دنیای پُر پیچ‌وخمِ ارتباطات

/

بخش دهم
نقش آموزش وسایل ارتباط جمعی
در میان رسانه‌های جمعی، رادیو و تلویزیون از لحاظ آموزش غیررسمی، جایگاه ویژه‌یی دارند. اگر از خصلت سرگرم‌کنندۀ رادیو و تلویزیون بگذریم، این وسایل به دلیل بُرد وسیع‌شان، یکی از بهترین وسایل آموزشی و فرهنگی هستند که هم‌اکنون در اختیار کشورها و جوامع مختلف قرار دارند. کشورهای مختلف، بر اساس نیازهای آموزشی خود می‌توانند افزون بر آموزش مواد درسی، استفاده‌های ثمربخشی از رادیو و تلویزیون در زمینۀ آموزش غیررسمی به عمل آورند.
آموزش غیررسمی از طریق امواج رادیو و تلویزیون در تمام ساعات شبانه‌روزی، می‌تواند شیوه‌های صحیح کشاورزی، دامداری، بهداشت، حمل‌ونقل و ترافیک و غیره را در بر گیرد و در بهبود وضع جامعه موثر افتد.
کاربرد رادیو و تلویزیون در آموزش غیررسمی کشورهای مختلف، شدیداً تابع هدف‌های توسعه و رشد آن کشورهاست و از این‌رو، تفاوت‌های چشم‌گیری که در کاربرد و محتوای آموزشی رادیو و تلویزیون در جوامع گوناگون یافت می‌شود، کاملاً منطقی به نظر می‌آید.
رادیوی آموزشی در سال‌های پیش از جنگ جهانی دوم، به ویژه در امریکای شمالی و کشورهای اروپای غربی رواج و گسترش یافت. در سال‌های پس از جنگ، هم‌زمان با ورود تلویزیون به بیش‌تر کشورها، تلویزیون آموزشی نیز رو به گسترش نهاد.
در ایالت متحدۀ امریکا، بسیاری از موسسات آموزشی، ایستگاه‌های تلویزیون تاسیس کردند و تا سال ۱۹۶۱ بیش از شصت ایستگاه تلویزیونی آموزشی نیز ایجاد شد. در این کشور، تلویزیون آموزشی را صد در صد درسی می‌دانستند و برنامه‌های آموزشی تلویزیون، عکس‌برداری از تدریس حضوری معلم و صنف درس، به شکل خاص بازسازی شده بود. در واقع، وظیفۀ تلویزیون، کمک به رفع مشکلات کمّی آموزش در شرایط کثرت دانش‌آموزان، کمبود معلم باتجربه، کمبود تسهیلات و کمک در جهت انجام وظایف آموزشی و نظایر آن بود.
اما اختصاص منابع مالی هنگفت نیز چاره‌ساز نشد و تحقیقات تجربی نشان داد که فقدان تخصص فنی و محدودیت و منابع مالی، علل ظاهری شکست تلویزیون آموزشی بود. تا سال ۱۹۶۸ اقداماتی برای رفع این مشکلات به عمل آمد که از آن جمله می‌توان تمرکز تولید تأسیس شبکه‌های تلویزیونی و کاهش تولید برنامه‌های محلی را نام برد.
برخلاف تجربۀ امریکا، تلویزیون آموزشی در بیش‌تر کشورهای اروپایی، در خود سازمان‌های رادیو و تلویزیون عمومیِ آن‌ها جای داشت و با استفاده از تجهیزات و تسهیلات، همان برنامه‌های آموزشی را تولید و پخش کردند. برای نمونه در انگلستان، بی بی سی در عین آن‌که مشغول تولید و پخش برنامه‌های اطلاعاتی، آموزشی و سرگرم‌کننده بود، در این سازمان بخش خصوصی برای برنامه‌های درسی به‌وجود آمد تا برنامه‌هایی برای بهبود کیفیت دروس و به عنوان مکمل درس مدارس کشور تولید و پخش کند.
در کشورهای دیگر نیز همین برنامه‌ها متداول بود. با این تفاوت که تجربه‌های این کشورها اکثراً از ویژه‌گی‌های فرهنگی، طبیعی و سیاسی خاص منطقه‌یی‌شان نشات می‌گرفت. برای نمونه فقدان معلم باتجربه و نیز بالا بودن میزان بی‌سوادی مردم، باعث کشف شیوۀ آموزشِ از راه دور در ایتالیا و سایر کشورها شد و یا دوری از موسسات آموزشی و  پراکنده‌گی جغرافیای در جاپان، موجب تأسیس دبیرستان مکاتبه I.N.H.K شد. تنوع اصطلاحاتی که برای اطلاق به تلویزیون  آموزشی به کار می‌رود، گویای موارد استفادۀ خاصی است که از این رسانه در کشورهای مختلف و حتا در یک کشور واحد  می‌شود.۲:ص ۱۴۲

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.