پیامد ناکامیِ حزب اسلام‌گرای عدالت و توسعه

محمداکرام اندیشمند/ یک شنبه 27 جدی 1394/

آیا تک‌روی و توهمِ عثمانی‌شدنِ رجب طیب اردوغان، به نمونه بودنِ حزب عدالت و توسعه برای اسلام‌گراییِ خردگرا و کثرت‌پذیر، نقطۀ پایان می‌گذارد؟
برای من، حاکمیتِ حزب اسلام‌گرای عدالت و توسعه که از دلِ سکولاریسم سیاسیِ قانون‌مند و حاکم بر ترکیه سر برآورد و با سیزده سال حکومتِ تک‌‌حزبی نه‌تنها به این نظام پابندی نشان داد، بلکه میزان توسعۀ اقتصادیِ ترکیه را بیشتر از حاکمیتِ احزابِ دیگر بالا برد و به اقتدار ترکیه در تمامی mahndegar-3عرصه‌های حیات افزود، الگوی قابل پیروی برای احزاب و جریان‌های اسلام‌گرای میانه‌رو به‌خصوص برای اسلام‌گرایانِ اکثریتِ جامعۀ سنیِ مسلمانان بود.
اگر به ظهور و حضور اسلام‌گرایی به عنوان یک پدیدۀ اجتناب‌ناپذیر در جوامع معاصرِ مسلمانان نگاه شود و آن‌گاه یک جریان و حزب اسلام‌گرای مسالمت‌جو، متسامح، کثرت‌پذیر، واقع‌بین، عقلایی و عمل‌گرا به عنوان نمونه و الگو در مسیر این ظهور و حضور مطرح و اجتناب‌ناپذیر باشد، حزب عدالت و توسعۀ ترکیه(AKP)، این نمونه و الگو بود.
الگوی عدالت و توسعه می‌توانست و می‌تواند جریان‌های اسلام‌گرایی و احزاب اسلامی را از تبدیل شدن به جریان‌ها و احزاب اسلامی ستیزه‌جو، نابرد‌بار، خردستیز و تکفیرگرا همچون اسلام‌گرایی القاعده، داعش، طالب و… باز دارد و اندیشه و عملکرد خود را به عنوان نمونۀ درست و موفقیت‌آمیز در جلوِ آن‌ها بگذارد. اما به نظر می‌رسد که رجب طیب اردوغان با تغییر روش و اتخاذ سیاستِ متناقض با سیاستِ سال‌های نخستِ حاکمیت حزب عدالت و توسعه، این نمونه را برای جریان‌ها و احزاب اسلام‌گرایی جهان، غیرعملی و شکست‌خورده می‌سازد.
اردوغان در آغاز حاکمیت حزب عدالت و توسعه در صدد شد تا با تفکر و سیاستِ معطوف به عدالت اجتماعی، برای زدودن بی‌عدالتی در برابر جامعۀ کُرد ترکیه و گسترش توسعۀ اقتصادی و سیاسی، حزب حاکم و تحت رهبریِ خود را مصداق واقعیِ عدالت و توسعه معرفی کند. او تا حدِ زیادی در این امر موفق بود. وی در آن‌زمان برخلاف امروز که می‌گوید مشکلی به نامِ کردها وجود ندارد، از وجود مشکل کردها سخن گفت و قول داد تا این مشکل را به گونۀ عادلانه حل کند.
پیوست با این اذعان و تعهد، زبان کُردی به رادیو تلویزیون دولتی ترکیه و به مکاتب خصوصی راه یافت. با کُردهای معارض و در حالِ جنگ وارد مذاکره شد و حتا نماینده‌گانِ او با عبدالله اوجالان رهبر زندانی حزب کارگرانِ کردستان ترکیه (PKK) به مذاکره پرداختند. میان طرفین آتش‌بس برقرار شد و اردوغان در رهبری حزب اسلام‌گرای حاکمِ عدالت و توسعه در حال تبدیل شدن به یک زمام‌دار نمونه و موفق در داخل و خارج ترکیه گردید.
اما امروز و پس از سیزده سال حاکمیت و رهبریِ او در حزب و حکومت، تصویر اردوغان در آیینۀ سیاست و عملکردش چرخش معکوس می‌یابد. اردوغان برخلافِ روزهای نخستِ حاکمیت خویش، به‌جای پذیرشِ مشکل کُردها به عنوان تبعیض و بی‌عدالتیِ قومی و اجتماعی در ترکیه و حل این مشکل، سیاستِ انکار و کتمان را همراه با خشونت و جنگ در پیش گرفته است. از مشکل کُردها انکار می‌کند و به‌جای بردباری و کثرت‌پذیری گذشته، با نابردباری و تمامیت‌خواهی ظاهر می‌شود. نابردباریِ او به‌حدی زشت و خشن شده است که دو روز پیش (۲۵ جدی ۱۳۹۴ / ۱۵ جنوری ۲۰۱۶) پولیس ترکیه چند تن از دانشگاهیانِ منتقدِ دولت را به جرم امضای یک نامه زندانی ساخت. این نامه از سوی ۱۱۰۰ تن از استادان، محصلان و شاگردانِ دانشگاه‌ها و مکاتب امضا شده بود که در آن از دولت خواسته بودند تا به محاصرۀ شهرهای کردنشین پایان داده شود.
شاید رجب طیب اردوغان و هوادارانِ او در داخل و خارج ترکیه، دلایل زیادی در جهت توجیه تغییرِ این سیاست ارایه کنند و چندگانه‌گی سیاست و عمل‌کردِ امریکا و غرب در مورد تروریسم و جنگ سوریه و عراق از جملۀ آن دلایل باشد؛ اما ناکامی و ناتوانی حزب عدالت و توسعه در تداوم تأمین عدالت در جامعه و کشور ترکیه و پایداری توسعۀ حیات اقتصادی و اجتماعی، تصویر حزب اسلام‌گرای عدالت و توسعه را به عنوان الگوی اسلام‌گرایی از ذهنیت و باورِ جریان‌های اسلام‌گرایی معتدل، مسالمت‌جو و کثرت‌پذیر پاک می‌کند.
صرف‌نظر از تلقی و باورِ افراد و گروه‌هایی که دسته‌بندیِ جریان اسلام‌گرایی را به خشونت‌گرا و میانه‌رو نمی‌پذیرند و جریان اسلام‌گرایی را در مجموع خشونت‌گرا و ستیزه‌جوی متعارض با مدنیت و تمدن مدرنِ امروزین می‌پندارند، ناکامی و شکست حزب عدالت و توسعه، لشکر اسلام‌گرایی تکفیرگرا و خون‌ریز را در جوامع و کشورهای اسلامی تقویت می‌کند و موجب تداوم بی‌ثباتی و جنگِ بی‌سرانجام در این کشورها می‌شود.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.