۸مـارچ سـوگـواره جنس دوم

احمد عمران/ چهارشنبه 19 حوت 1394/

همه‌ساله هشتم مارچ را به عنوان روز جهانیِ همبسته‌گی زنان گرامی می‌دارند. شاید نوع مطالبات و خواست‌هایی که در کشورهای مختلفِ جهان در این روز از سوی زنان و نهادهای دفاع از حقوق آن‌ها مطرح می‌شوند، تفاوت‌های بنیادی با یکدیگر داشته باشند؛ ولی در کُل گرامی‌داشت از این روز، شکلِ واحدی دارد. شاید بسیاری از کسانی که از این روز گرامی‌داشت می‌کنند، حتا فراموش کرده باشند که این روز چرا و چگونه به این نام مسما mandegar-3شده، اما آن را به عنوان یک روزِ خوب و حق‌طلبانه می‌شناسند.
در افغانستان نیز در سال‌های پسین، از هشتم مارچ، روز جهانیِ همبسته‌گی زنان، با مراسمِ ویژه پاسداشت می‌شود؛ از فرستادن کارت‌های تبریک شروع تا برگزاری مراسم و محافل ویژه برای زنان. هرچند که برگزاری چنین مراسمی به این سال‌ها در افغانستان محدود نمی‌شود، ولی در کل به دلیلِ عملکرد خشن و زن‌ستیزانۀ طالبان در دوره حاکمیت‌شان، نگاه به زن و جایگاه اجتماعی و حقوقیِ آن افزایش یافته است.
دولت افغانستان به دنبال سقوط رژیم طالبان، به کمک جامعۀ جهانی یکی از اولویت‌های خود را مشارکت و حضور زنان در تمام عرصه‌ها اعلام کرد. البته در این راستا نقش جامعۀ جهانی انکارناپذیر بوده است. جامعۀ جهانی بخشی از کمک‌های خود را به بهبود وضعیت زنان اختصاص داد و از دولت افغانستان خواست که با تبعیض مثبت، عرصه را برای مشارکت زنان فراهم سازد.
امروزه وقتی به وضعیت زنان در کشور نگاه می‌کنیم، تغییرات مثبت زیادی را می‌بینیم. نگاه جامعه در کُل، به زن و موقعیتِ آن نسبت به گذشته تغییر کرده است. حتا در سنتی‌ترین بخش‌های افغانستان نیز این تغییرات قابل لمس است. اما با این‌همه، هنوز تا رسیدن به وضعیت مطلوب، راه درازی در پیش است.
در تفکر عمومی جامعه، تغییر چندانی نسبت به جایگاه زنان به وجود نیامده است. تفکر مردسالارانۀ حاکم بر افغانستان، هنوز به زنان به عنوان «جنس دوم» می‌بیند. خشونت و بدرفتاری در سطوح مختلف نه تنها وجود دارد که حتا ترویج نیز می‌شود. در آگاهی عمومی جامعه، با وجود ساختارهای مشخصی که بنیاد نهاده شده، نمی‌توان از تغییرات چشم‌گیر سخن گفت. فهم مردان و زنان نسبت به حقوق و جایگاه‌شان، در سطح نازلی قرار دارد. در فضای مجازی این نوع برخورد را به خوبی می‌توان دید.
یکی از کاربران فیسبوک از این‌که چنین روزی وجود دارد و او باید سخنانِ تظاهرآمیز را تحمل کند، احساس انزجار کرده است. این‌که گفته می‌شود زن مادر است، زن خواهر است، زن همسر است، به گفتۀ این کاربر فضای مجازی چیزی را تغییر نمی‌دهد.
در همین حال، در مراسم رسمی و اعلامیه‌ها نیز چیز دندان‌گیری را نمی‌توان مشاهده کرد. وقتی از زن در جامعۀ افغانستان سخن گفته می‌شود، نوعی ادبیات برتری‌جویانۀ مردانه را می‌توان احساس کرد. هنوز زنان در جوامع عقب نگه داشته شده، از چشم و تفکرِ مردان دیده می‌شوند. حتا نمونه‌های ادبیات کهنِ فارسی نیز سرشار از جملات مردسالارانه از زبان زنان و مردانِ شاعر و نویسنده است. سخنورانِ مرد زیادی بوده‌اند که به زن نگاه تبعیض‌آمیز و تعصب‌آلود داشته‌اند.
بسیاری از زنانِ کشور ما نیز آگاهیِ دقیق و روشنی حتا از همین ۸ مارچ ندارند. بسیاری‌ها نمی‌دانند که چرا چنین روزی به وجود آمده و با چه رویدادی پیوند دارد. شاید امروز با نگاهی متوسع به هشتم مارچ دیده شود، ولی در اصل این روز با اعتصاب زنان کارگر در سال ۱۸۵۷ در امریکا گره خورده است. در این روز زنانِ یک کارخانۀ نساجی به دلیل بی‌عدالتی و تبعیضی که در برابرشان اعمال می‌شد، دست به اعتصاب کاری زدند.
روز هشتم مارچ، زمینه و بسترِ خاصِ خود را دارد. این روز با تاریخی عجین شده که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. هشتم مارچ در حقیقت روزِ عدالت‌خواهی و مبارزۀ زنان برای رفع تبعیض و برتری‌جویی است. اما در وضعیت زنان نمی‌توان با شعار و مراسمِ رسمی تغییر وارد کرد. هرچند این‌گونه مراسم به جای خود می‌توانند موثر باشند؛ ولی تا زمانی که در تفکر و اندیشۀ جامعه دگرگونی به میان نیامده، نمی‌توان به آینده چندان خوش‌بین بود. هنوز همه خاطرۀ سال گذشته را به یاد دارند که در مرکز شهر کابل، دختر جوانی در آتشِ تعصب و جهالت معصومانه سوخت.
واقعیات تلخِ دیگری نیز به دنبال این حادثه رقم خوردند؛ شلاق زدن و کشتنِ دخترانِ جوان در ولایت‌های غور و بادغیس. ‌این مشت نمونۀ خروار از ظلم و خشونتی است که علیه زنان در جامعۀ افغانستان روا داشته می‌شود. نباید به دستاوردهای این سال‌ها بسنده کرد و خوش بود که به زنان توجه صورت گرفته است. باید جامعه از این‌ها فراتر برود. باید واقعاً به سوی مشارکت و حضور پُررنگ زنان در تمام عرصه‌ها گام برداشت. آن وقت است که می‌توان از جامعۀ برابر و حقوق مساوی سخن گفت.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.