کـرزی و هراس از تفاهم رهبران سیاسی

منوچهر/

نشست بلخ قرینۀ کوچکی بود که به خوبی نشان داد اگر رهبران جهادی و شخصیت‌های ملی بخواهند به ساده‌‌گی می‌توانند که بسیجی ملی را تا انتخابات سال ۱۳۹۳ به وجود بیاورند. این برنامه از آن‌جا جدی می‌نماید که استاد عطامحمد نور در ملاقاتش با سران جبهۀ ملی به صورت واضح از نگرانی‌هایش در انتخابات یاد کرد و بیان داشت که این‌گونه نشست‌ها را ادامه خواهند داد تا به یک جریان مقتدر و بازدارندۀ قانون‌شکنی‌های حکومت مبدل گردد. چنان‌که سران جبهۀ ملی و استاد عطا طی اعلامیه‌یی، بر چهار مورد مشخص تأکید داشتند.
۱- برگزاری یک انتخابات شفاف و عادلانه که حکومت همواره از آن طفره می‌رود.
۲- دست کشیدن از پروسه‌یی به نام صلح که پیوسته باعث امتیازدهی به طالبان شده است.
۳-  محکوم کردن اتهامات حکومت مبنی بر بدنام ساختن چهره‌های ملی و جهادی.
۴-  ارایۀ تضمین به‌خاطر توانایی‌های نیروهای امنیتی که قرار است جاگزین نیروهای خارجی گردند.
افزون بر این موارد، مسایل دیگری هم وجود دارد که بی‌تردید در برنامه‌های آینده – اگر چتر این نشست‌ها گسترش بیابد و با گروه‌های دیگری هم به تفاهم برسند – خط مشی مبارزۀ سیاسیِ این جریان را تشکیل خواهد داد.
خوش‌بینانه باید گفت که تمام این خواسته‌ها، خواسته‌های مردمی ‌است و اکثر احزاب و گروه‌های اپوزیسیون، خواسته‌های مشترکی دارند. بنابراین، بسیار محتمل است که این چتر، گسترده شود و تفاهم کلانی را در سطح ملی به وجود بیاورد.
به نظر می‌رسد که این نشست‌ها هنوز ادامه دارد، طوری که استاد عطامحمد نور پس از نشست بلخ، با سران جمعیت اسلامی ‌نیز ملاقات کرده است و همین ملاقات‌هاست که رییس‌جمهور و تیم همراهش را نگران می‌سازد. این نگرانی از آن‌جا مشهود است که درست پس از نشست بلخ، جناب رییس جمهور ناگهان موضع گرفته و فرموده است که بیگانه‌ها با ایجاد دسیسه و توطیه، در پی مصادرۀ پروسۀ صلح به سود خود هستند. او هم‌چنان گفته است که هر نوع تلاش‌ برای صلح با طالبان، باید از مجرای دولت افغانستان صورت گیرد.
گمان می‌رود که منظور او از این بیگانه‌ها، دقیقاً سران حزب جبهه و ایتلاف ملی باشد که قبل بر این، به دعوت کشور فرانسه، پیرامون گفت‌وگوهای صلح عازم آن کشور شده بودند. اما تا کنون، حکومت به دلایلی موضع خودش را در آن‌باره اعلام نکرده بود.
اکنون که احتمال بسیج مخالفان سیاسیِ آقای کرزی بیشتر شده است، این دلایل خود به خود روشن می‌شود.
جالب این‌جاست که آقای کرزی کسانی را بیگانه می‌خواند که آنان عمر خود را صرف مبارزه با دشمنان مردم افغانستان کرده‌اند و همواره مخالف رسمیت‌بخشی به دشمنانِ این مردم بوده اند. در حالی که آقای کرزی و همراهانش برعکس عمل کرده‌اند. این داوری باشد برای مردم افغانستان، تا خودشان تشخیص دهند که بیگانه‌‌گان کی‌هایند.
اما موضع‌گیری آقای کرزی دلیل دیگری ندارد جز این‌که او به‌شدت از بسیج سران و رهبران ملی و جهادی هراس دارد. زیرا او قبل بر این نیز واکنش‌هایی را نسبت به این‌گونه جمع‌آمد‌ها نشان داده بود. به گونۀ مثال چند سال قبل؛ زمانی که جبهۀ ملی به رهبری استاد شهید تأسیس شد، آقای کرزی شدیداً برافروخته گردید و همه را به توطیه علیهِ خود متهم کرد که حتا نام معاونش، آقای احمد ضیا مسعود در آن توطیه شامل بود.
او دریافته است که به محض بسیج سران و شخصیت‌های ملی و جهادی، بدیل حکومتِ او ساخته می‌شود و این، سبب حذف آقای کرزی از صحنۀ سیاسی کشور خواهد گردید. بی‌گمان که دلهره و هراسِ او به‌جاست ولی سوگ‌مندانه درک نمی‌کند ‌که چرا سران و شخصیت‌های ملی گرد هم می‌آیند.
تردیدی نیست که قانون شکنی‌های پیوسته، رسمیت‌بخشی دشمنان مردم افغانستان، هدر دادنِ فرصت‌های طلایی، گسترده‌ساختن ناامنی‌ها و… موجبات این جمع‌آمدها را تشکیل می‌دهند و بسیار به‌جا هم می‌نماید که نیرویی، جلوِ این‌همه یکه‌تازی‌های آقای کرزی را بگیرد. اما متاسفانه جناب کرزی هنوز قبول ندارد که افغانستانِ تحت رهبریِ او شکست خورده است و می‌رود که این کشور را به منجلاب فاجعه پرتاب کند.
به همین سبب است که وقتی رهبران جهادی برای نجات افغانستان راهکارها‌یی را تدارک می‌بینند، آقای کرزی گمان می‌برد که توطیه‌ و برنامه‌یی برای حذفِ او در راه است.
این‌گونه موضع‌گیری می‌نمایاند که این خودِ آقای کرزی است که همواره دسایسی را زیر عناوین گوناگون، فراراه شکل‌گیریِ یک اپوزیسیون قدرت‌مند چیده و می‌چیند. او به‌خاطر حفظ قدرت حاضر است که سی میلیون انسان افغانستانی قربانی شود و این کشور دوباره به سوی فاجعه رهنمون گردد، اما کسی نگوید که بالای چشم آقای کرزی ابروست!
به نظر می‌رسد که هراس آقای کرزی از جمع‌آمد و تفاهم شخصیت‌های ملی و سیاسیِ کشور هر روز گسترش می‌یابد و او بیش از پیش، در پی توطیه و خنثا کردنِ این همگرایی‌ها و نشست‌ها می‌برآید. از این‌رو بسیار لازم می‌نماید که رهبران و شخصیت‌های ملی، متوجه دسیسه‌های حکومت باشند. زیرا در حال حاضر چشم امید همه مردم به سوی آن‌هاست و برنامه‌های حکومت ممکن است هر لحظه آرزوی مردم را با خاک یک‌سان کند.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.