کلید صلح در دستِ نابخردان

احمد عمران/ سه شنبه 18 جدی 1397/

هیأتی از شورای عالی صلح قرار است امروز وارد پاکستان شود. به گفتۀ سخنگوی شورای صلح، هیأتِ این شورا با مقام‌های پاکستانی و همچنین افرادی که دارای نفوذ بر طالبان استند، دیدار می‌کند تا در آینده زمینۀ گفت‌وگوهای رو در رو فراهم شود. ظاهراً این خوش‌بینی که گروه طالبان در آینده با هیأت افغانستان دیدار خواهد کرد، پس از سفرهای وزیر خارجۀ پاکستان به کابل تشدید یافته است. قریشی وزیر خارجۀ پاکستان برای مقام‌های حکومتِ وحدت ملی وعده داده که زمینۀ گفت‌وگوهای صلح را با طالبان فراهم می‌سازد. اما این‌که واقعاً پاکستان چنین mandegarزمینه‌یی را فراهم سازد، هنوز کاملاً روشن نیست. در حال حاضر، طالبان نشست جده را که به دعوت مقام‌های عربستان سعودی قرار بود برگزار شود، رد کرده‌اند و سخنگوی این گروه گفته است که به هیچ صورت حاضر نیستند با هیأت افغانستان دیدار داشته باشند.
اکنون طالبان ادامۀ گفت‌وگوهای خود با زلمی خلیل‌زاد نمایندۀ امریکا در امور صلح افغانستان را می‌خواهند در قطر جایی که دفتر سیاسیِ این گروه در آن موقعیت دارد، انجام دهند. جالب این‌جاست که طالبان این‌بار دلیل امتناعِ خود از دیدار با هیأت افغانستان را مواضع حکومت در قبال نیروهای خارجی خوانده است. سخنگوی طالبان گفته که حکومت کابل خواهان ادامۀ حضور نظامیان خارجی در افغانستان است و به همین دلیل این گروه که تا امروز به گفتۀ خودشان «قربانی‌های زیادی برای خروج نیروهای خارجی از افغانستان داده‌اند»، نمی‌خواهد که با هیأت چنین حکومتی مذاکره کند. حالا با این موضع‌گیری تازه، یک بار دیگر به نظر می‌رسد که گفت‌وگوهای صلح وارد دور تازه‌یی از بُن‌بست خواهد شد.
متأسفانه سیاست‌های کشورهای خارجی و هم حکومت‌گرانِ افغانستان سبب شده که گروه طالبان بیشتر از گذشته زیاده‌خواه شود. این گروه حالا اولتیماتوم و شرایط تعیین می‌کند و جای گفت‌وگوها را مشخص می‌سازد. در حالی که همین چند سال پیش این گروه به جز غارهای کوه و برخی مناطق قبایلی پاکستان، هیچ جای امنی برای خود در روی زمین سراغ کرده نمی‌توانست. سیاست تضرع‌آمیز حکومت‌گرانِ افغانستان از یک‌سو، بهره‌برداری‌های کشورهای منطقه و جهان از وضعیت به نفع خود از دیگرسو و عدم قاطعیتِ جنگی در میدان‌های نبرد سبب شده‌اند که طالبان خود را در موقعیتِ برتر احساس کنند و هر روز بر دامنۀ زیاده‌خواهی‌های خود بیفزایند.
ارگ‌نشینان چیزی که از گفت‌وگوهای صلح می‌دانند، رجزخوانی است و این‌که یک سر بگویند «این گفت‌وگوها باید تحت مالکیت افغان‌ها» برگزار شود. اما این را نمی‌دانند که رفتن به سوی میز مذاکره و پی‌ریزی بنـای صلح در کشور به سیاست، تدبیر، منطق و فهم نیز نیاز دارد. حکومت افغانستان با مغز متفکرِ خود اگر توانایی مدیریت وضعیت را می‌داشت، خیلی پیشرفت‌های محسوس در زمینۀ صلح باید به دست می‌آمد. در گام نخست، حکومت افغانستان باید تلاش می‌کرد که با راه‌اندازی یک کنفرانس جهانی در رابطه با صلح در افغانستان و منطقه، دیدگاهی واحد را در این زمینه در میان بازیگران مختلف به وجود می‌آورد. در وضعیت فعلی که هر کشور و گروهی به شکلی از گفت‌وگوهای صلح استفاده می‌برد و عملاً این گفت‌وگوها به هرج‌ومرج کشیده شده، ممکن نیست که نتیجۀ دلخواه به دست بیاید. نخستین گام باید در ایجاد تفاهم جهانی و منطقه‌یی در رابطه با صلح می‌بود که تمام بازیگران منطقه‌یی و جهانی در یک راستا عمل می‌کردند.
امروز هر کشوری که با طالبان رابطه پیدا کرده، بر اساس منافعِ خود در حالِ گفت‌وگو با این گروه است. روسیه یک چیز می‌خواهد، ایران چیزی دیگر، پاکستان در پی هدف‌های خود است و امریکا و چین و کشورهای عربی نیز منافعِ خود را در این گفت‌وگوها جست‌وجو می‌کنند. آن‌چه که هیچ توجهی به آن نمی‌شود، منافع مردم افغانستان است که عملاً در آتش جنگ می‌سوزند؛ زیرا حکومت‌گرانِ افغانستان نه فهمی از منطق گفت‌وگو دارند و نه هم می‌دانند که چگونه وضعیت را به نفع کشور مدیریت کنند، آن‌گاه یک‌سره فریاد می‌زنند که گفت‌وگوها باید در مالکیت افغان‌ها باشد. مثل این‌که گفت‌وگوهای صلح هم مثل پول‌های بادآوردۀ کشورهای جهان به افغانستان است که بدهند دستِ آن‌ها تا میان خود تقسیم کنند.
وقتی حکومت افغانستان توانایی رهبری و مدیریتِ گفت‌وگوهای صلح را ندارد، مشخص است که وضعیت بهبود پیدا نمی‌کند و رهبری آن به‌ دستِ آن نمی‌افتد. بهتر آن است وقتی آقای غنی و همگنانِ او فکری در قبال صلح ندارند، کسی را از میان طالبان استخدام کنند تا برای‌شان یاد بدهد که چگونه از وضعیت به نفع کشور استفاده کنند. آن‌گونه که من شرایط را دنبال می‌کنم، شوربختانه باید گفت که طالبان خیلی بهتر و موثرتر در این زمینه گام برمی‌دارند. ناکامی‌های شورای صلح و حکومت افغانستان قبل از آن‌که در اقدام‌های کشورهای دیگر دیده شود، باید در ندانم‌کاری‌های سیاست‌گرانِ آن جست‌وجو شود. وقتی یک انگشت را به سوی کسی دراز می‌کنی، چهار انگشتِ دیگر به سوی خودت نشانه می‌رود.
متأسفانه عامل اصلیِ پیچیده شدن و به درازا کشیده شدنِ گفت‌وگوهای صلح، سران حکومت استند و نه کسان دیگری. شاید در این زمینه کشورها و گروه‌های دیگری نیز مقصر باشند اما به اندازۀ رهبران فعلی و قبلیِ حکومت مقصر نیستند. این‌ها بودند که با لباس‌های آخرین مُد دنیا در نشست‌ها و کنفرانس‌ها شرکت کردند بدون آن‌که حتا سرِ سوزنی اندیشه و تفکر را با خود برده باشند. جنگ افغانستان که از مردمِ آن ظالمانه قربانی می‌گیرد، دلیل ادامۀ آن همین رهبرانی اند که خواسته و ناخواسته بر سرنوشت کشور حاکم شده‌اند و بدون آن‌که بتوانند خرج جوِ دو مرکب را از هم سوا کنند، خود را «متفکر جهانی» لقب داده‌اند.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.