۲۸ اسـد؛ روز اسـتقلال یا روز افتـراق؟

احمــد عمران/

روز گذشته ۲۸ اسد، ۹۸مین سالروز واپس‌گیری استقلالِ افغانستان در سراسر کشور با مراسمِ ویژه برگزار شد. برگزاری این جشن در سال روان با تفاوت‌های چشم‌گیری نسبت به سال‌های گذشته انجام شد. از هفته‌ها پیش از این روز، دولت با مصارفِ هنگفت در ولایت‌های کشور، چهرۀ شهرها را mandegar-3تغییر داد و به آن رنگ و جلوۀ شادی بخشید. یکی از دلایل برگزاری پُرشکوه این جشن در سال روان، شاید برخاسته از همان حس و نگاه رییس‌جمهوری به شخص غازی امان‌الله خان و کارنامۀ او باشد. رییس‌جمهور غنی از زمانی که وارد ارگ ریاست‌جمهوری شده، سمپاتی و تمایلِ خود به امان‌الله خان را پنهان نکرده و هرازگاهی که فرصتی دست داده، با صدای بلند گفته است که ادامه دهندۀ راه امان‌الله خان در افغانستان است.
در این‌که بیشتر کشورهای جهان و به‌ویژه کشورهایی که تجربۀ استعمار را داشته‌اند، روزی را در تقویم‌های خود به عنوان روز آزادی و استقلال درج کرده‌اند، هیچ جای تردید نیست. در بسیاری از کشورهای جهان در مورد چنین روزی اجماع ملی وجود دارد و از آن به عنوان روز همبسته‌گی ملی گرامی‌داشت می‌کنند. افغانستان نیز از این امر مستثنا نیست و به دلیل تجربۀ طولانی جنگ‌های آزادی‌خواهانه محق است که چنین روزی در تقویم آن مشخص باشد.
در گذشته و در حاکمیت‌های مختلف نیز از ۲۸ اسد در افغانستان تجلیل می‌شده است و این روز تنها به حکومت وحدت ملی و شخص آقای غنی محدود نمی‌شود. اما برخی حاکمیت‌ها مثل حکومت‌های پس از کودتای ثور ۱۳۵۷ به دلیل نگاه خاص سیاسیِ خود، این روز را با شکوه بیشتر تجلیل می‌کردند، و برخی نیز مثل حاکمیت طالبان آن‌هم به دلیل نگاه ایدیولوژیک خاص، از این روز اصلاً یاد نمی‌کردند.
در این جای شک نیست که ۲۸ اسد در تاریخ کشور از جایگاه ویژه برخوردار است و باید از آن به عنوان روز ملی گرامی‌داشت کرد. اما افغانستان در حالی از این روز تجلیل می‌کند که بیش از هر زمانِ دیگری دچار انقطاب سیاسی و بحران امنیتی است. این روز در افغانستان در حالی برگزار می‌شود که جلوه‌های پُررنگِ قوم‌گرایی و تضادهای قومی در کشور دامن زده می‌شود. جالب این‌جاست که تعصباتِ قومی عمدتاً از سوی افراد و نهادهایی دامن زده می‌شود که عملاً خود را ادامه‌دهندۀ راه شاه امان‌الله خان می‌دانند و تلاش می‌کنند از این روز به‌صورتِ ویژه تجلیل شود. آیا این نوع برخورد، خود در تضاد با آرمان‌های استقلال‌طلبانه و آزادی‌خواهانه قرار ندارد؟
بدون شک که هیچ آرمانِ آزادی‌خواهانه‌یی نمی‌تواند در رنگ و جلوه‌های قومی و تباری تحقق پیدا کنـد. استقلال و آزادیِ کشورها زمانی می‌تواند به عنوان یک ارزش‌ ملی، مردم یک سرزمین را به دورِ خود جمع کند که آرمان‌های آزادی‌خواهانه که عدالت و برابری از اساسی‌ترین نمودهای آن می‌توانند باشند، حسِ همدیگرپذیری و مشارکتِ همه‌گانی را در مسایل مهمِ میهنی فراهم کرده باشند. آیا در حالی که از آزادی و استقلال سخن می‌گوییم و در عین زمان کشور را به قوم و سمت تقسیم کرده‌ایم، می‌توانیم خود را رهرو راه آزادی‌خواهان بدانیم؟ امروز بیش از هر زمان دیگر، تعصبات قومی در کشور پُررنگ به نظر می‌رسد. امروز بیش از هر زمانِ دیگر تلاش صورت می‌گیرد که مردم به نژاد و قوم، به اکثریت و اقلیت، به زبان و منطقه فرو کاسته شوند. در چنین فضایی، می‌توان از آزادی و استقلال سخن گفت؟
من بحث استقلال اقتصادی و یا استقلال سیاسی را که این روزها برخی‌ها مطرح می‌کنند، ندارم. من نمی‌گویم که آیا در موجودیت سربازان خارجی، استقلال کشور با سوال مواجه هست و یا خیر. من نمی‌گویم که جامعۀ جهانی سالانه میلیاردها دالر در اختیار افغانستان می‌گذارد و اگر این کمک‌ها نباشند، یک روز هم افغانستان دوام نخواهد آورد، پس استقلال و آزادی نیز در این سرزمین معنایی ندارد. من می‌گویم وقتی جنگ به شمال این‌گونه منتقل می‌شود که عملاً می‌توان سرنخ‌های آن را ردیابی کرد و یا در برابر فلان افراد و شخصیت‌ها دسیسه‌های آشکار قومی جریان دارد، آیا می‌توان به ارزش‌های آزادی‌خواهانه و استقلال‌طلبانه همچنان وفادار ماند؟
نکتۀ دیگر اما این است که جایگاه هر شخص و هر انسانِ این سرزمین که برای آزادی و استقلال رزمیده، محفوظ باید باشد. آزادی و استقلال افغانستان پس از آن‌که از سوی شاه امان‌الله خان رسماً اعلام شد، هرگز جریانی یک‌دست و بدون اما و اگر نبوده است. در ۹۸ سال گذشته تاریخ افغانستان شاهد لحظه‌های بسیار دردناک و خونین بوده است که بارها استقلال و آزادیِ آن را زیر سوال برده است. در همین حال کسانی آمده‌اند و برای حفظ استقلال و آزادی کمر بسته‌اند. بدون شک در این میان، همواره نقش مردم پُراهمیت بوده است.
اگر امروز از استقلال صحبت می‌کنیم، نمی‌توان نقشی را که مردم در وصول آن داشته‌اند، نادیده گرفت. اما در این میان، وقتی از شخصیت معینی نیز صحبت می‌شود، به معنای تضاد با نقش مردم در واپس‌گیری استقلال و نگه‌داشتِ آن نیست. شخصیت‌های ملی و میهنی سبب شده‌اند که انسجام مردمی به وجود آید. نباید فضایی را به وجود آورد و دامن زد که استقلال به روز یأس و دور شدن از یکدیگر مبدل شود.
سیاست فعلیِ آقای غنی متأسفانه به چنین فضایی کمک می‌کند که در نتیجۀ آن، نه آزادی باقی می‌ماند و نه وفاق ملی!

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.