هم وقتی کشورهای روسیه، چین و پاکستان در مسکو دورِ هم می‌نشینند و خواهان حذف نام سرانِ طالبان از فهرست سیاهِ سازمان ملل متحد می‌شوند؛ چیزی را که می‌تواند به ذهن متبادر کند، حمایت آشکارِ این کشورها از گروه طالبان می‌تواند باشد.
روسیه در ماه‌های اخیر اعلام کرده که به دلیل نگرانی‌های خود از گسترش فعالیت‌های داعش در افغانستان و منطقه، با گروه طالبان وارد گفت‌وگو شده است. این خبر در آغاز از سوی سران مسـکو تایید نشـد، ولی وقتی شواهد و اسناد انکارناپذیر برای آن به دست آمد، روس‌ها اعلام کردند که گفت‌وگوها و روابط‌شان با طالبان در حدی نیست که منافع افغانستان را آسیب برساند، بل این روابط برای پیش‌گیری از فعالیت‌های داعش در منطقه صورت گرفته است.
این‌که روس‌ها از فعالیت‌های داعش در منطقه نگران اند، قابل درک است؛ ولی راه‌حلِ آن بدون شک نزدیکی با یک گروهِ مشابه نمی‌تواند باشد، به‌ویژه وقتی که پای افغانستان و منافع آن در منطقه مطرح است. پاکسـتان به هیچ صورت خواهان برقراری صلح و امنیت در منطقه و به خصوص افغانستان نیست. این کشور به صورت لجام‌گسخته تلاش می‌ورزد که با گل آلود کردن آب، ماهی صید کند. نشست مسکو نیز در ادامۀ چنین سیاستی قابل بررسی است.
پاکستانی‌ها که حالا از سوی کشورهای غربی متهم به تروریسم‌پروری شده اند، با استفاده از اختلاف‌های مسکو و واشنگتن می‌خواهند به هدف‌های استراتژیکِ خود در منطقه نزدیک شوند. در همین حال، روس‌ها نیز از زمین‌گیرشدن و حتا شکستِ امریکایی‌ها در منطقه و افغانستان نه‌تنها ناخشنود نمی‌شوند، بل از آن به شدت استقبال می‌کنند.
ابرقدرت‌ها جنگ ها و شکست‌های خود را دارند و در هر زمینی که فرصت بیابند، تلاش می‌ورزند که پشتِ رقیب را به خاک بمالند. این‌بار برخلاف سال‌های جنگ سرد، برای روس‌ها این فرصت به وجود آمده که شکست خود در افغانستان را تلافی کنند. این مسایل نیز بدون شک در عقب آجندای گفت‌وگوهای مسکو پنهان است و به همین دلیل، می‌تواند نگران کننده باشد.
برای روس‌ها به‌صرفه نیست که وارد بازی‌های سیاسی در تبانی با پاکسـتان شوند. این کشور به هیچ صورت دوستِ استراتژیک برای روس‌ها نخواهد شد. نگرانی چین قابل درک است و می‌شود با آن کشور به توافق رسید، ولی موقف و وضعیتِ پاکستان کاملاً فرق می‌کند. پاکستان چنان در باتلاقِ بنیادگرایی و تمامیت‌خواهی فرو رفته که به مشکل می‌توان از آن انتظار دوستی و همکاریِ منطقه‌یی داشت. از جانب دیگر، طالبان شاید در حالِ حاضر دشمن داعش به شمار روند، ولی انکار نمی‌توان کرد که این گروه به همان میزانِ داعش برای کشورهای آسیای میانه می‌تواند خطرآفرین باشد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.