جاوید کوهستانی: پروندۀ صلح با طالبان را حکومت جدید نهایی می‌سازد

گفت‌وگوکننده: ناجیه نوری/

اشاره: گفت‌وگوهای صلح طالبان با امریکا پس از توییت دونالد ترامپ متوقف شد. هفتۀ پیش دیدارهای نماینده‌گان طالبان با نمایندۀ امریکا دوباره آغاز شد و تاهنوز معلوم نیست که انجام آن چه خواهد شد. در این شماره از بهر دانستن جزییات این گفت‌وگوها پرسش‌های را با جاوید کوهستانی از آگاهان مسایل نظامی-سیاسی افغانستان در میان گذاشته‌ایم که حاصل آن را می‌خوانید.

————————————

mandegar*جناب کوهستانی! چقدر شرایط برای پایان جنگ در افغانستان آماده شده است؟
زمینه برای گفت‌وگوهای صلح، مذاکرات و پایان جنگ و بحران در افغانستان نسبت به هر زمان گذشته به گونۀ میدانی و عملی فراهم شده‌است. اما جانب طالبان نظر به دیدگاهی که دارند، می‌خواهند با کسانی وارد گفت‌وگو شوند که در سرنوشت سیاسی و آیندۀ افغانستان نقش دارند. طالبان دیدگاه و خواست تیم حاکم در افغانستان را نمی‌پذیرند، حکومت افغانستان را آلۀ دست خارجی‌ها به‌ویژه امریکا می‌دانند و طالبان کمتر علاقه‌مند گفت‌وگو با کسانی اند که حمایت امریکا را داشته باشند، هرچند بخشی از طالبان علاقه‌مند گفت‌وگو با حکومت افغانستان باشند، اما طرف اصلی گفت‌وگو کننده‌گان در قطر علاقه‌مند گفت‌وگو با رهبران سیاسی افغانستان هستند نه حکومت افغانستان؛ آنان پیام‌های روشنی در این مورد داشته اند و همین اکنون هم دارند. به همین دلیل، کسانی در حکومت افغانستان هستند که گفت‌وگوها را مانع می‌شوند تا منافع‌شان به خطر نیفتد. کسانی در هرم سیاسی قدرت کابل قرار دارند که برای حفظ بقای قدرت‌شان و ادامۀ یک نظام نامشروع و متقلب، تلاش دارند تا روند گفت‌وگو با طالبان به تعویق بیفتد. این افراد که مافیای اقتصادی و قدرت سیاسی هستند، می‌خواهند گفت‌وگوها را خود در کنترل داشته باشند، اما طالبان به هیچ عنوان حاضر به گفت‌وگو با این افراد نیستند. بل طالبان می‌خواهند با کسانی‌ که در گذشته با آنان حرف و هدفی داشتند، کسانی ‌که از حمایت مردمی برخوردار هستند، شخصیت‌های ملی، مجاهدین و افراد با نفوذ اند، وارد گفت‌وگو شوند تا از این طریق به بحران نقطۀ پایان بگذارند.
طالبان پذیرفته اند و نمی‌خواهند قدرت سیاسی در افغانستان را به‌طور کامل در دست آنان باشند، بل می‌خواهند به گونۀ مشارکتی برای یک دور انتقالی در حکومت شریک باشند و درآینده از طریق انتخابات به رقابت سیاسی بپردازند.

*آیا طالبان با رییس‌جمهور آینده غیر از آقای غنی حاضر به گفت‌وگو خواهند شد؟
طالبان نسبت به محمداشرف‌غنی بدبین هستند و سوء‌ظن دارند، آنان علاقه‌مند گفت‌وگو با غنی به هیچ عنوان نیستند، اما اگر برندۀ انتخابات داکتر عبدالله عبدالله باشد، در این صورت طالبان به طور مستقیم گفت‌وگو را با حکومت افغانستان بدون وساطت آغاز خواهند کرد.
*مذاکرات میان طالبان و امریکا بعد از نُه دور متوقف شد و اکنون گفته می‌شود که این مذاکرات از سر گرفته خواهد شد، نخستین دیدار هم در پاکستان صورت گرفت، این به چه معناست؟
بعد از سفر هیأت رهبری طالبان و سفر خلیل‌زاد به پاکستان به‌خاطر مدیریت بهتر روند مذاکرات و مشوره‌های مستقیم، چون پاکستان میزبان خانواده‌های طالبان است و تحت عنوان مهاجرین بخش بزرگی از طالبان و خانواده‌های‌شان در پاکستان زنده‌گی می‌کنند، برعکس قطر که تعداد محدودی از طالبان در آن‌جا زنده‌گی دارند. تفاوت بسیار میان دفتر سیاسی طالبان در قطر و طالبانی که در پاکستان و افغانستان حضور دارند، وجود دارد. بنابراین به دلیل این‌که مشوره‌های به دلیل زمان‌گیر شدن فاصلۀ راه، زیرا طالبان زمانی ‌که می‌خواهند در مورد یک قضیه فیصله کنند، مجبور هستند که پیش از فیصله آن را با شورای رهبری طالبان در کویته شریک سازند و بعد از جمع‌بندی آن را به قطر بفرستند و این اقدام زمان‌گیر است؛ برای این‌که این روند کوتاه‌تر شود، یک خوش‌بینی وجود دارد که گفت‌وگوها به شکل دایمی در اسلام‌آباد صورت گیرد تا همه طالبانی که در پاکستان حضور دارند، نقش داشته و اظهار نظر نمایند و هم طالبانی که در افغانستان حضور دارند بتوانند در این گفت‌وگوها نقش داشته باشند و تصمیم گیرنده باشند تا ‌این گفت‌گوها به یک نتیجۀ مطلوب برسد.

*گفت‌وگوها در پاکستان ادامه می‌یابد و توافق‌نامه هم در اسلام‌آباد امضا خواهد شد؟
احتمال زیاد وجود دارد که توافق‌نامه در پاکستان به امضا برسد. امریکا می‌خواهد که پاکستان در این روند او را همکاری کند و این همکاری زمانی صورت می‌گیرد که ادامۀ گفت‌وگوها در اسلام‌آباد انجام شود و پاکستان می‌تواند طالبان را وادار نماید تا در خواست‌های خودشان کوتاه بیایند؛ اما زمانی‌ که طالبان در قطر به گفت‌وگو ادامه بدهند، دسترسی پاکستان به طالبان کمتر است و نمی‌تواند تأثیرگذاری‌ بیشتری داشته باشد. اما اگر در پاکستان گفت‌وگوها ادامه پیدا کند، ممکن است که طالبان از خواست‌های بلندشان مانند امارات اسلامی، حکومت مستقل و سایر موارد گذشت کرده و تن به مشارکت بدهند.

*نگاه کشورهای منطقه و پاکستان را نسبت به این گفت‌وگوها چگونه ارزیابی می‌کنید؟
بسیار واضح است که کشورهای منطقه مانند: روسیه، چین، پاکستان، هند و سایر کشورهای منطقه به گونه جدی خواهان پایان بحران در افغانستان هستند، زیرا طولانی شدن بحران در افغانستان زمینه را برای شکل‌گیری گروه‌های جدید تروریستی فراهم می‌کند و بدون شک این گروه‌ها برای کشورهای منطقه تهدید خواهد بود. بنابراین می‌خواهند که شکل‌گیری گروه‌های تروریستی در جغرافیای افغانستان محدود شود و تلاش دارند تا گفت‌وگوها به نتیجۀ مطلوب برسد و از طرف دیگر، این کشورها به هیچ عنوان نمی‌خواهند که امارات اسلامی در افغانستان ایجاد شود. بل با حفظ بخشی از ارزش‌های گذشته مانند روشن‌فکران، مجاهدین گذشته و جمع طالبان حکومت مشارکتی را ایجاد کنند تا گروه‌های ناراضی بیرون از افغانستان هم داخل حکومت شود تا بسترسازی جنگ در بیرون از افغانستان از بین برود.

*آغاز مذاکرات دوباره می‌تواند بسته‌گی به نتیجۀ انتخابات ریاست‌جهوری باشد؟
آغاز مذاکرات بسته‌گی به نتیجۀ انتخابات ندارد، اما امریکا علاقه‌مند است تا در افغانستان حکومتی شکل بگیرد که زمینۀ ادامۀ گفت‌وگوها را با این حکومت ادامه دهد و به نتیجۀ مطلوب برسد.
امریکا یقین پیدا کرده‌است که طالبان به هیچ عنوان حاضر به گفت‌وگو با حکومت غنی نیستند، اما برخی از کشورها در سطح منطقه وجود دارد که از حکومت غنی در برابر طالبان حمایت می‌کنند و سنگ‌اندازی در برابر گفت‌وگوها دارند؛ وارد شدن طالبان به حکومت را به نفع خودشان نمی‌دانند و امریکا این مساله را به خوبی درک کرده و به دنبال این است تا حکومتی در افغانستان شکل بگیرد که زمینۀ گفت‌وگو میان حکومت افغانستان و طالبان فراهم شود. اما بعد از به قدرت رسیدن غنی ممکن است که تمامی این برنامه‌ها نابود شود؛ گفت‌وگوها ناممکن شود و جنگ‌ها شدت بگیرد. از سویی هم، امریکا علاقه‌مند خروج از افغانستان به هر قیمت ممکن است و طالبان هم منتظر چنین فرصتی که اگر زمینۀ گفت‌وگوها فراهم نشود و امریکا افغانستان را ترک کند کمر را برای برهم اندازی نظام ببندند و این مساله می‌تواند بحران بزرگی را در افغانستان به همراه داشته باشد. بنابراین، امیدوار هستیم که در فرایند انتخاباتِ ۶ میزان حکومتی ایجاد شود و تیم برنده میدان باشد که بتواند زمینۀ گفت‌و‌گو با طالبان را فراهم نماید و شرایط فعلی افغانستان آبستن چنین وضعیتی است و خوش‌بینی‌ها زیاد در این زمینه وجود دارد.

*یکی از واقعیت‌های تلخ افغانستان این است که طالبان تنها گروهی نیستند که در افغانستان درگیر جنگ هستند، بل گروه‌های دیگری مانند داعش، شبکه القاعده و …. فعالیت دارند، باتوجه به این موارد اگر طالبان وارد بدون حکومت شوند حکومت ایتلافی را تشکیل بدهند، آیا جنگ در افغانستان پایان می‌یابد؟
تنها دو گروه در جنگ افغانستان دخیل است، طالبان بیش از ۹۰ درصد جنگ افغانستان را در اختیار دارد و داعش چیزی حدود ۱۰ درصد جنگ افغانستان را پیش می‌برد، اما القاعده سال‌هاست که در جنگ افغانستان دخیل نیستند و تنها با طالبان همکاری دارند، دیگر جنگجویان زیر پرچم طالبان در افغانستان می‌جنگند، بنابراین اگر به شکل واقعی زمینۀ مشارکت به وجود بیاید، با وارد شدن طالبان به حکومت، بخش بزرگی جنگ در افغانستان پایان می‌یابد.

*اگر گفت‌وگوها میان طالبان و امریکا به نتیجه برسد و توافق‌نامه هم امضا شود، با وجود این‌که نتیجۀ انتخابات مشخص نیست، امضای این توافق‌نامه چقدر می‌تواند مورد تایید و پذیرش مردم و رهبران سیاسی در افغانستان واقع شود؟
زمانی ‌که می‌گوید توافق‌نامه میان طالبان و امریکا دیگر بحث مردم افغانستان وجود ندارد. چون توافق‌نامه میان طالبان و امریکا صورت می‌گیرد و امریکا در پی منافع خود است و می‌خواهد طولانی‌ترین جنگ امریکا پایان یابد. بحث دوم گفت‌وگو و مذاکره میان طالبان و شهروندان افغانستان است که شامل نظام، ساختارها، سازمان‌ها و مجمع‌های است که با جانب طالبان برای حل بحران بعدی افغانستان صحبت نمایند. به هیچ عنوان گفت‌وگوهای میان امریکا و طالبان بدون تعهد برای دیالوگ بین مردم افغانستان منتج به نتیجه نمی‌شود که بحران افغانستان را پایان بدهد.

*چرا تاکنون میان مردم و سیاست‌مداران افغانستان بر سر صلح و گفت‌وگوها یک اجماع شکل نگرفته است، مشکل اصلی در کجاست؟
نگاه طالبان به گروه‌ها، سازمان، احزاب و شخصیت‌های سیاسی افغانستان متفاوت است. همان طور برعکس آن دیدگاه احزاب، شخصیت‌های تأثیرگذار و سازمان‌های داخل افغانستان به طالبان یک دیدگاه کاملاً متفاوت است. بنابراین اجماع کلی مشکل است، اما در خطوط اساسی و چند مورد خاص میان همۀ نیروهای داخلی یک اجماع وجود دارد مانند حفظ جمهوری اسلامی افغانستان و بخشی از دست‌آوردهای سالیان پسین مانند آزادی بیان، حقوق شهروندی، حقوق زنان، حقوق بشر و … از جمله مواردی است که بر سر آن اجماع وجود دارد. اما در کل آوردن اجماع یک دروغ و فریب خواهد بود. زیرا نگاه من به طالبان تفاوت بسیار دارد نسبت به نگاه محمداشرف ‌غنی به طالبان و همین طور نگاه طالبان به آقای ‌غنی با نگاه من به محمداشرف ‌غنی یک نگاه کاملاً متفاوت است، زیرا طالبان همواره تاکید داشتند که هرگز با غنی وارد گفت‌وگو نمی‌شوند و او را به عنوان یک شخصیت ریشه‌دار در افغانستان نمی‌شناسند و حتا تیم او را به عنوان یک تیمی که در میان مردم افغانستان صاحب نفوذ باشند، نمی‌شناسند، بنابراین آوردن یک اجماع کلی برای گفت‌گو با طالبان اشتباه و فریب است. اما با تفاوت دیدگاه می‌شود دراین مورد به یک اجماع رسید. طور مثال ما طرفدار مشارکت طالبان در حکومت هستیم، اما به کدام پیمانه و در کدام سطوح باید مشارکت داشته باشند که اکثریت مردم افغانستان با یک دیدگاه موافق هستند و همین طور موارد دیگر نیز باید ارزیابی شده و به بحث گرفته شود تا به یک نتیجه مطلوب برسیم.

*ممنون از این که برای این گفت‌وگو فرصت گذاشتید.
از شما هم.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.