کودتای ثور ۱۳۵۷ و اتحاد شوروی

اکرام اندیشمند/

درحالی که بسیاری از نویسندگان و محققین داخلی وخارجی از عدم دخالت شوروی در کودتای ثور سخن میگویند، اتشه نظامی سفارت هندوستان در کابل به همکاری مشاورین شوروی در فرودگاه بگرام باکودتاچیان اشاره می کند: «دگروال مدهوسمیران که در آنوقت آتشه نظامی هند در کابل بود و با افسران قوای هوایی ارتباط وسیع داشت به من(سلیک هریسن نویسنده و محقق افغانستان شناس امریکایی) گفت: قادر سازمان استخبارات نظامی اتحاد شوروی را از پلان امین مطلع ساخته بود اما دستور اشتراک در کودتا را بدست نیاورده بود. دگروال سمیران 139410061155579916794714میگوید که در اوایل سال ۱۹۷۸ میلادی ۳۵۰ تن مشاور و تکنیشن شوروی در کابل موجود بوده که تعداد زیادی از آنها در میدان هوایی بگرام و کابل در سیستم موشک های ضد طیاره و کنترول خط پرواز مصروف کار بودند. نامبرده بر این نکته تأکید می ورزد که بدون کمک تکنیشن های شوروی شاید به قوای هوایی خیلی مشکل می بود که بروز ۲۷ اپریل فعالیت میکرد. سمیران میگوید که قادر مجبور بود که اشتراک خویش را در کودتا تا بدست آوردن موافقه مشاورین شوروی به تعویق اندازد. مشاورین شوروی در مدت اندک قبل از آغاز کودتا باید تصمیم میگرفتند. اما از مسکو خیلی به موقع هدایت بدست آوردند که با کودتا کمک نمایند.»
اما مشاور شوروی در کمیته مرکزی حزب دموکراتیک خلق افغانستان “یوری کوزنتس” می گوید: «هر کس فکرمی کند در این واقعه(کودتای ثور)دست مسکو وجود داشته است سخت در اشتباه است. یکی از دوستان من که در آن زمان در کابل کار میکرد میگفت این انقلاب برای طرف شوروی تا بدانجا غیر منتظره بود که حتی سفیر تا مدتی جرأت نمیکرد که خبر وقوع انقلاب را به مسکو ارسال نماید. مامورین اطلاعاتی مااز جزئیات بیشتری باخبربودند، هرچند برای آنها نیز غیرمترقبه بود.»
اگرمامورین اطلاعاتی شوروی از جزئیات کودتا آگاهی داشتند، آیا دگروال عبدالقادر که که در اسناد کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی و کی.جی. بی دوست راستین کشور شوروی خوانده می شود و قوای هوایی را روز کودتا فرماندهی کرد ، مامورین کی.جی.بی و یا جی. آر.یو را از اقدام خود بی خبر نگهداشت؟ دگروال عبدالقادر در پیام های شمار ۱۲۴مؤرخ ۲۸/۲/۱۳۷۴، شماره ۱۳۱ مؤرخ ۴/۳/۱۳۷۴، شماره ۷۳ مؤرخ ۷/۳/ ۱۳۷۴ و شماره ۲۵۷ – ۲۵۸ مؤرخ ۲۷/۵/۱۳۷۴ مربوط کی.جی.بی از کابل به عنوان دوست راستین اتحادشوروی توصیف میشود.
نکته دیگری که اظهارات اتشه نظامی سفارت هندوستان در کابل را ازهمکاری تکنیشن های شوروی به قوای هوایی قابل تأمل میسازد، ابراز نظر همین سرمشاورنظامی شوری در ارتش افغانستان است که درمصاحبه با یک نشریه روسی در سال ۲۰۰۶میلادی میگوید:
«من داخل محوطه سفارت بودم. ناگهان خبر دادند که تانکها وارد شهرکابل شده اند و چند فیر بالای وزارت دفاع و قصر ریاست جمهوری نموده اند. برای ماغیرمترقبه بود. سفیر بازگشت وگفت: “فیر است، همه جاصدای فیر به گوش میرسد. “نه او آگاهی داشت که چه واقع شده و نه هم مقامات ما آگاه بودند. آنها “خلق” و “پرچم” چنان عمل نمودند که هرگز نتوانستیم بفهمیم. بعداً از سوی آنها نماینده تره کی آمد: “مابه قصر حمله می کنیم اما مؤفقیت چندانی نداریم، چه بایدکرد؟ سفیر برایم گفت: “چیزی بگو” من گفتم: “آیا اجازه دارم تاچیزی بگویم؟”
بلی، او برایم اجازه گفتگو با قادر را داد. نماینده تره کی فقط قادر بود. اوعملیات جنگی را رهبری میکرد. من برای شان گفتم: “فوراً قوا را از اطراف قصر دورکنید و حملات توسط طیارات انجام دهید.»

کودتاچیان ثور و شوروی: 
فیاض نجیمی نویسنده وپژوهشگر وعضو سابق جناح پرچم به نقل از منابع معتبر روسی و به خصوص از اسناد محرم حزب کمونیست شوروی و کی.جی.بی می نویسد:«بعد از به رسمیت شناختن دولت تازه به استقلال رسیده ی افغانستان، (دولت شاه امان الله)روس ها به سرعت کوشیدند تا اهرم های نفوذی شانرا در این کشور ایجاد نمایند. اولین نشانۀ اینگونه تلاش ها عبارت از اساسگذاری گروهی زیرنام “کمیته مرکزی انقلابیون جوانان افغان” دربخارا بود.
درپایان ۱۹۱۹مسیحی شورای تبلیغات بین المللی که بخش شرقی کمینترن هم نامیده می شد، ایجادگردید. در سال ۱۹۲۰ زیر رهبری شورا، حزب “عدالت” پارس، حزب کمونیست بخارا واحزاب ترکی، خیوه ای وافغانی سامان داده شدند……..
اما بحث برانگیزترین مراحل مربوط به ده های ۵۰و۶۰ و بعد تر آن میگردد. در آن دوران روس ها نه تنها به لایه های مختلف اجتماعی درحوزه ملکی توجه نمودند، بلکه برحسب نظریه های از پیش تعیین شده کمینترنی به نفوذ و جذب نظامیان نیز پرداختند. در سند کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی مؤرخ ۲۱جون ۱۹۷۴عنوان رهبران خلق وپرچم آنچی که به امضای “اولیانوفسکی” در باره فعال بودن سازمانهای سیاسی افغانی در اردو(ارتش) و نگرانی های رئیس جمهور محمدداود نگاشته شده، او میکوشد چنین تلقی نمایدکه گویا این عمل”رفقای افغانی”برای شوروی ها غیر مترقبه بوده وآنها ترجیح میدادند تا سازمانهای وفادارشان پا از گلیم فرا تر نه نهند. اما واقعیت این است که سازمانهای نظامی وابسته به شوروی سالها پیش از آن نامه و با آگاهی و توافق شورویها، در درون دستگاه های نظامی افغانستان فعالانه به جلب و جذب نظامیان می پرداختند، که حتی عده یی از آن نظامیان نیز در نوشته ها واظهاراتشان یامستقیم ویا تلویحی ازآن یاد کرده اند. در مورد حزب دموکراتیک خلق گفته می شود که آن حزب از آغاز دارای یک شاخه نظامی بوده که پیش از ایجاد آن تحت رهبری میراکبر خیبر فعالیت میکرد؛ بعداً سازمان نظامی مذکور، با غیر نظامیان وحدت نموده وبه تشکیل حزب دموکراتیک خلق مبادرت ورزیدند. همچنان از ساختارهای دیگری به نام های “سازمان نظامی افغانستان”(سنا)و یا “افسران هوایی” یاد میشود، که همکار با استخبارات شوروی ها قلمداد می شوند. بنابراین حوزه نظامی برای روسها حوزه دلچسپ وموردعلاقه بوده است که تا آخرباقی ماند.»
عبدالحمیدمحتاط ازافسران قوای هوایی افغانستان که درکودتای ۲۶ سرطان ۱۳۵۲ (۱۷جولای۱۹۷۳)به رهبری سردار محمدداوود در سرنگونی نظام سلطنتی شرکت داشت نیز از چنین سازمانی در ارتش سخن می گوید. وی که شکل گیری و وقوع کودتای سردارمحمدداوود را در جولای۱۹۷۳به تفصیل بیان می کند، در مورد سازمان نظامی ارتش می نویسد:
«این همرزمان دیرین من عبارت بودنداز: انجنیرعزیزاحمد، انجنیر شیرآقا حرکت، انجنیر زرین و انجنیرغلام سعید. ……………..همه عضو سازمان نظامی ای بودند که بیشتر ازشش سال در اردو(ارتش)فعالیت مخفیانه را پیش میبرد. هدف شماره یک این سازمان کوچک نظامی، واژگونی نظام منحط و فرتوت شاهی وایجاد نظام جمهوری بود که مورد حمایت مردم باشد و در پرتو آن شرایطی در جامعه ایجاد شود تا تمام اقوام و ملیت های ساکن سرزمین واحد ما احساس برادری، برابری کنند! درخلال سالیان متمادی مبارزه مخفی، توافق وتفاهم کلی روی تمام مسایل صورت گرفته بود، بشمول موضوع سهم گیری با سردارداود جهت سرنگونی نظام شاهی.»
“سلیک هریسن” خبرنگار و نویسنده امریکایی به نقل از منابع روسی می نویسد: «دستگاه استخباراتی نظامی شوروی (جی.آر.یو) در حالی که چشم به آینده دوخته بود افسران تربیت یافته اتحادشوروی را در سپتمبرسال۱۹۶۴ تشویق نمود که سازمان انقلابی مخفی قوای مسلح را تشکیل دهد. اصلاً همین دسته افسران بودند که درسال ۱۹۷۳ با سردار محمدداود(درکودتای او)کمک کردند….»
سلیک هریسن معتقد است که افراد وگروه های کودتاچی درهر دو کودتای سال ۱۹۷۳و۱۹۷۸با دو سازمان اطلاعاتی شوروی (کی.جی.بی و جی.آر.یو)در ارتباط بودند:
«در واقع در ارتش سه گروه از افسران کمونیست بوجود آمد. بزرگترین آن، گروه خلقی به رهبری حفیظ الله امین و بعد گروه پرچمی ها به رهبری میر اکبرخیبر که با جی.آر.یو یا سازمان اطلاعاتی ارتش شوروی ارتباط داشت و جی.آر.یو به طور جداگانه با گروه دیگری از افسران ارتش هم در ارتباط بود؛ که ژنرال عبدالقادر رئیس ستاد نیروی هوایی ارتش که درکودتا نقش اساسی ایفاء کرد، یکی ازآنها بود.»
علاوه برآنکه هریسن،دگروال عبدالقادر رابه نقل ازمنابع روسی عضوجی .آر.یو می خواند، نام مستعار عبدالقادر و نام مستعار بسیاری از افسران عضو حزب دموکراتیک خلق افغانستان در ارتش که در کودتای ثور و پیروزی آن نقش عمده داشتند شامل لیست اعضای افغان کی.جی.بی در کتاب “کی.جی.بی درافغانستان “برگرفته ازاسناد ویاد داشتهای(“واسیلی نیکیتیج میتروخین” مامور سازمان مذکوردر آرشف اسناد کی.جی.بی بود.دراین اسنادنام مستعار سیدمحمد گلابزوی “مامد” و محمدرفیع “نیروز” معرفی و ثبت اند که آنها انجام کودتای ثور۱۳۵۷ را به ویلبون اوسادچی، مسئول سرویس اطلاعاتی کی. جی .بی در کابل اطلاع دادند.
یکی از ژنرالان ارتش شوروی که در سالهای اشغال افغانستان در دهه هشتاد میلادی از مسئولان و فرماندهان ارتش مذکور بود، سرهنگ (دگروال) عبدالقادر را بنیانگذار یک سازمان مخفی کمونیستی در ارتش افغانستان می خواند که در پیروزی کودتای حزب دموکراتیک خلق نقش مهمی بازی کرد: «در حزب دموکراتیک خلق افغانستان رول مهمی را در اردو (ارتش)، تنظیم مستقل مخفی به نام “جبهه واحد کمونیستی افغانستان” که توسط دگروال اردو، عبدالقادر ایجاد گردیده بود، بازی می نمود. موصوف از نگاه مفکوره به برنامه حزب دموکراتیک خلق افغانستان نزدیک بود. وی تکیه به یک کودتای جدید دولتی می نمود.»
اطلاع وقوع کودتا رابه شوروی ها توسط سیدمحمدگلاب زوی، محمدعزیز اکبری یکی ازفعالان نظامی جناح خلق که در اوایل حکومت حفیظ الله امین به ریاست سازمان اطلاعاتی حکومت موسوم به “کام” گماشته شد، نیز تاییدمی کند:
«سیدمحمد گلابزوی یکی از فیگور های(چهره های) به اصطلاح مهم درانقلاب ثور بود و کسی بود که دستور انقلاب ثور را از امین گرفت و به تمام سازمانهای نظامی ابلاغ کرد، صبح ۷ ثور با شورویها تماس گرفت، دستوری را که از حفیظ الله امین یا مسئول کمیته مرکزی دریافت کرده بود، به شورویها ابلاغ کرد.»
شرکت فعال جگرن محمدرفیع ازجناح پرچم در کودتای ثورکه او چگونه برخلاف بسیاری از پرچمی های ارتش بدون آنکه دستوری از جانب رهبران جناح پرچم و به خصوص از نوراحمدنور مسئول نظامی این جناح دریافت کند، بیشتر پرسش بر انگیز است. شاید پاسخ این پرسش را بتوان در کتاب میتروخین یافت.
نکته جالب و قابل ذکر این است که ببرک کارمل در نیمه دوم دهه هشتاد که در حومه مسکوتحت نظر مامورین استخبارات شوروی زندگی می کرد، به گونۀ غیر مستقیم از دخالت کی.جی.بی در کودتای ثور سخن میگوید. او به خبرنگار روزنامه پرودا ارگان نشراتی حزب کمونیست شوروی در دسمبر سال ۱۹۸۹ می گوید:
«حالا من بعضی چیزها را برای شما حکایت می کنم. پلان انقلاب وجود نداشت. کمیته مرکزی برنامه سقوط داوود را به تصویب نرسانده بود. تمام اعضای کمیته مرکزی بازداشت شده بودند. امین ۱۸ساعت بعدتر زندانی شد و به ما پیوست. جالب این است که او در این مدت کجا بوده است؟ امین خون می خواست. و بسیاری از خلقی ها با وی هم نظر بودند. ونه تنها آنها یک نیروی نهایت بزرگ دیگرهم بودوکه حزب را به سوی کودتا رهنمون شد، دقیقاً همان نیروی که زمانی افغان ها را به سوی سقوط شاه سوق داد. دریغا اگر من نام آن را بگیرم، هم شما و هم من سرهایمان را از دست خواهیم داد.»

حفیظ الله امین، شوروی وکودتا:
نقطه بسیارمهم و قابل بحث در کودتای ثور رابط حفیظ الله امین با شوروی ها است. آیا امین بدون اطلاع و استیذان شورویها فرمان کودتا را صادر کرد؟
سلطانعلی کشتمند می نویسد: «حفیظ الله امین در این زمینه دو گونه، حرف بر زبان رانده است. او در جلسه سیاسی بگونه رسمی گزارش داد که شام روز قیام یعنی ۲۷ اپریل هنگامیکه از توقیف آزاد شد، موضوع را با اطلاع مقامات شوروی رسانیده است و این زمانی بوده است که شورویها خود مطلع شده بودند. حرف دیگر او بگونه غیررسمی اظهار کرده است اینکه از طریق مشاورین شوروی در اردو و در جریان آغاز قیام با ایشان نیز موضوع را اطلاع داده است.»
ادعای هواداران حفیظ الله امین مبتنی بر کتمان کودتا از شوروی ها، از باور آنها به استقلالیت امین وعدم اعتماد او به روس ها ناشی می شود. آنگونه که عبدالقدوس غوربندی وزیر کابینۀ امین می نویسد: «در این ۲۱ سالی که از قیام هفت ثور میگذرد با وجود سعی بدخواهان از آرشیف های زمان شوروی کوچکترین مدرکی بدست نیامده که دال بر دست داشتن مستقیم و یا غیرمستقیم شوروی در این قیام باشد. برعکس شواهد و اسناد کافی وجود دارد که در هدایت امین درمورد کودتا این دستور هم شامل بود که موضوع از روسها جداً مخفی نگهداشته شود…..»
محقق امریکایی سلیگ هریسن به نقل از اسناد منتشره کی.جی.بی می نویسد: «به قول الکساندر موروزوف که دوره ماموریتش به حیث معاون کی.جی.بی در افغانستان، هفته های قبل از ۲۶ اپریل را نیز شامل می شود، مسکو شدیداً به حزب دموکراتییک خلق توصیه نمود که از کودتا خود داری شود. لیکن کی.جی.بی نتوانسته بود کشف کند. بعد از آنکه یکی از جواسس سازمان استخبارات نظامی شوروی به سازمان مذکور از پلان امین اطلاع داد، نامبرده ساعت ۹ و یا ۱۰ شب ۲۵ اپریل را برای آغاز عملیات کودتا تعین نموده بود.
بعداً کی.جی.بی دریافت که در هدایت امین در مورد کودتا این دستور هم شامل بود که موضوع از روس ها جداً مخفی نگهداشته شود. آیا او در هراس بود که ما(کی.جی.بی)مداخله خواهیم کرد؟ یکی از توطئه کنندگان (کودتا چیان) که وفاداری اش به حزب کمونیست اتحاد شوروی و دولت شوروی نسبت به وفاداری اش به امین به مراتب زیاد تر بود(به گمان قوی اشاره به گلاب زوی و یاعبدالقادراست)این راز را بما افشاء نمود. می شد که داوود را از موضوع با خبر ساخت. ولی نه سفارت شوروی در کابل و نه مسکو در فکر آن بود که با حزب دموکراتیک خلق خیانت کند.
موروزوف به من گفت که اندکی بعد از نیمه های شب پیام های ازوزارت خارجه و دفتر مرکزی کی.جی.بی مواصلت کرد که در آن بما توصیه نشده بود که امین را از ماجراجویی اش منصرف سازیم.»
ازاظهارات موزوروف به خوبی پیدا است که انگیزه حفیظ الله امین در پنهان نگهداشتن کودتا از دید شوروی ها به توصیه قبلی مسکو بر میگردد نه در بی اعتمادی او به شوروی و یا بالعکس.
اگر عدم اطلاع حفیظ الله امین از کودتای ثور برای شوروی ها با استناد به حوادث بعدی ناشی ازعدم اعتماد او به روسها وانمود شود، این حوادث بر خلاف نوشتۀ عبدالقدوس غوربندی حکایت از اعتماد امین به روس ها دارد. ماه های بعد از کودتا، حفیظ الله امین برای نجات حاکمیت کودتا یا حکومت حزب دموکراتیک خلق که در معرض سقوط قرار گرفته بود، خواستار ورود قوای نظامی شوروی شد. امین پس ازقتل تره کی نیروهای شوروی را به عنوان گارد محافظ وارد قصر خویش ساخت. کدام عقل سلیمی می پذیرد که زمامدار یک کشور برای حفاظت خود و دولتش از کشوری نیروی نظامی بخواهد که نسبت به او بی اعتماد باشد؟ این در حالیست که امین به ادعای مامورین کی. جی. بی یکی از اعضای افغان این سازمان بود:
«”بوکوفسکی”یکی از کارکنان سابق کی. جی.بی ادعامی کند که نام مستعار امین در نزد استخبارات شوروی “کاظم” بود. در لست “میتروخین” نیز چنین نامی موجود است.»

 

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.