پیچیده‌گی‌هایِ سوسیالیستِ دیروز و لیبــرالِ امروز

اقبـال برزگر/ دو شنبه 17 ثور 1397/

کشور دستخوش حوادث است، جنگ بر سرتاسرِ افغانستان دامن گسترانده و پایتخت به کلبۀ احزان شبیه است. آرامش و امنیت روانی نابود شده و خیابان‌های کابل به تله‌های مرگ مانند است؛ اما مقصر این وضعیت کیست؟
mandegar-3گروه‌های داوطلب و مرموزی زیر نامِ طالبان و داعش همواره مسؤولیت کشتار و انتحار و انفجار را به دوش گرفته‌اند، اما این امر از ابهام و پیچیده‌گیِ این پرسش نکاسته است. گروهی به این باور است که قدرت‌های بزرگِ جهان از جمله ایالات متحدۀ امریکا، روسیه و شماری از کشورهای منطقه در ضیافتِ خون و دود سهیم ‌اند. بازار شایعات نیز گرم است و برای تقویت حدس و گمان‌هایی از این دست، شایعه وارد میـدان می‏شود. وضعیت سیاسی کشور نیز قابل وصف نیست؛ دو همسایۀ دربه‌دیوار (عبدالله و غنی) پس از مدتی سکوت و تفاهم، دوباره دست به گریبان شده‌اند.
با این حال، انگشت اتهامِ شماری به سوی مرد مرموزی به نام «حنیف اتمر» نشانه رفته است. اتمر را شماری مغز متفکر و استراتژیست حکومت وحدت ملی می‏دانند که بر تمام شؤونِ حکومت تبحر دارد و صلاحیت جنگ و صلح در دستِ اوست. در این زمینه راه مبالغه را نیز طی کرده‌اند که گویا حتا رییس جمهور از او متابعت می‌کند.
واقعیت این‌ست که اتمر به اندازۀ کافی ناشناخته است. از گذشتۀ او ما تصویر نیمه‌‌روشنی در اختیار داریم. حنیف اتمر در حکومت پساطالبانی در سمت‌های وزارت انکشاف دهات، وزارت معارف و وزارت داخلۀ دوران حامد کرزی وظیفه اجرا کرده است. در وصف اتمر این جمله بسنده است: سوسیالیست دیروز و لیبرال امروز!
اتمر در معرض چهار اتهام تبـارگرایی، مهندسی توطیه و ترور رقبای سیاسی‌، خلق داعش در افغانستان و انحصارگرایی قرار دارد. آخرین انفجارهایی که در کابل رخ داد، سبب شد انگشت شماری از منتقدان به سوی اتمر نشانه برود و او به سازمان‌دهی این حملات متهم شود. اما چرا از میان این‌همه چهره‌های دیگر، اتمر هر بار زیر تیغ اتهام گیر می‌افتاد؟
در پاسخ به این پرسش باید قطب‌بندی‌های سیاسی و قومی را مدنظر داشت و در این قطب‌بندی‌ها متوجه یک برجسته‌گی ‌شد: حزب جمعیت اسلامی. این حزب در حکومت پساطالبان نقش کلیـدی در قدرت داشت، اما تلاش‌های مستمر تکنوکرات‌‏های حلقۀ خلیل‌زاد، علی‌احمد جلالی، اشرف غنی و حنیف اتمر برای کنارزدن جمعیتی‏‎ها که در طول حاکمیت دوران کرزی ادامه داشت و در حکومت غنی به نتایج ملموسی منجر شد: عطامحمد نور کنار زده شد و عبدالله عبدالله رییس اجرایی که نمایندۀ جناح جمعیت در حکومت غنی‌ست به گونۀ بی‏سابقه‌ در جایگاهی حقارت‌آمیز قرار گرفت.
تضاد میان جمعیت و تکنوکرات‌ها بر دو علت تبار و ایدیولوژی واقع شده و این دو فرق در مناقشات تاریخی و اجتماعی نیز ریشه دارد. به همین دلیل است که در دوران کرزی، جمعیت ترور فرماندهانش را به جناح کرزی و حلقۀ تکنوکرات‌ها منصوب می‌کرد؛ زمانی که داوود داوود، فرمانده زون ۳۰۳ پامیر ترور شد، شایعه‌ بود که کرزی در دیداری داوود را به نسل‌کشی متهم کرده و پس از این واقعه، قتل داوود در دستور کار قرار گرفته است. همچنان در ترور برهان‌الدین ربانی، انگشت جمعیت به سمت استانکزی نشانه رفت. این نوع برداشت و تفسیر جمعیت در دوران غنی نیز ادامه یافت. این بار اما هماورد جمعیتی‌ها مردی کم‌حرف و درون‌گر به نام حنیف اتمر است. هنگامی که عطامحمد نور اتمر را متهم به حمایت از گروه داعش کرد، هیچگاه آقای اتمر به صراحت به این اتهام پاسخ نداد. این محمداشرف غنی بود که در دفاع از اتمر، عطامحمد نور را به چالش کشید: «اگر ثابت نتوانستید، چادر بپوشید».
در مناقشاتی که میان جمعیت و جناح غنی در طول حکومت وحدت ملی جریان داشت، این تصور بین عموم به وجود آمده که اتمر مردی همه‌فن‌حریف است.
اتمر در محضر عام با لبخند ملیح ظاهر می‏شود و در امور سیاسی شکیب است. مستخدمینش نیز این صفتِ او را به عنوان امتیاز به رخ می‏کشند، چنان‌که حواریون عطامحمد نور او را در شجاعت ستوده‌اند، اما رقبای نور آن را شناعت تعبیر کرده‌اند.
گروهی به این عقیده‌اند که اتمر سیاست‌مدار شروری‌ست که رد پایی از خود در میدان کارزار نمی‏گذارد.
به هر حال، حزب جمعیت پس از حملۀ انتحاری در مراسم جنازۀ پسر محمدعلم ایزدیار که در آن رهبران این حزب حضور داشتند، به محمداشرف غنی اعتراض کرد و از او خواست تا اتمر را برکنار کند، اما چنین نشد.
انتقاد جمعیت از اتمر وارد حلقات دانش‌آموختۀ تاجیک نیز شده است و برخی از منتقدان دانش‌آموختۀ تاجیک، از حواریون رهبران حزب جمعیت‌اند.
ولی واقعیت این است که رهبران جمعیت اسلامی تجارب دوران جنگ سرد را یدک می‏کشند که برای شرایط امروز کفاف نمی‌کند، مورثی‌شدن مقام‌های حزبی و دولتی و فقدان کادرهای حزبی، جمعیت را در موضع ضعیفی قرار داده است و از جانبی هم رهبران جمعیت در ثروت سرشاری که در ۱۷ سال اخیر به‌دست آورده‌اند، سقوط کرده و به فساد آلوده شده‌اند.
تنها جمعیتی‌ها و تاجیک‌ها نیستد که به اتمر مشکوک و معترض‌اند؛ گروهی از روشن‌فکران هزاره نیز به او مشکوک‌اند و حملات به تجمع هزاره‌ها را به اتمر منصوب می‌کنند، البته حجت دانش‌آموختگان هزاره از تنازعات تاریخی و رویکرد ناسیونالیستی حکومت ناشی می‏شود، ازبک‌ها نیز در همین ردیف‌اند.
با این‌همه و با وجود انتقادها و اتهامات سنگین که علیه حنیف اتمر وجود دارد، تا اکنون در این زمینه شواهد مستدلی ارایه نشده، اما هنوز این سخن از پیچیده‌گی اتمر نکاسته است.
منبع: سلام وطندار

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.