گـداهایِ میلیـونر

احمد عمران/ یک شنبه 4 میزان 1395/

سیگر یا بازرسِ ویژۀ امریکا برای افغانستان، در تازه‌ترین گزارش خود، به انتقاد از ثبتِ دارایی‌های اعضای ارشدِ دولت افغانستان پرداخته و کار ادارۀ مبارزه با فساد اداری را در این عرصه ضعیف ارزیابی کرده است. در گزارش تازۀ بازرس ویژۀ امریکا، به ثبتِ دارایی‌های حامد کرزی رییس‌جمهوریِ پیشین و معاونِ او کریم خلیلی اشاره شده که با کاستی‌های فراوان ثبت شده‌اند. به گفتۀ سیگر، در ثبت دارایی‌های این افراد شفافیت وجود ندارد و آن‌ها mandegar-3نخواسته‌اند که دارایی‌های خود را به‌صورتِ واضح در ادارۀ مبارزه با فساد به ثبت برسانند.
به گزارش ادارۀ سیگر، حامد کرزی به‌درستی دارایی‌هایش را در سپتمبر سال ۲۰۱۵ میلادی ثبت نکرده است و برخی موارد از جمله میزان دارایی نقدی در یک بانکِ آلمانی را مشخص نکرده است. همچنین کالاهای باارزشِ شخصی و میزانِ جواهراتِ حامد کرزی به‌درستی ثبت نشده‌اند و زمان خرید، ارزش جاری و منابع درآمدیِ آن‌ها ذکر نشده است. در این گزارش در مورد کریم خلیلی معاون سابقِ حامد کرزی نیز آمده است که خلیلی در فرمش نوشته که دارایی نقدی، اشیای باارزش شخصی، وسیلۀ نقلیه، سرمایه‌گذاری خارجی ندارد. وی گفته است که تنها یک خانه و چهار قطعه زمین دارد اما حتا در مورد آن‌ها نیز ارزیابی صورت نگرفته است. به گفتۀ یک مشاور ادارۀ مبارزه با فساد که در گزارش سیگر از او نام گرفته نشده، ثبت دارایی‌ها یک حرکت تزیینی بوده تا جامعۀ جهانی خرسند شود. این در حالی است که افغانستان یکی از سه کشور فاسد جهان ارزیابی شده و همواره مورد انتقاد جامعۀ جهانی بوده است.
رهبران افغانستان که خود را همواره قهرمانانِ عرصۀ مبارزه با فساد خوانده‌اند، نه تنها در این مورد کار پُردستاوردی را انجام نداده‌اند، که خود نیز در خورد و بردها و چورِ دارایی‌ها نقش کلیدی بازی کرده‌اند. آقای کرزی سال‌ها افغانستان را به دروازه‌های کشورهای غربی محتاج نگه داشت و سرانجام خود به یکی از منتقدانِ سیاست‌های غرب در افغانستان تبدیل شد. آقای کرزی در حاکمیت پانزده‌سالۀ خود بر افغانستان هیچ‌گاه مبارزه با فساد را به عنوان یکی از اصل‌های اساسیِ رسیدن به جامعۀ عادلانه ندانست. او وقتی که بحث مبارزه با فساد مطرح می‌شد، با هزار حیله از زیر بارِ مسوولیت شانه خالی می‌کرد و با فریب اذهان عمومی مدعی می‌شد که غربی‌ها در مورد میزان فساد در افغانستان گزافه‌گویی می‌کنند. آقای کرزی همان مقدار فساد موجود را هم که می‌پذیرفت، آن را فرهنگِ غربی می‌خواند که با آمدنِ غربی‌ها در افغانستان رواج یافته است. وقتی هم که جامعۀ جهانی افغانستان را به دلیل فساد موجود در دستگاه اداریِ آن تحت فشار قرار می‌داد و اعلام می‌کرد که ادامۀ کمک‌هایش منوط به دستاوردهای افغانستان در عرصۀ مبارزه با فساد اداری خواهد بود، آقای کرزی فوراً با تشکیل کمیسیون، برگزاری همایش و ایجاد اداره‌های موازی، از مبارزه با فساد مضحکه درست می‌کرد.
امروز وقتی به حجم فساد اداری در افغانستان توجه می‌شود، بدون شک به این نتیجه می‌رسیم که حاکمانِ سابق و فعلی به یک میزان در امر مبارزه با این پدیدۀ بسیار خطرناک و ویران‌گر ناکام بوده‌اند. رهبران افغانستان که در سخنرانی‌های پُرطمطراق خود، دم از صداقت و وطن‌دوستی می‌زنند، هرگز به آن پیمانه که ادعا می‌کنند و داشتند، نه افراد صادقی بوده‌اند و نه به وطن و کشورِ خود عشق می‌ورزیده‌اند. کارنامۀ آقای کرزی که هنوز یکی از فعال‌ترین چهره‌های سیاسی افغانستان به شمار می‌رود، به صورتِ واضح در برابرِ ما قرار دارد. این کارنامۀ هیچ چیزِ مهمی را در خود ثبت نکرده است، به جز از موارد بزرگِ قانون‌شکنی، فساد اداری، معامله‌گری با جنایت‌کارانِ تاریخی و ده‌ها موردِ مشکوک و غیرمشکوکِ دیگر.
آقای کرزی در زمان انتخابات سال ۲۰۰۹، با کمالِ وقاحت مدعی شد که هیچ پولی بابت مبارزات انتخاباتیِ خود در اختیار ندارد و تنها دارایی موجود او، ده‌هزار دالر در یک بانک خارجی است. اما او همان سال، بر اساس برخی گزارش‌ها، صدها میلیون دالر را خرچ مبارزات انتخاباتی، تطمیع بزرگان قومی و فرماندهانِ تفنگ به دست کرد، تا در انتخابات به نفعِ او تقلب کنند. این مرد که حالا خود را بانی افغانستانِ نوین می‌داند، حتا عرق شرم بر جبین نیاورد که با آرای مردم چگونه بازی کرده است. او بعداً برای این‌که خود را از زیر فشارها و انتقادها برهاند، می‌گفت که غربی‌ها او را مجروح کردند و مشروعیتش را زیر سوال بردند.
مبارزه با فساد در افغانستان، داستان پُرآب چشم است. روزی حتماً فرا می‌رسد که میزانِ خورد و بردهای کلان از داراییِ ملی که از سوی رهبران و مسوولانِ درجه‌یکِ این کشور صورت گرفته، ارزیابی و برملا شود. اما در حال حاضر نشرِ این‌گونه گزارش‌ها که بدون شک می‌توانند به مشت نمونۀ خروار از خورد و بردهای مقام‌های بلندپایه اشاره کنند، خود موجبِ خرسندی زیاد اند. حداقل می‌توان برآورد که سیاست‌مدارانِ افغانستان چقدر از نظر اخلاقی در سطح نازلی قرار دارند که به‌یک‌باره از داشتن امکانات و پول انکار می‌ورزند، ولی در عمل بهتر از میلیونرهای غربی زنده‌گی می‌کنند.
البته کارنامۀ دولت وحدتِ ملی نیز بهتر از این چیزی را بازگو نمی‌کند. رییس‌جمهور غنی که با غر و فشِ بسیار زیاد وارد میدانِ سیاست و رهبری افغانستان شد، از همان دم اول، مبارزه با فساد را یکی از اولویت‌های دولت وحدت ملی عنوان کرد ولی تا هنوز که دو سال از عمر این دولت می‌گذرد، حتا یک مورد موفقیت‌آمیز از مبارزه با فساد را در کارنامۀ این دولت نمی‌توانیم سراغ کنیم. به‌تازه‌گی آقای غنی نیز به پیروی از خلف خود، آغاز به کوفتن بر طبل مبازره با فساد کرده و با ایجاد مرکز عالی مبارزه با فساد که آن‌هم در آستانۀ برگزاری کنفرانس بروکسل صورت گرفته، از بررسی پرونده‌های مقام‌های ارشد دولتی خبر داده است. اما با گذشت چند هفته از ایجاد این مرکز، می‌توان گفت که هنوز هیچ امیـدی به ریشه‌کن کردنِ فساد وجود ندارد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.