استاد اشراق حسینی: «اجندای ملی» طرحی متفاوت است

/

استاد اشراق! تشکر می‎کنم از شما که حاضر به گفت‎وگوی ویژه با روزنامۀ ماندگار شدید. نخست از انتخابات می‎پرسم. کمتر از یک سال به برگزاری انتخابات ریاست‎‏جمهوری باقی مانده است. وضعیت سیاسی و جو حاکم را با توجه به فرارسیدن زمان برگزاری انتخابات چگونه ارزیابی می‎‏کنید؟
بحث انتخابات در افغانستان اهمیت ویژه‎یی پیدا کرده است. به این دلیل که همزمان با برگزاری انتخابات انتقال سیاسی، امنیتی، نظامی و اقتصادی نیز صورت می‏‎گیرد و زمینه فراهم می‎شود که افغان‎ها بیشتر به مدیریت جامعۀ خودشان نقش ایتفا کنند.
اما در این میان دو سه موضوع مهم جلب توجه می‎کند: یکی این که کسانی بر سر اقتدار هستند در مسیر برگزاری انتخابات بایستی گام‎های صادقانه‌یی بردارند. از امکانات دولتی برای هدف‌های خاص خودشان سوء استفاده نکنند. از طرف دیگر، کمیسیون مستقل انتخابات باید یک کمیسیون مستقل و بی‎طرف باشد. از جانبی هم، باید قوانین انتخابات نیز مطابق مصالح و منافع ملی افغانستان باشد؛ در برابر چنین قوانینی نباید چالش ایجاد شود.
مسألۀ مهم دیگر این‌که انتخابات باید یک وسیلۀ گذار از وضعیت نابسمان و ناهنجار کنونی به وضعیت هنجار و مطلوب باشد و زمینۀ به قدرت رسیدن یک رهبری جدید را فراهم کند، تا این که افغانستان وارد یک مرحلۀ جدید حیات ملی خود شود.
اگر حلقه‎هایی که تلاش دارند در قدرت باقی بمانند، این‎ها انتخابات را از مسیرش منحرف کنند، این به یک چالش تبدیل خواهد شد؛ این حلقه‌ها اگر متوجه وضعیت جاری افغانستان باشند و مصالح و منافع ملی را ارجحیت دهند، شکی وجود ندارد که سلامت انتخابات تضمین خواهد شد و انتخابات آینده به یک فرصت خوبی تبدیل خواهد شد و افغانستان از بحرانی که فعلاً با آن روبرو است، به خوبی عبور خواهد کرد.
این مربوط به سیاست‎مداران، مردم افغانستان، جامعۀ جهانی و نهادهایی است که بر روند انتخابات تأثیر دارند. اگر انتخابات بر اساس مصالح مردم و معیارهایی که لازم به پیش برود، یک فرصت خوب خواهد بود. اگر در مسیر برگزاری انتخابات سنگ‎اندازی صورت گیرد، به یک بحرانی تبدیل خواهد شد که من فکر مسوولیتش متوجه کسانی خواهد بود که در مسیر سلامت سیاسی افغانستان چالش ایجاد کردند.
چه قرینه‎هایی وجود دارد که نشان می‌دهد انتخابات با چالش یا مشکل مواجه شود؟ به عبارتی آیا انتخابات برگزار خواهد شد؟
برخی حلقه‎هایی که می‎خواهند کماکان بر سر اقتدار بمانند و مسیر پر از فساد کنونی را دنبال بکنند، سعی می‎کنند با استفاده از برخی ابزارهای سنتی که با با وجود آمدن قانون اساسی جدید و تحولاتی که به وجود آمد، دیگر کارآمد نیستند، به آن متمسک می شوند. یا می‎خواهند اوضاع را به گونه‌یی نشان دهند که گویا انتخابات برگزار نمی‏شود. قرینه‎هایی وجود دارند که برخی حلقات تلاش می‎‏کنند توجیهی برای برگزار نکردن انتخابات پیدا کنند. در کنار این، تلاش‌هایی برای مهندسی انتخابات نیز در گوشه و کنار دیده می‎شود که از زیر نظر تحلیلگران سیاسی و اجتماعی بیرون نیست.
هم استفاده از ابزارهای سنتی و هم تلاش برای مهندسی انتخابات هر دو سلامت انتخابات را با مشکل روبرو می‎کند. اما کسانی که به دنبال چنین طرح‎‏هایی هستند باید بدانند که مردم افغانستان دیگر آن مردمی نیستند که بتوان با سرنوشت‌شان بازی کرد. حالا مردم از بیدار و شعور بالاتر سیاسی برخوردار شده‌اند. اگر مردم حکومت فاسد کنونی را تحمل کرده‌اند، به دلیل پخته‎گی سیاسی آن‎ها می‎باشد؛ مردم سعی کرده‌اند نظامی را که با تلاش خود آن‌ها و نیروهای تأثیرگذار به وجود آمده، از هم نپاشد و نظام به سوی نابسامانی نرود. به همین دلیل مردم افغانستان خیلی سعی کرده‌اند که خویشتن‌دار باشند و به گونۀ متساهلانه برخورد کنند. اما اگر به سرنوشت‌شان این‌‎گونه بی‌رحمانه بازی ‎شود، من فکر می‎کنم که آن‌ها واکنش‌های جدیی نشان خواهند داد.
با توجه به نگرانی‌هایی‌که شما مطرح کردید و همچنان با در نظرداشت خروج نیروهای خارجی از کشور همزمان با برگزاری انتخابات، راهی‌که بتوان از طریق آن یک انتخابات شفاف، دموکراتیک و عادلانه را برگزار کرد، کدام‌هاست؟
فکر می‌کنم کسانی که در همین ده سال زمام قدرت و سکان اقتدار را به دست داشتند، این‎ها باید بدانند که به این شیوۀ غلط و با این استفاده غیر شریفانه از منابع و امکانات ملی نه برای خودشان کاری کرده می‎توانند و نه یک میراث مناسبی را برجای می‎گذارند.
بهتر است که این‎ها یک تغییرات را در نگاه شان به وجود بیاورند و متناسب به این تغییرات خودشان را با مصالح مردم افغانستان هماهنگ سازند.
ببخشید استاد، ما در حال حاضر شاهد دو جریان هستیم، یکی کسانی است که رهبری نظام را به دست دارند و دیگر هم اپوزیسیون‌های سیاسی است که به قول خودشان از حمایت مردمی هم برخوردار هستند؛ اپوزیسیون سیاسی هماهنگ با دولت چه نقشی را می‎تواند در انتقال مثبت سیاسی بازی کند؟
در انتخابات همۀ طرف‎ها می‎توانند تأثیر گذار باشند و شکی وجود ندارد که دوجهت تأثیرات بیشتری را دارد. یکی دولت افغانستان و دیگر هم گروه‌های اپوزیسیونی که با برنامه‎های مشخص در برابر رویکردهای دولت و به ویژه حکومت افغانستان قرار گرفته اند. بحث این است که انتخابات دیگر مربوط به این شخص و آن شخص نیست. مربوط به دولت و مردم افغانستان و تشکیل‌هایی‌ست که در مسیر تعریف شده گام بر می‎دارند. این ایجاب می‎کند که حکومت در قالب نظام جمهوری اسلامی افغانستان با رویکردهای صادقانه گام بردارد. حکومت هم باید کمیسیون ملی و مستقل را به وجود بیاورد، هم ذهنیت استفادۀ سوء از امکانات دولتی و مهندسی انتخابات را به دور کند. بگذارند که مردم افغانستان کی را انتخابات می‎کنند. از طرف دیگر تشکل‌های سیاسی هم که در قالب اپوزیسیون دور هم جمع‎ شده‎اند، این‎‏ها هم می‎توانند در این روند ممد و موثر واقع شود. به این معنا که سرلوحه‌های منظم داشته باشند، طرح داشته باشند، هماهنگی داشته باشند که نمونه‎های آن در قالب شورای همکاری احزاب و بعضی جریان‏‎های سیاسی مثل ایتلاف ملی و جبهۀ ملی در این زمینه‌ها فعالیت می‏‎کنند. علاوه بر آن نقش جامعۀ مدنی و جریان‌هایی‌که هدف آن‎ها گذار مسالمت‎آمیز سیاسی- اجتماعی است، خیلی موثر است. خود مردم افغانستان نیز می‎توانند نقش خوب داشته باشند، می‎توانند مشارکت کنند و زمینۀ رقابت را فراهم سازند؛ نظارت کنند که دست‎های پیدا و پنهانی مسیر انتخابات را منحرف نسازد.
از طرف دیگر، سازمان‌های معتبر جهانی و کشورهایی‌که با افغانستان دوست هستند، این‎ها همه می‎توانند بر جریان سالم انتخابات در افغانستان به گونه‎یی تأثیر داشته باشند.
شما استاد علوم اجتماعی هستید، فضای عمومی کمتر ناظر تحولات و جریان‌های فعلی است؛ همچنان گفته می‎شود طرحی برای عبور از بن‌بست موجود نه از طرف دولت و نه هم از طرف اپوزیسیون ارایه نشده است، نقش نخبه‎گان را با درنظرداشت وضعیتی که اشاره کردم، چگونه می‎بینید؟
بر بنیاد قانون اساسی نهادها و مجموعه‎های برای نظارت از عملکردهای حکومت موظف هستند، اما این مجموعه‌ها یا نخواستند و یاهم نتوانستند خودشان را با معیارهای قانونی برابر بسازند. شکی وجود ندارد که در این طرف نیروهایی که موضع انتقادی دارند هم با فشارهای متنوعی روبرو هستند. گروه‌هایی که در بیرون از نظام به عنوان اپوزیسیون و نهادهای منتقد قرار دارند، می‎توانند در تحولات و جریان‎های سیاسی نقش بازی کنند.
در بحث فضای عمومی، باید یک مفاهمه و گفتمان میان شهروندان به وجود بیاید. تا آن‎ها بتواننند کاستی‌های نظام را نقد کنند و در بهبود وضعیت آن‏ها سهم داشته باشند. اما نخبگان هم می‌توانند زمینۀ وفاق و گفت‏وگو را میان شهروندان جامعه به وجود بیاورند؛ آن‎ها باید در حوزۀ عمومی مطالباتی داشته باشند و نقش را بازی کنند. من فکر می‎کنم که هماهنگی میان نخبه‌گان در عرصه‎های مختلف ضرورت هم هست و تأثیرات خاص خود را هم می‎تواند برجای بگذارد.
برخی چهره‎ها طرح‌هایی را برای نجات کشور ارایه کرده‌اند؛ شماری از چهره‌ها از اجماع ملی سخن گفته‎اند و همچنان آقای احمد ولی مسعود طرح اجندای ملی را مطرح کرده است، چه‎قدر این طرح‎ها می‎توانند برای عبور از شرایط کنونی و پس از سال ۲۰۱۴ موثر واقع گردند، مشخصاً طرح اجندای ملی چگونه طرحی است؟
طرح وفاق ملی و اجماع ملی طرح‌هایی است که برای ابقای قدرت نظام حاکم و رییس‌جمهور کرزی ریخته شده است. کسانی که بحث اجماع ملی و وفاق ملی را مطرح می‎کنند کسانی هستند که خون واحدی در وجود آن‌ها و سردم‌داران نظام جاری است. یعنی آن‎ها کدام حرف نو، طرح جدید و سخن متفاوت ندارند. این‎ صداها بر محور قدرت فعلی، تلاش دارند یک نوع آرایش جدید را به وجود بیاورند و تلاشی است برای گرفتن قدرت و رفتن به سوی انتخابات و حفظ قدرت. این‎ها تلاش دارند قدرت از حوزۀ کنونی خارج نشود. اما طرح اجندای ملی که از سوی احمد ولی مسعود و به همکاری شماری از شخصیت‎‏ها مطرح شده، یک مقدار متفاوت است. در این طرح روی وفاق و اجماع ملی بحث شده است. در رساله‌یی‌که آقای مسعود تدوین کرده، به برخی از مسایل مهم تماس گرفته شده است؛ مسایلی که در تاریخ افغانستان به عنوان تابو تلقی می‎شدند؛ یعنی یک نگاه واقع‎گرایانه به قضیۀ قدرت در این طرح دیده می‌شود. در این طرح به راه‎های گذار از توسعه‌نیافته‏‎گی به توسعه‎یافته‌گی سیاسی اجتماعی پرداخته شده است. یعنی این‌که قدرت تا اکنون به اشکال مختلف انحصاری بوده و در یک مرکزیت می‎چرخیده است. روی مسألۀ دولت‎سازی و ملت‎سازی با توجه به واقعیت‌های جامعۀ افغانستان و معیارهایی که در عصر ما شکل می‌گیرند، در اجندای ملی پرداخته شده است. این‎‏ بحث‌ها سطحی و زودگذر نیست و از افق کلانتری برخوردار است. این طرح که به عنوان یک گفتمان ملی با رویکرد سیاسی- فلسفی مطرح شده، اگر رویش بهتر کار صورت گیرد می‏تواند فضای خوبی را در وضعیت فعلی افغانستان به وجود آورد.
جامعه واجد عملی‌شدن چنین طرحی است؟
مردم افغانستان منتظر هستند که سیاست‎مداران‌شان با چه طرح، تفکر و باوری وارد صحنه می‎شوند. مثلاً با تحولاتی که در منطقه و جهان رونما شده سیاست‎مداران آن‌ها چه مقدار متحول شده‌اند و سخنان جدی را در حوزۀ قدرت و سیاست مطرح کرده می‎توانند. بنابراین طرح اجندای ملی نه به عنوان یک ضرورت و نیاز که به عنوان یک انتظار مطرح شده است.
اخرین سوال این است که در گرماگرم بحث انتخابات، جنجال مرزی میان افغانستان و پاکستان بالا شده است، کرزی هم از به رسمیت نشناختن خط دیورند سخن گفته است؛ بعد سیاسی این مسأله را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
(قسمتی از صحبت آقای اشراق در این بخش درست ضبط نشده است) … بحث دیورند بحثی است که مورد اتقاق کل مردم افغانستان نیست؛ همۀ نخبه‎گان، متفکران دانشمندان افغانستان نیز بر نکتۀ واحدی در این خصوص متمسک نمی‎شوند. اگر آقای کرزی در این زمینه صادق می‎بود باید تیم‌های متخصصی در این زمینه به وجود می‎آمد و همچنان جنبه‎های حقوقی، تاریخی، سیاسی و استراتژیک مسأله سنجیده می‎شد و این بحث باید در دو طرف سرحد هم به همه‌پرسی گذاشته می‌شد؛ اگر قرار بود این بحث یک طرفه می‎شد باید از طریق شورای امنیت و دادگاه‌های بین‎المللی بررسی می‎شد. متأسفانه دیورند به حربۀ تبلیغاتی تبدیل شده است. همانطوری که حکومت‌های گذشته نیز از این موضوع استفادۀ تبلیغاتی کرده‌اند و به عنوان یک معضل ملی به صورت پایدار توجه به حل این مشکل صورت نگرفته است.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.