کــدام روز روزِ اسـتقلالِ افغـانستان است؟

دکتر لعل‌زاد/ سه شنبه 27 اسد 1394/

افغانستانِ امروزی برخلافِ ادعاهای بلندبالایِ تاریخ‌سازانِ سرکاری و درباری که برای آن تاریخِ پنج‌هزارساله می‌سازند، کشوری جدید در نقشۀ جهان است که مرزهای آن ـ عمدتاً ـ در زمان امیر عبدالرحمن توسط انگلیس و روس به‌حیث یک منطقۀ حایل تعیین گردیده و استقلالِ آن در زمان امیر امان‌الله (۱۹۱۹ – ۱۹۲۹) حاصل شده است.
پس از به قدرت رسیدنِ نازی‌ها در ۱۹۳۲، مسافرت هاشم‌خان صدراعظم به آلمان و ملاقات با هیتلر، ایجاد انجمن تاریخ و آغاز تاریخ‌سازی جعلی و اسطوره‌سازیِ دروغین برای یک قوم؛ mnandegar-3در مورد روز و تاریخِ گویا استرداد استقلال افغانستان از انگلیس نیز جعلیاتی صورت گرفته که انسان را به حیرت می‌اندازد:
خط غلط، املا غلط، انشا غلط
چون به معنی بنگری، جمله سر تا پا غلط!
در یکی از بحث‌های تلویزیونی در این مورد تذکر به عمل آمد که در زمان امان‌الله ۹ حوت را به حیث روز استقلال جشن می‌گرفتند. در زمان نادرشاه و اوایل ظاهرشاه، ۶ جوزای ۱۲۹۸ به حیث روز استقلال شناخته می‌شد(روزی که گویا نادرخان تل را تسخیر نموده است). اما از اواخر سال‌های ظاهرشاه تا اکنون، ۲۸ اسد ۱۲۹۸ به حیث روز استقلال افغانستان تجلیل می‌گردد. در این ارتباط، جناب عبدالحمید مبارز نیز طی مقاله‌یی از وزارت فرهنگ و اکادمی علوم افغانستان خواهان اعلام دقیقِ تاریخ استقلال کشور شده و ۲۴ فبروری ۱۹۱۹ را روز استقلال افغانستان دانسته است. (۱)
جهت اثبات و دانستن روز استقلالِ افغانستان شاید کافی باشد به دو اثر تاریخیِ تقریباً قابل اعتبار میرغلام محمد غبار (افغانستان در مسیر تاریخ) و میرمحمد صدیق فرهنگ (افغانستان در پنج قرن اخیر) مراجعه کرد تا درک نمود که تاریخ دقیق استقلال افغانستان از استعمار انگلیس کدام روز است (از بحث سیاسی دربارۀ مفهوم و ارزش استقلال واقعی و پیامدهای آن و این‌که افغانستان کشور مستقلی هست یا نه، صرف‌نظر می‌شود). اگر به آن‌چه در این آثار آمده باور کنیـم، کرونولوژی حوادث به ترتیب زیر بوده است(۲ و ۳):
«ـ امیر حبیب‌الله در شب ۲۱ فبروری ۱۹۱۹ کشته می‌شود …
ـ امیر امان‌الله در ۲۳ فبروری سلطنت خود را اعلام می‌دارد …
ـ امیر امان‌الله در ۲۴ فبروری در اجتماع مردم کابل و قشون پایتخت در میدان مرادخانی نطق مشهور تاریخیِ خویش را ایراد نموده، استقلال خارجی افغانستان و آزادی فردی در داخل کشور را اعلان می‌کند …
ـ امیر امان‌الله در ۲۸ فبروری (۹ حوت ۱۲۹۷ ش) توسط اعلامیه‌های مفصل چاپی مردم افغانستان را مخاطب قرارداده و می‌گوید: …من عهد بستم که بایستی دولت افغانستان مانند سایر قدرت‌های مستقل جهان، در داخل و خارج کشوری آزاد و مستقل باشد …
ـ امیر امان‌الله در ۳ مارچ نامه‌یی به نایب‌السلطنۀ انگلیسی هند می‌فرستد که بایستی در معاهدۀ ۱۹۰۵ دولتین افغان و انگلیس تجدید نظر به عمل آید… امیر طی این نامه از کشته شدن امیر حبیب‌الله، بر تخت نشستن خود، استعفا و بیعت سردار نصرالله خبر داده و در ضمن معرفی نمودنِ افغانستان به عنوان یک دولت آزاد و مستقل، آماده‌گی‌اش را جهت انعقاد عهدنامۀ جدیدی اظهار می‌دارد …
ـ دولت شوروی توسط اعلامیه‌یی در ۲۷ مارچ ۱۹۱۹ به حیث نخستین دولت جهان، استقلال افغانستان را به رسمیت می‌شناسد …
ـ امیر امان‌الله در ۱۳ اپریل نطق با حرارتی در محضر عام ایراد نموده و طی آن با اعلان استقلال کشور، مردم را به اصلاحات مبنی بر آزادی و مساوات و رفع ظلم و رشوت و سایر قبایح اداری مژده داد… نمایندۀ انگلیس در کابل که واقعه‌نگار نامیده می‌شد، به حکومت خود اطلاع داد که امیر در بیانیۀ ۱۳ اپریل ۱۹۱۹ و اعلان استقلال به سوی او رو آورده تأکید کرد که موضوع را به اطلاع حکومت خود برسانم …
ـ بعد ازیک سلسله مکاتبات بین حکومت افغانستان و حکومت انگلیسی هند، بالاخره یک هیأت صلحیه به ریاست علی‌احمد خان وزیر داخله … در ۲۵ جولای وارد راولپندی گردیده با سر هملتن گرانت فارن سکرتری و رییس هیأت انگلیسی داخل مذاکره می‌شود… در نتیجه در ۸ اگست ۱۹۱۹ معاهدۀ صلح دولتین در ۵ ماده به امضا می‌رسد … مطالب عمدۀ عهدنامه برقراری مجدد صلح بین دو کشور، منع تورید اسلحه به افغانستان، قطع امداد پولی هند به افغانستان و تصدیق مجدد خط دیورند ازجانب افغانستان و تعیین خط سرحد درحصۀ تورخم به میل انگلیس می‌باشد …
ـ بعد از معاهدۀ صلح راولپندی دولت افغانستان با حکومت انگلیسی هند راجع به یک معاهدۀ کامل بر اساس حقوق مساوی (و شناخت استقلال) مکاتبات زیادی می‌کند… محمود طرزی در ۱۲ اپریل ۱۹۲۰ عازم منصوری هند می‌شود… پس از مذاکرات تقریباً ۴ ماهه بدون آن‌که قراردادی امضا کرده باشد، در اول اگست ۱۹۲۰ به کابل برمی‌گردد …
ـ در اکتوبر ۱۹۲۰ امیر امان‌الله توسط نامه‌یی خطاب به ویسرا پیشنهاد می‌کند تا هیأتی را جهت ادامۀ مذاکرات به کابل بفرستد… دولت انگلیس هیأت سیاسی به رهبری سرهنری دابس را به افغانستان اعزام نموده و راه مذاکره را باز می‌کند. این هیأت در ۹ جنوری به کابل می‌آید… مذاکرات تقریباً ۱۱ ماه در کابل طول می‌کشد… بالاخره به تاریخ ۲۲ نومبر ۱۹۲۱ معاهدۀ ۱۴ ماده‌یی کابل بین سرهنری دابس رییس هیأت و محمود طرزی وزیرخارجه به امضا می‌رسد. هرچند عنوان این عهدنامه دوستی و مناسبات تجارتی است، اما در واقع فقط معاهدۀ تصدیق استقلال افغانستان می‌باشد. چنان‌که در مادۀ اول آن گفته می‌شود: دولتین علیتین برتانیه و افغانستان بالمقابل تمامی حقوق استقلال داخلی و خارجی یکدیگر خودشان را تصدیق نموده محترم می‌شمارند. در مادۀ دوم نیزحکومت افغانستان با الفاظ واضح و صریح خط دیورند را به عنوان سرحد دو کشور تأیید نموده و به این صورت، از تمام مدعیاتِ خود در ماورای خط مذکور منصرف می‌گردد.»
پس از ذکر اسناد فوق، قضاوت را به خواننده‌گان گرامی می‌گذارم که تاریخ استرداد استقلال افغانستان از انگلیس را (هرچند از نگاه رسمیات، شکلیات یا ظاهری) کدام یک از روزهای زیر می‌دانند:
۲۴ فبروری ۱۹۱۹ – نطق در میدان مرادخانی و اعلان استقلال
۲۸ فبروری ۱۹۱۹ – اعلامیۀ چاپی خطاب به مردم و اعلان استقلال
۳ مارچ ۱۹۱۹ – نامه به نایب‌السلطنۀ انگلیسی هند و خواهان تجدیدنظر در معاهدۀ ۱۹۰۵
۲۷ مارچ ۱۹۱۹ – شناخت استقلال افغانستان توسط شوروی
۱۳ اپریل ۱۹۱۹ – نطق در محضر دیپلمات‌های خارجی (انگلیسی) و اعلان استقلال
۸ اگست ۱۹۱۹ – معاهدۀ صلح در راولپندی
۲۲ نومبر ۱۹۲۱ – معاهدۀ شناخت استقلال افغانستان توسط انگلیس در کابل
مهم این است که اساس یا معیار حصول استقلال یک کشور مستعمره را چه چیزی می‌دانیم؟
اگر این معیار را امضای معاهدۀ شناخت استقلال کشور مستعمره (افغانستان) با مالک مستعمره (انگلیس) قبول نماییم، ۲۲ نومبر ۱۹۲۱ (مطابق ۳۰ عقرب ۱۳۰۰ ش) روز استرداد استقلال افغانستان می‌باشد. در غیر آن، می‌توان بر سر اولین نطق شفاهی به مردم (۲۴ فبروری ۱۹۱۹)، یا اولین اعلامیۀ تحریری به مردم (۲۸ فبروری ۱۹۱۹)، یا اولین ارسال نامه به انگلیس (۳ مارچ ۱۹۱۹)، یا اولین شناخت رسمی توسط یک کشورخارجی (۲۷ مارچ ۱۹۱۹)، یا اولین نطق شفاهی در محضر خارجی‌ها (۱۳ اپریل ۱۹۱۹) و یا اولین معاهدۀ صلح با انگلیس (۸ اگست ۱۹۱۹) به بحث پرداخت.

منابع:
۱ـ http://da.azadiradio.org/content/transcript/2130941.htm
۲ـ میرغلام محمد غبار، افغانستان در مسیر تاریخ، چاپ هفتم، تهران ۱۳۸۳
۳ـ میرمحمد صدیق فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، چاپ نوزدهم، تهران ۱۳۸۵

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.