در مسیر پیروزی

/

حامد علمی

بخش هفتم
اوایل نوامبر سال ۱۹۹۱، بار دیگر شایعه حمله بر اطراف شهر جلال‌آباد قوت گرفت و از آرایش قوت‌ها سخن به میان آمد. این‌بار مجاهدین با تجربه‌یی بیش‌تر و نظمی بهتر، برای نبرد آماده‌گی می‌گرفتند. در یکی از روزهای سرد زمستان که روانۀ جبهات اطراف شهر جلال‌آباد گردیدم، وضعیت نظامی قرار ذیل بود:
«شهر جلال‌آباد در محاصره مجاهدین قرار دارد و عملیات را سه شورایی که در اطراف شهر موقعیت دارند، رهبری می‌کند. این شوراها عبارت‌اند از شورای ثمرخیل، کامه و چپرهار، شورای سرخ‌رود و خوگیانی و شورای خیوه. شورای اولی در سمت‌های شمال شرقی و جنوب شرقی، شورای دومی در جنوب و جنوب غرب و شورای سومی در شمال قرار دارد.
علاوه بر شورا های فوق، یک تعداد از شوراها و گروه‌های دیگر نیز در عملیات همکاری دارند؛ مانند افراد انجنیر محمود قوماندان مولوی محمد یونس خالص در منطقه سرخکان، شورای تورغر، شورای تنگی ابریشم و شورای لته‌بند، که همه این جبهات در امتداد شاهراه کابل جلال‌آباد قرار دارند و هم‌چنان در اطراف شهر مهترلام مرکز ولایت لغمان، عده‌یی از مجاهدین جابه‌جا گردیده‌اند. شورای سه‌گانه دارای دو نوع مجاهدین می‌باشند که به نام مجاهدین قرارگاه و مجاهدین خط اول یاد می‌شوند. خط اول هر جبهه نزدیک‌ترین سنگرهای مجاهدین را با پوسته‌ها و قرارگاه‌های حکومتی تشکیل می‌دهد. خط اول ثمرخیل، نزدیک‌ترین سنگر به شهر است که در ۱۲ کیلومتری مرکز جلال‌آباد قرار دارد. خط اول شورای خیوه در ۱۵ کیلومتری و خط اول شورای سرخ‌رود در ۱۷ کیلومتری مرکز شهر واقع است. در مقابل خط اول هر شورا، پایگاه‌ها و پوسته‌های حکومتی واقع شده است. طوری که شورای ثمرخیل عملیاتش را بالای مراکزی چون کاریز کبیر، فرقه یازده ثمرخیل، میدان هوایی، قول اردو، خوش‌گنبد، کانوکترغی انجام می‌دهد و به ترتیب، غند ۸۱ و پوسته مهم پرکند در مقابل خط اول مجاهدین چپرهار، قرار دارد. در مقابل خط اول شورای سرخ‌رود، پوسته‌های مهمی چون شیخ مصری، خرکاران، پوسته خزانه‌دار و قلعه نقیب صاحب واقع است و پوسته‌های مهم حکومتی در شمال، عبارت از عبدالله‌خیل، پل کامه، پل خیوه و نقاط مرتفع در اطراف دشت گمبری می‌باشد.
هم مجاهدین و هم حکومت کابل دارای اسلحه‌های پیشرفته می‌باشند. حکومت کابل راکت‌های اورگان و لاونا و اورال را استعمال می‌کند و جت‌های حکومتی از بمب‌های کلستر یا خوشه‌یی، بایلری و پراشوتی استفاده می‌کند و بنا بر ادعای جنرال رحیم وردک، معاون نظامی محاذ ملی اسلامی افغانستان که رهبری عملیات ثمرخیل را به عهده دارد، حتا طیارات ترانسپورتی نیز بمب پرتاپ می‌کنند.
حکومت کابل در تکتیک نظامی و دفاعی خویش تغییرات زیادی وارد کرده است. سنگرهای کانکریتی تهیه نموده و گفته می‌شود که در خط اول، اعضای وزارت امنیت دولتی و اعضای حزب وطن را جابه‌جا کرده است که به این صورت تسلیمی و فرار عساکر حکومتی، خیلی کم حتا ناچیز است.
لاری‌های عظیم با راننده‌گان پاکستانی، اکمالات مجاهدین را به عهده دارند و عمدتاً اکمالات از طرف شب صورت می‌گیرد. به‌خاطر این عملیات علاوه بر سلاح‌هایی که قبلاً به مجاهدین داده شده بود، توپ‌های ۳۷ و ۵۷ میلیمتری دافع هوای جدید به مجاهدین رسیده است و اضافه از ۴۰ دستگاه تانک و نفربر زرهی که از جنگ عراق [جنگ خلیج فارس، ۱۳۶۹] به‌دست مجاهدین و طرفداران آن‌ها افتاده بود، در اطراف جلال‌آباد جابه‌جا گردیده است. این تانک‌ها و نفربرهای زرهی از انواع T54،T62  وBMP1  می‌باشد.
به‌طور مجموعی حدود چهارهزار مجاهد در اطراف شهر جلال‌آباد جابه‌جا گردیده است. تنظیم‌های محاذ ملی اسلامی، حزب اسلامی مولوی محمد یونس خالص، اتحاد اسلامی وحزب اسلامی انجنیر گلبدین حکمتیار به ترتیب تنظیم‌های مهم جهادی استند.
عملیات مجاهدین که عملیات دوم خوانده می‌شود، تقریباً یک هفته قبل بدون اعلان آغاز گردید و برخلاف عملیات خوست و گردیز که اولاً مجاهدین از آتش اسلحه ثقیل کار می‌گرفتند و سپس تعرض زمینی می‌کردند، در اطراف جلال‌آباد حملات راکتی و تعرض همزمان آغاز شده که مجاهدین در اطراف ثمرخیل و چپرهار فعال‌تر استند.
فرقه ثمرخیل زیر ضربات شدید قرار دارد. هنگامی که من در آن‌جا بودم، مجاهدین تا اندازه‌یی به داخل حریم قوت‌های فرقه ۱۱ ثمرخیل پیشروی داشتند و از طرف روز می‌توانستند تعرض نمایند. از باقیِ طرف‌ها پیشروی وجود ندارد و عملیات از هماهنگیِ خوبی برخودار نیست. تلفات مجاهدین محدود است، اما ممکن تلفات اهالی خیلی زیاد باشد؛ زیرا فیر راکت‌های مجاهدین بدون وقفه جریان دارد.
تا حال مجاهدین موفق گردیده‌اند شش پوسته را تصرف کنند، اما این پوسته‌ها نقاط مهم نیست و مجاهدین توانستند یک طیاره جت را سه روز قبل در ساعت ۴ عصر سرنگون کنند. نظر به گفته فرماندهان مجاهدین، سقوط شهر ناممکن می‌نماید، اما مجاهدین مورال خوبی دارند.
چند روز قبل از جنگ، عده‌یی از خانواده‌ها شهر را ترک گفته‌اند، اما حالا فرار از شهر قطع شده است. علاوه بر شهر جلال‌آباد، عده‌یی از مجاهدین موظف گردیده‌اند تا در اطراف شهر مهترلام مرکز ولایت لغمان فعالیت کنند که فعالیت آن‌ها بیش‌تر نمایشی است تا اگر بتوانند حکومت را غافلگیر کرده به عملیاتی وسیع دست بزنند. اما تا حال عملیات به‌صورت اساسی آغاز نگردیده است.
فرماندهان مجاهدین در اطراف شهر جلال‌آباد، نظریات و استراتژی‌های متفاوتی دارند. فرماندهان حزب اسلامی خالص و حکمتیار می‌گویند تا فتح شهر خواهیم جنگید، اما فرماندهان محاذ ملی اسلامی می‌گویند که فشار نظامی تا دست یافتن به یک راه‌حل سیاسی معقول، ادامه دارد و این فشار به‌خاطر آن است که در مذاکرات سیاسی امتیاز بیش‌تری به‌دست آید.

کمک نظامی پاکستان در اطراف شهر جلال‌آباد به سه تنظیم حزب اسلامی خالص، حزب اسلامی انجنیر حکمتیار و اتحاد اسلامی بیش‌تر است. بنا بر ادعای یک فرمانده مولوی خالص که مسوول اکمالات مجاهدین شهر است، روزانه ۶۰ لاری سلاح به تنظیم وی داده می‌شود.» (۱۴)

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.