چرا دور دومِ انتخابات؟

احمد عمران/ 6 ثور 1393/

اعلام آرایِ هشتادوسه‌درصدیِ قسمی از سوی کمیسیون انتخابات، این امیـدواری را افزایش داده است که با همۀ کاستی‌ها و تأخیرها، انتخابات در مسیر واقعیِ خود قرار دارد و اگر این روند هم‌چنان ادامه پیدا کند، احتمال می‌رود که این‌بار مردم افغانستان پیروزیِ واقعیِ خود را در نتیجۀ انتخابات جشن بگیرند. ولی تا زمانِ رسیدن به چنین نتیجه‌یی، نباید از موانع و تهدیدهایی که این روند را می‌تواند از مسیر واقعیِ آن منحرف سازد، نگران نبود. mnandegar-3

کمیسیون انتخابات هرچند به شکلِ دوام‌دار تأکید می‌ورزد که تمام تلاش‌های خود را برای اعلامِ نتیجۀ واقعی و حقیقیِ انتخابات انجام می‌دهد، ولی چالش‌های زیادی فرا راهِ آن قرار دارد.
رییس کمیسیونِ انتخابات در نشست اعلام قسمیِ نتایج ۸۳درصدی گفت که از حالا می‌توان حدس زد که انتخابات در دورِ اول نتیجه نخواهد داد و به دورِ دوم خواهد رفت.
دور دومِ انتخابات هرچند در قانون انتخابات به آن پرداخته شده و مبنایی قانونی دارد، ولی به این معنا نیست که حتماً انتخابات در کشور باید در دورِ اول نتیجه ندهد. انتخابات اولِ ریاست‌جمهوری که زیر نظر ستاد مشترکِ انتخابات انجام شد، در دور اول با وجود این‌که خالی از مشکلات نبود، ولی نتیجه داد. اما در انتخابات دومِ ریاست‌جمهوری که مدیریت انتخابات عمدتاً به وسیلۀ نهادهای بومی انجام شد، انتخابات در گردابِ مشکلاتِ ناشی از مدیریتِ ناسالم افتاد. این سخن نباید به معنای تأیید گذشته و رد وضعیتِ فعلی پنداشته شود.
در انتخاباتِ اول به دلیلِ این‌که افغانستان هنوز دچار مشکلات فراوانِ مدیریتی بود، نمی‌شد بدون همکاری سازمان‌ها و نهادهای بین‌المللی، انتخابات شفاف و سالم برگزار کرد و به‌ناچار باید از جامعۀ جهانی در این خصوص کمک گرفته می‌شد. ولی انتخاباتِ دوم به وسیلۀ نهادهای افغانستان برگزار شد و این از یک‌سو گامی به پیش برای مدیریت سیاسیِ کشور بود، و از سوی دیگر نشان داد که هنوز در این زمینه مشکلات و چالش‌ها هم‌چنان باقی‌اند. در ضمن این مسأله نیز باید مورد توجه قرار گیرد که در دو انتخابات پیشین، نتیجۀ واقعی در فرایند برگزاری انتخابات به‌دست نیامد و عمدتاً نامزدهای رقیب به دلایل ملی نخواستند که افغانستان را در نخستین مراحل دموکراتیزه شدن، با چالش مواجه سازند. به همین دلیل، این موضوع سبب شد که قدرت در انحصارِ یک شخص قرار گیرد و نظام تک‌صدایی شود.
سیزده سال حضور یک فرد، هیچ توجیهی برای ادامۀ قدرت در کشور نمی‌توانست داشته باشد مگر یک توجیه که این فرد حاضر نبود تن به انتقال مسالمت‌آمیزِ قدرت بدهد. آقای کرزی در انتخاباتِ دوم نشان داد که خلاف آن‌چه شهره است و او را همه فردی شکیبا و متمدن تصور می‌کردند، حاضر است برای فرو نگذاشتنِ قدرت دست به هر گونه اقدامی بزند. انتخابات دومِ ریاست‌جمهوری در کشور، در حقیقت یک انتخاباتِ واقعی نبود و نتیجۀ آن‌هم نمی‌توانست به ایجاد حکومتی مشروع بینجامد. این موضوع حتا از نظر شخصِ آقای کرزی نیز پنهان نماند و او در یکی از نشست‌های خبری خود گفت که «رییس‌جمهوری مجروح» است.
رییس‌جمهورِ مجروح به چه معنا می‌تواند باشد؟… شاید از نظر آقای کرزی، رییس‌جمهور مجروح کسی است که دیگران تمایل به همکاری با او را ندارند و با وجود تمام تلاش‌هایش، نمی‌تواند در سطح ملی و بین‌المللی برای خود موقعیتِ مناسبی را به وجود آورد. ولی از نگاه مردم افغانستان، رییس‌جمهور مجروح به کسی گفته می‌شود که در نتیجۀ آرای آن‌ها قدرت را به‌دست نیاورده است.
اما انتخاباتِ سوم چیزی از جنس دیگر است. در این انتخابات، بسیاری از تعامل‌ها و معادلاتِ پیشین دست‌خوش تغییر شده‌اند و وضعیت افغانستان نیز با وارد شدن به سال ۲۰۱۴، با سال‌های گذشته بسیار فرق کرده است. به همین دلیل، انتخابات سوم، انتخاباتی سرنوشت‌ساز و پُر از بیم و امید برای افغانستان است؛ انتخاباتی که اگر نتیجۀ واقعی داشته باشد، افغانستان را به سمت ثبات و تغییراتِ بزرگ سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی خواهد برد و اگر نتیجۀ واقعی نداشته باشد، به سقوط آن در یک گردابِ سیاه خواهد انجامید. به همین دلیل می‌بینیم که مردم با شور و نگرانی، روند انتخابات را از آغاز تا به حال دنبال کرده‌اند.
اگر انتخاباتِ سوم از مسیر درستِ خود منحرف نشود، بدون تردید در دور اول نتیجه خواهد داد. این محاسبه از روی احساسات و بدون در نظرداشت وضعیتِ کشور گفته نمی‌شود، بل برای آن می‌توان ادلۀ لازمِ عقلانی و منطقی سراغ کرد. نخست این‌که حضور مردم در پای صندوق‌های رای، کاملاً نشان از تصمیمِ قاطع برای انتخاب فردی داشت که بتواند مدیریت سیاسیِ کشور را به نحو مطلوب انجام دهد. این تصمیم نیز به شکل ناگهانی گرفته نشده بود، بل مردم افغانستان طی سال‌های پسین به این نتیجه در اثر بررسی فعالیتِ کنش‌گرانِ سیاسی دست یافته بودند. دوم این‌که نتایج قسمی نشان می‌دهد که ترازوی انتخابات به کدام سمت متمایل است. سوم این‌که اقدام‌های سازمان‌یافته صورت می‌گیرد که آرای حداقل یکی از نامزدانِ پیشتاز کاهش یابد. این‌ها همه نشانه‌های روشن برای این است که اگر روند شمارش و اعلام نتایج، به گونۀ واقعی صورت گیرد، انتخابات در دور اول نتیجه خواهد داد.
هر اقدامی که انتخابات را از نتیجۀ اصلی و واقعیِ آن منحرف و یا دور سازد، بدون شک برای ثبات و امنیتِ افغانستان که در اولویت باید قرار داشته باشد، خطرآفرین است. دور دوم به عنوان یک اصلِ احتیاطی در قانون شناخته می‌شود و نه یک اصل حتمی. کمیسیون انتخابات نباید این گمانه‌زنی را انجام می‌داد و خود را در مظانِ چنین اتهامی واقع می‌کرد که نسبت به نتیجۀ انتخابات غیرجانب‌دار نیست. جانب‌داری کمیسیون‌های انتخاباتی، ضمن صدمه زدن به روند ملی انتخابات، می‌تواند نتایجِ اسف‌ناکی را نیز رقم بزند که تحملِ آن برای افغانستان اگر نگوییم ناممکن، ولی بسیار دشوار خواهد بود!

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.