پیروزی تقلب؛ شکست مردم

نثاراحمد فیضی غوریانی/

انتخابات در افغانستان یک بار دیگر وارد فاز بحران شده است. زمینه ها و نشانه های این بحران از همین حالا کاملا مشهود است. آن چه را که تیم»دولت ساز» انجام داد، بدون شک باید به چنین مرحلۀ می رسید. فازبحران غیرقابل پیش بینی نبود، از همان نخستین روزهای پس از برگزاری انتخابات مشخص بود که تیم تقلب و مهندسی آرا، بازهم دست به کار شده و می خواهد که در نتیجه انتخابات دخالت کند. چه عوامل پیدا و پنهانی در این زمینه این تیم را یاری رسانده کاملا مشخص است، هم در درون کمیسیون انتخابات و هم از بیرون از آن این فاجعه مدیریت mandegarشده است. سخنان روز شنبه داکتر عبدالله رهبر دسته انتخاباتی « ثبات و همگرایی» بخش های از این مدیریت آرا را فاش کرد. بدون شک در اعتراض نسبت به وضعیت به وجود آمده، تنها دسته انتخاباتی» ثبات و همگرایی» شامل نیست. تقلب تمام دسته های انتخاباتی را زیان می رساند و بیشتر از آن زیان آن متوجه مردم افغانستان است. وقتی نتیجۀ انتخابات را تقلب تعیین کند، به معنای آن است که به رای و دیدگاه مردم اهانت صورت گرفته، این اهانت از جانب هر کس و دستۀ انتخاباتی که باشد، نمی تواند مورد پذیریش اکثریت مردم افغانستان قرار گیرد. نجات انتخابات از تقلب و مهندسی آرا دیگر به یک وظیفه شهروندی تبدیل شده است. باید در برابر تقلب ایستاد و به آن نه گفت، در غیراین صورت فرهنگ تقلب و جعل کاری در انتخابات به فرهنگ غالب مبدل می شود و دیگر کسی به دموکراسی و انتخابات از طریق رای باور نخواهد کرد. افغانستان دوباره برمی گردد به گذشته بدون دموکراسی و انتخابات و این چیزی است که گروه های تمامیت خواه و افراط گرا و از جمله طالبان به دنبال تحقق آن اند. این گروه ها از پیروزی دموکراسی و انتخابات در کشور هراس دارند و آن ها را در مغایریت با هدف های خود می بینند. تیم « دولت ساز» علی الرغم مخالفت ظاهری خود با تقلب و در یک سطح کلان تر با طالبان، اما هم راستا با این هدف ها حرکت می کند. برای تیم « دولت ساز» دموکراسی فقط یک بازی سیاسی است که می توان با دور زدن آن حاکمیت خود را بر مردم تحمیل کرد. همین حالا با وجود مخالفت های دیگر دسته های انتخاباتی کمیسیون انتخابات بازشماری آرا را در برخی ولایت ها آغاز کرده است. بازشماری آرا به گونه یی که کمیسیون انتخابات می خواهد انجام دهد، به معنای رسمیت بخشیدن به آرای تقلبی است. آرای که مردم در ریختن آن ها به صندوق ها هیچ نقشی نداشته اند. هر تقلب به معنای نفی حضور مردم است. وقتی در یک جامعه حضور مردم نفی می شود، استبداد گلیم خود را پهن می کند. تیم « دولت ساز» عملا به سوی استبداد حرکت می کند. هدف نهایی و غایی این تیم ایجاد یک حکومت مستبد و مبتنی بر مولفه های قومی است. گاهی ناآگاهانه و یا هم آگاهانه سخنانی که از زبان سخنگویان دسته انتخاباتی « دولت ساز» بیرون می شود که این نیت اصلی آن را آشکار می کند. وقتی داوود سلطان زوی از افراد کلیدی تیم « دولت ساز» در گفتگو با یکی از رسانه های کشور به حوادث سه دهه اخیر کشور اشاره می کند و می خواهد کسانی را مقصر معرفی کند، عملا ذهنیت قوم گرایانه این دسته انتخاباتی را آفتابی می سازد. او می گوید با وجود تلاش های حکومت فعلی هنوز اداره های کشور تصفیه نشده است. منظور از این تصفیه چیست؟ کی ها را آقای سلطان زوی و دسته انتخاباتی « دولت ساز» می خواهد از جامعه تصفیه کند؟ کد این سخنان کاملا روشن است. او این سخنان را همین طوری بر زبان نیاورده و اصلا هم از مغز او بیرون نشده اند. کد این سخنان کاملا واضح است. در آغاز حکومت موقت اشرف غنی رییس دسته انتخاباتی « دولت ساز» وقتی با شخصیت های جهادی کشور رو به رو می شد، می گفت برای بیرون راندن تان از قدرت دوباره باید به جنگنده های بی ۵۲ متوسل شد. آیا پس از نزدیک به هجده سال همان سخنان را آقای سلطان زوی تکرار نمی کند؟ مگر این سخنان به معنای آن نیست که چنین مسایلی در سطح رهبری دسته انتخاباتی» دولت ساز» مطرح می شوند؟ برای تیم « دولت ساز» اولویت رسیدن به قدرت است و نه پیروزی دموکراسی و انتخابات. این دسته با استفاده از قدرت می خواهد گذشته تلخ و تاریک کشور را دوباره احیا کند. نماد های آقای غنی نماد های وفاق و همگرایی نیستند. نماد های او نماد های نسل کشی، تفرقه افکنی و حاکمیت های جابرانه است. آیا این بار هم آقای غنی موفق خواهد شد که به چنین آرزوهای برسد و قدرت را که مهم ترین وسیله رسیدن به حاکمیت قومی برای اوست، به دست گیرد؟ این سوال واقعا سوال اساسی جامعه ماست. سوالی است که تنها به یک قوم و تبار تعلق ندارد. این سوال را تمام مردم افغانستان باید پاسخ دهند. آیا می خواهند که دوباره به گذشته ظلم و سیاه برگردند؟ آیا می خواهند که یک فرد و گروه هر چه می خواهد با این کشور انجام دهد، همان گونه که انجام دادند. باید بخاطر منافع علیای کشور و سرنوشت آینده گان خود در برابر تقلب ایستاده گی کنیم. بی تفاوتی در برابر تقلب جامعه را به سوی انقطاب و پارچه پارچه شدن می کشاند. جامعه را از پویایی و پیش رفت ساقط می کند. نباید گذاشت که تقلب پیروز شود، به نفع هر کس و هر دستۀ که می تواند ختم شود. پیروزی تقلب، شکست مردم است. برای پیروزی مردم باید یک صدا و یک مشت شد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.