پیش‌گیری بهتر از درمان؛ نسخه‌یی کارآمد برای فضای سیاسی افغانستان

19 حوت 1392/

تحلیل‌های زیادی نسبت به انتخابات، نتیجه و آیندۀ ناشی از آن برای افغانستان وجود دارد؛ اما آن‌چه میانِ همۀ این نگاه‌های متفاوت و تحلیل‌های گوناگون مشترک به نظر می‌رسد، توافقِ تحلیل‌گرانِ داخلی و خارجی روی این نکته است که انتخابات آتی و نتیجۀ بعد از آن، به دور از جنجال و بحران برای افغانستانی‌ها نخواهد بودـ هرچند که ریشه و کم‌وکیفِ این بحران‌ها و جنجال‌های پیشِ رو را، هر یک از نگاهی و از زاویه‌یی به نقد گرفته و باز شناخته‌اند.mnandegar-3
انتخابات پیشِ رو یا بر اثر تقلب‌های سازمان‌دهی‌شده و گسترده، بحران‌زا خواهد بود و یا این‌که دولتی که از دلِ این انتخابات بیرون می‌آید، آن‌قدر ناهمگون و نامتجانس است که ثبات و دوامِ چندانی را به همراه آورده نمی‌تواند و صد البته میانِ این تحلیل‌ها، دست‌های کشورهای همسایه را هم نباید نادیده گرفت که عنصری پُررنگ و مورد توجه است که با دخالت در انتخابات و سعی بر مهندسی آن به نفع خود، می‌توانند عواملی شوند برای ریشه‌های بحران‌های پساانتخاباتی. اما نتیجه هر چه که باشد و بحران و چالش‌های فرا رو از هر جنسی که باشند، یک نکته آشکار و صد در صدی است؛ دیگر مردم ما خواهانِ بازگشت به عقب نیستند و اگر دستی و جهتی و سمتی و گروهی چون طالبان و یا هر کسِ دیگری بخواهد افغانستان را به دهه‌های پیشین بازگرداند، بدون شک اقبالی شاملش نخواهد شد و با مقاومت جدیِ مردمی روبه‌رو خواهد گشت. آن‌ها موفق نخواهند شد مگر این‌بار با به‌راه انداختنِ جوی خون در سرک‌ها و کوچه‌هایِ ما یک بار دیگر حکومتِ رعب و وحشت را به‌راه اندازند!
اکنون پرسش کلیدی این است که چه باید کرد تا بتوان “سیاستِ پیش‌گیری بهتر از درمان است” را پیاده کرد و افغانستان را از افتادن به دام بحران‌ها و جنجال‌هایی که برایش پیش‌بینی می‌کنند، رهایی بخشید؟ چه راهکار مناسبی وجود دارد تا دست‌های خارجی را از دخالت در انتخابات، در چینشِ کابینه و بحران‌سازیِ بیشتر برای این دیار مانع شد و از مهندسی و تقلبِ سازمان‌دهی‌شده در این انتخابات جلوگیری کرد؟ چه مکانیسمی باید روی دست گرفته شود تا باور مردم هر روز نسبت به نتیجۀ انتخابات پُررنگ‌تر شود و علاقه‌مندی آن‌ها برای رفتن به پای صندوق‌های رأی بیشتر؟
بدون شک اگر از همین امروز کاری برای فردای پساانتخاباتی صورت نگیرد، اگر از همین امروز نتوانیم بحران‌های آتی را شناسایی کرده و برای مهارِ آن‌ها چاره‌سازی و چاره‌اندیشی کنیم، فردا دیر خواهد بود!
تجربۀ تاریخیِ ما ثابت کرده است که اگر فضای سیاسی افغانستان متشنج شود و بحران آغاز گردد؛ دشمنانِ زیادی وجود دارند تا تفاوت‌های سلیقه‌یی، قبیله‌یی و سمتی و حزبی را به‌یک‌باره برجسته سازند، زخم‌های کهنه را تازه کنند و به آشوب چنان دامن زنند که کنترل و مدیریت و مهار آن، کاملاً ناممکن شود.
یکی از دلایلِ احتمالیِ دیگری که در بحرانی شدنِ وضعیتِ پس از انتخابات می‌تواند موثر واقع شود، اعتراض و سرِ ناسازگاری گذاردنِ طرف‌های شکست‌خورده در میدان نبرد انتخاباتی است. اگر یک نفر برنده شود و دیگرانِ به‌اصطلاح بازندۀ میدان بخواهند با دولتِ آینده همکاری نکنند و به صفِ مخالفان بپیوندند و کارشکنی‌ها را آغاز کنند، قطعاً دولتِ نوپای آینده با مشکلات و چالش‌های عدیده‌یی روبه‌رو خواهد شد. در نتیجه، از همین اکنون نامزدان محترم باید برای یک بُرد نسبی ـ نه قطعی ـ حتا در صورت به‌دست آوردنِ اکثریت آرای انتخاباتی، آماده‌گی بگیرند. و برای نگاه داشتن این برد نسبی و لرزان و نامطمین، نیازمند همکاری و مشورتِ همۀ جناح‌ها و گروه‌های مخالف و موافق هستند. چرا که تنوع قومیِ افغانستان ایجاب می‌کند که همه به نوعی خود را در ساختار قدرت شریک بدانند. اما این شراکت، با الگویی که تا کنون افغانستان از آن پیروی کرده و خواسته با تقسیمِ چوکی‌های کابینه و غیره به آن برسد، بدون شک نمی‌‌تواند تأمین شود.
افغانستان، نیازمند نسخه‌یی تازه با اندیشه و فکری نو و همه‌گیر است تا بتواند آرزوی دیرینۀ ملت شدنِ شهروندانش را تحقق بخشد؛ نسخه‌یی که در آن شهروندان، هویت خود را، حضور و قدرتِ خود را جدای از تعداد چوکی‌های کابینه و وزارت و… پیدا کنند و به‌نوعی، نخبه‌گان سیاسی و خدمت‌گذار و با طرح و اندیشه را به کار بگیرند تا یگانه محکِ خوب و بد و حضور و عدمِ حضور مردم در ساختار قدرت، میزان شنیده شدنِ صدای مردم و برابری آن‌ها در برابر قانون و عدالتِ اجتماعی باشد. آن‌گاه است که حتا اگر از قوم و نژادی هیچ وزیری هم در کابینۀ آینده نباشـد ولی حقوقِ شهروندی‌شان به نحوی شایسته و بایسته رعایت شود و همه رفاه جمعی و همه‌گانی را در زنده‌گی خود احساس کنند، هیچ تنش و اعتراضی به میان نمی‌آید و بدون شک مردم به این باور خواهند رسید که حضور سمبولیکِ چهره‌های سیاسیِ قومی و نژادی و زبانی در کابینه و در ساختار قدرت منهای خدمت به مردم، هرگز نخواهد توانست تأمین‌کنندۀ رفاه جمعی و بهبود وضعیتِ اجتماعی باشد.
نامزدان محترم باید از همین اکنون برای بُرد و باختی که در هر دو صورتِ آن باید با مسوولیت و تعهد، رفتاری عقلانی از خود نشان دهند، فکر کنند و برای نوشتن و طرح و تدویرِ این نسخۀ کارآمد برای فضای سیاسی آیندۀ کشور، به تعاملی سازنده بپردازند. برای رسیدن به این هدف، باید تحلیل و بررسیِ الگوها و طرح‌هایی که از دلِ گفتمان‌ها و اندیشه‌پردازی‌های خود افغانستانی‌ها بیرون آمده، مثل طرح اجندای ملی و تشکیل دولتِ وحدت ملی، مورد توجه جدی قرار بگیرد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.