چند ملاحظه در مورد هیأت مذاکره‌کنندۀ صلح

چهار شنبه 14 قوس 1397/

نثاراحمد فیضی غوریانی، رییس کمیسیون دفاعی و تمامیت ارضی مجلس نماینده‌گان/

اینکه حکومت وحدت ملی خواهان برقراری صلح و پایان جنگ فرسایشی کنونی است، جای بسیار تمجید و تحسین دارد. ما باید روزی به این جنگِ طولانی پایان ببخشیم و به عنوان ملتی با پیشینۀ تمدنی کهن، اختلاف‌ها و مشکلات سیاسیِ خود را با گفت‌وگو در روی میز مذاکره حل کنیم. هر جنگی آغاز و پایانی دارد و مردم افغانستان نمی‌توانند که همیشه در جنگ و وضعیت بحرانی به‌سر ببرند.
mandegarجنگ طولانیِ چهل‌ساله افزون بر اینکه خسارات بزرگِ اقتصادی و مالی را برای ما به باور آورده، باعث شده است که اختلاف‌های قومی، زبانی و مذهبی نیز در برخی موارد به ظهور بپیوندند. ما هیچ زمانی به اندازۀ فعلی دچار انقطاب و اختلاف‌های قومی نبوده ایم. ما هیچ زمانی بحث این را نداشته ‌ایم که فلان و بهمان قوم از ما نیستند و باید کشور را ترک کننـد. همین لحظه وقتی از بیرون شدنِ هندوان و سیک‌های افغانستان از کشور سخن گفته می‌شود، چنان ناراحت و مغموم می‌شویم که گویی بخشی از هویت و تمدنِ خود را از دست می‌دهیم. این‌ها همه ناشی از جنگ و خصومت‌هایی است که در افغانستان طی سال‌های گذشته به وجود آمده و عملاً به وخامت اوضاع منجر شده است.
امروز وقتی از صلح سخن گفته می‌شود، مثل این است که از یک آرمان مشترک ملی سخن می‌گوییم. کمتر کسی در افغانستان و یا بیرون از این کشور وجود دارد که نخواهد در کشورش صـلح و آرامش تأمین شود. کمتر کسی راضی به ویرانی و کشتار هموطنانش است. پس امروز صلح به عنوان یک نیاز درجه‌یک و اولویت اصلیِ ما شناخته می‌شود. ما به جامعۀ مرفه دست نخواهیم یافت مگر در پرتو صلح و زیست با همی. ما کشوری آباد و آزاد نخواهیم داشت، مگر در زیر سایۀ صلح و امنیت.
این موضوع را همه باید دانسته باشند، حتا آنانی که جنگ را در حال حاضر به نفع خود احساس می‌کنند. حکومت وحدت ملی برای رسیدن به این نیاز فوری، اقدام‌هایی را صورت داده، هرچند که این اقدام‌ها کافی و گاه مثمر نبوده است. حالا فکر می‌شود که این تلاش‌ها تشدید یافته و حکومت افغانستان در همسویی با متحـدان بین المللی می‌خواهد راهی برای بیرون‌رفت از وضعیتِ دشوارِ کنونی بیابد. به همین منظور در کنار تلاش‌های زلمی خلیل‌زاد نمایندۀ ویژۀ امریکا برای صلح، حکومت وحدت ملی نیز تلاش‌هایی را آغاز کرده که یکی از این تلاش‌ها می‌تواند ایجاد گروه مذاکره‌کنندۀ صلح باشد. این گروه گویا پس از رای‌زنی‌ها و مشوره‌های رییس حکومت وحدت ملی با سران جهادی، احزاب سیاسی و شخصیت‌های بانفوذ کشور به وجود آمده است. اما گروه با چند پرسش و چالشِ اساسی روبه‌رو است که قبل از ایجاد آن باید به آن‌ها پرداخته می‌شد:
چالش نخست این است که در موجودیت شورای عالی صلح حکومت برای ایجاد گروه مذاکره‌کننده چه توجیهی می‌تواند داشته باشد. آیا شورای عالی صلح نمی‌توانست کاری را که گروه مذاکره کننده انجام می‌دهد، انجام دهد؟ (حکومت هنوز به صورتِ قانع‌کننده نتوانسته که ایجاد این گروه را توجیه کند.)
چالش دوم که چالش اساسی نیز می‌تواند باشد، ترکیب گروه مذاکره‌کننده است. اکثر افرادی که عضویتِ این گروه را دارند، افراد کمتر شناخته شدۀ سیاسی و بیشتر دولتی و حکومتی هستند. آیا با چنین ترکیبی می‌توان انتظار داشت که گروه‌های مخالف و به‌ویژه طالبان به گفت‌وگوهای صلح حاضر شوند؟ (به نظر نمی‌رسد که گروه فعلی از صلاحیت و نفوذ لازم برای گفت‌وگوهای صلح برخودار باشد که بتواند طالبان را تشویق به پایان جنگ سازد.)
چالش سوم، آجندا و برنامۀ کاری گروه مذاکره‌کننده است. این گروه با چه برنامۀ عملی می‌خواهد گفت‌وگوهای صلح را آغاز کند؟ آیا مردم افغانستان به این گروه به اندازۀ لازم و کافی باور و اعتماد دارند؟ آیا این گروه از چنان صلاحیت و کفایتی برخوردار است که طالبان آن را جدی بگیرد؟
به نظر می‌رسد که پاسخ به همۀ این پرسش‌ها و چالش‌ها منفی است و حکومت پیش از آنکه جوانب مثبت و منفیِ قضیه را محک زده باشد، به صورت شتاب‌زده هیأتی را به وجود آورده که در گفت‌وگوهای صلح نقش بازی کند، درحالی‌که نقش این گروه در گفتمان صلح اگر نگوییم صفر است، بالاتر از آن هم نخواهد بود.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.