سومین نشست مشورتی آجندای ملی-پنجشیر احمدولی مسعود: قــدرت وحشی را اهـــلی سازیم

8 جدی 1392/

بخش یازدهم و پایانی

یادداشت: سومین نشست مشورتی طرح اجندای ملی، اخیراً با حضور نخبه‎گان سیاسی، فرهنگیان، استادان ‎و دانشجویان در ولایت پنجشیر برگزار گردید.
در این نشست، اشتراک‎کننده‎گان پیشنهادها ‎و دیدگاه‌های‌شان را در خصوص طرح اجندای ملی ارایه کردند و هم‌چنان حمایت‎شان را از این طرح ابراز داشتند.
طرح اجندای ملی از سوی احمد ولی مسعود رییس عمومی بنیاد شهید مسعود ارایه شده است.mandegar-1
در این طرح ضمن ارایۀ طرحِ خروج از بن‎بست کنونی، در خصوص تأمین صلح پایدار در افغانستان نیز راه‎کارهایی ارایه شده است.
طرح اجندای، با استقبال نهادهای خارجی از جمله سازمان‎ملل متحد و نهادهای داخلی کشور روبروشدهاست.
پس از این، گفت‎‏وگوهای سومین نشست مشورتی طرح اجندای ملی را که در ولایت پنجشیر برگزار شده بود، به‌ترتیب در روزنامه به نشر می‎سپاریم.

احمدولی مسعود:
مجلس امروزی ما واقعاً به یک گفتمان بسیار خوب مبدل شده و خوب است تا همیشه احترام متقابل را حفظ کنیم و این‌گونه گفتمان‌ها را ادامه دهیم تا در این جریان به روشنگری برسیم.
در این مجلس صحبت‌هایِ خوب و با کیفیتی صورت گرفت که من بسیار زیاد تأثیر پذیرفتم.
جوانی پرسیده بود که بحث‌های زیادی در طرح آجندای ملی مطرح شده است؛ اما روی روش‌های رسیدن بدان توجه نشده است.
ببینید احزاب و ایتلاف‌های سیاسی همیشه روش‌ها را گفته اند و آن‌ها می‌گویند که ما دسترخوانی را هموار نموده ایم شما بیایید روی دسترخوان ما بنشینید؛ اما ما می‌گوییم همه باید دسترخوان را با هم و یک‌جا هموار نماییم.
در تاریخ افغانستان همواره بُعد قدرت از موضوعات داغ بوده است و همیشه در قسمت به دست آوردن قدرت جنگ‌ها و درگیری‌های فراوانی صورت پذیرفته است: تقریباً سه صد سال تاریخ کشور ما را جنگ‌های خانواده‌گی پُر ساخته است. چرا همۀ این جنگ و درگیری به‌خاطر قدرت؟
چون نظام طوری بوده است که یک کسی به سطح پادشاه، همه قدرت را به دست داشت، نهادسازی‌ها صورت نگرفته بود و قدرت سیاسی به گونۀ واقعی تقسیم نگردیده بود. به همان نسبت همه روی رسیدن به قدرت تلاش می‌کردند. متل‌های معروفی داریم: «یا تخت یا تابوت» و «یا ارگ یا مرگ» در این میان راه سومی وجود نداشت یا باید به قدرت رسید یا به طرف مرگ رفت؛ به همین نسبت شاهد ناکامی‌های تاریخی زیادی در سرزمین‌مان هستیم.
ما در این بین می‌گوییم که مسالۀ قدرت باید حل گردد، زمانی که از نظام ریاستی افغانستان انتقاد می‌کنیم به این دلیل است که نظام ریاستی در افغانستان افراطی‌ترین نظام ریاستی در جهان است؛ یعنی هیج نظام ریاستی‌یی تا این حد افراطی نیست که همه صلاحیت‌ها به دست یک نفر باشد و تفکیک قوا صورت نگیرد و تنها یک نفر از قدرت استفادۀ سؤ کند. پس این گونه نظام سبب مشکلات زیادی گردیده است.
ما می‌گوییم که بیایید مشکلات را از ریشه ختم سازیم و قدرت وحشی را اهلی سازیم.
در آجندای ملی هر پیشنهادی که کرده ایم، مسوده است و قطعیت ندارد؛ اما می‌خواهیم که روی آن صحبت‌ها و گفت‌وگوهایی صورت گیرد تا به یک نتیجه برسیم.
مورد دیگری که مطرح شد تماس روی قوم‌گرایی در افغانستان بود.
قوم‌های مختلف در افغانستان یک واقعیت بوده و هستند؛ اما کسانی بوده اند که زیرِ نام قوم استفاده‌های نا مشروع می‌کنند.
بدانید همین‌گونه که مردم در پنجشیر در فقر هستند، در پکتیا و ارگون نیز وضعیت همین گونه است. این‌ها زیر نام غمِ نانِ قوم، نان آنان را می‌خورند. اما ما می‌گوییم که مردم در میان خود هیچ‌گونه مشکلی ندارند و در یک جغرافیه زنده‌گی می‌کنند.
هم چنان در مورد یک پیشنهاد دیگر باید بگویم که دین کلان‌ترین و عمده‌ترین پیوند ملی و بزرگ ترین عنصر برای ملت شدن است.
اما در این جا یک خاطره را می‌خواهم بازگو کنم: زمانی که آمر صاحب (شهید احمدشاه مسعود قهرمان ملی کشور) به شاه سلیم( منطقه‌ سرحدی بین افغانستان و چترال پاکستان) آمد و با شماری از فرمانده‌هان جهادی مانند جلال الدین حقانی و برخی‌های دیگری که در آنجا بودند، ملاقات کرد و من هم بودم. زمانی که جلسه تمام شد، یک هواپیما از پاکستان آمد و شماری از نظامیان پاکستانی از آمرصاحب دعوت کردند تا به این کشور برود.
آمرصاحب با فرمانده‌هان مشورت کرد. آن‌ها (فرماندهان) گفتند که یک‌بار بروید اسلام آباد. زمانی که آمرصاحب از اسلام آباد به پیشاور آمد، بسیار آشفته و قهر بود. من تعجب کردم که چرا آمرصاحب این گونه نگران است.
آمرصاحب گفت: «این بدبخت‌ها (اشاره به پاکستانی‌ها) برایم می‌گویند که ما یک امت، برادر و مسلمان هستیم و مشکلی نداریم؛ شما بروید در آسیای میانه و آن‌جا کفار را مسلمان سازید.»
آن‌ها به آمرصاحب گفته بودند که عربستان سعودی و ایران نتوانستند اسلام را به طرف آسیای میانه گسترش دهند؛ پس ما می‌خواهیم اسلام را در این مناطق گسترش دهیم و بس. شما باید با ما همکاری کنید.
آمرصاحب برای شان به تکرار گفته بود که من در کشورم مشکل دارم و می‌خواهم آن‌را حل کنم.» اما آن‌ها به خواست‌های خود تأکید کرده بودند. شما بعدها دیدید که همین داعیه‌داران اعلام کردند که جهاد در افغانستان رواست و در پاکستان نه. آن‌ها می‌گویند که ما موضوعات ملی را در پاکستان داریم و در آن‌جا جهاد روا نیست؛ اما در افغانستان جهاد روا است. شما قیاس کنید که این چه نوع برخورد و عملکرد است.
شکی نیست که دین بزرگ‌ترین پیوند دهنده در کشور ماست؛ اما چه‌گونه می‌شود نقش آن را در دولت‌داری برجسته ساخت؟ نشود تا چهره‌هایی زیرِ نام دین، ما را بازهم فریب دهند؛ ما باید چارچوب‌ها را مشخص سازیم تا در سر درگُمی دیگری قرار نگیریم.
نکته دیگر این که برای من در جریان دوازده سال پشنهادهای زیادی در حکومت و در پست‌های مختلف صورت گرفت، اما قبول نکردم و گفتم که باید در اول اصولی ساخته شود و بعد کارهای دیگر.
آخرین موضوعی را که می‌خواهم بگویم این‌ست که ما قانون اساسی داریم و همواره از این قانون شکایت می‌کنیم؛ چون حاکمیت قانون وجود ندارد. این که چرا قانون تطبیق نمی‌شود، بازهم موضوع آجندای ملی مطرح می‌گردد؛ زیرا ما با طرح آجندای ملی می‌خواهیم که قانون به منصۀ اجرا گذاشته شود و همه در مقابل آن پاسخ‌گو باشند.
در اخیر آرزو دارم تا این نوع گفتمان‌ها ادامه یابد و ما این نظریات شما را در چاپ دوم طرح آجندای ملی در نظر می‌گیریم.
ما دیرتر آمدیم اما با توجه به تجربه‌های دوازده‌سال گذشته با دست پُر آمده ایم.
باز هم سپاس از همه.

نظری پریانی:
با سپاس از حضور و گفته‌های همۀ شما در سومین نشست آجندای ملی در ولایت پنجشیر. در اخیر هم قطعنامۀ این نشست از آدرس شما خوانده می‌شود. اگر انتقادی و یا پشنهادی داشتید آن را مطرح کنید؛ زیرا این قطعنامه از آدرس شما در رسانه‌ها به نشر می‌رسد.
از دوست مان بسم‌الله بهادری می‌خواهم که مسوده قطع‌نامه را بخواند:
مسودۀ سومین کنفرانس آجندای ملی-ولایت پنجشیر:
آجندای ملی به‌حیث یک نقشۀ راه در جهت ایجاد تفاهم و هم‌گرایی ملی، راه اندازی گفتمان ملی-مدنی به منظور مهار و مدیریت بحران، رسیدن به تفاهم بین الافغانی و دست‌یابی به صلح پایدار تدوین یافته است.
از یک سال بدین‌سو، مؤلفه‌های آجندای ملی که شامل مراحل زیر می‌باشد با طیف وسیعی از خبره‌گان و نخبه‌گان برجستۀ افغانستان به رأی زنی و مشورت گرفته می‌شود:
-راه اندازی گفتمان بین الافغانی-گفتمان مدنی.
-توافق روی دیدگاه‌های مشترک ملی.
-راه اندازی پروسۀ اعتماد سازی.
-تشکیل دولت وحدت ملی.
-اصلاحات سیاسی بر اساس نیازهای معاصر جامعه.
نخستین کنفرانس مشورتی آجندای ملی با همآهنگی جمعی از فعالین آجندا، با اشتراک فعال نزدیک به ۳۰۰تن از نخبه‌گان-سیاسی مدنی سرشناس کشور در کابل و دومین آن در هرات با اشتراک صد‌ها تن مربوط نهادهای جامعۀ مدنی و سیاسی و حوزۀ جنوب غرب تدویر یافت.
طی این کنفرانس‌های مشورتی، از طرح آجندای ملی در کلیت حمایت صورت گرفت و بر ادامۀ نشست‌های مشورتی با نخبه‌گان سراسر افغانستان به منظور تکمیل و غنامندی بیشتر این طرح تأکید گردید. هم‌چنان پیشنهاد شد تا به‌خاطر تداوم گفتمان ملی در بارۀ مسایل کلان کشوری، مراکز دیالوگ بین الافغانی در مرکز و ولایات ایجاد گردد.
خوشبختانه امروز طی سومین نشست مشورتی نخبه‌گان و منورین ولایت پنجشیر، ضمن تائید بر توافقات نشست مشورتی اول در کابل و دوم در هرات، تبادل نظرهایی در محور انتخابات و نحوۀ تشکیل حکومت آینده نیز صورت گرفت.
در نتیجه فیصله شد که در شرایط بحرانی موجود در افغانستان برگزاری انتخابات یک اصلِ قانونی و نیاز جدی است و در فرایند انتخابات تشکیل دولت وحدت ملی به منظور ایجاد میکانیزم تصمیم‌گیری جمعی و تضمین مشارکت ملی و نهادمند از جمع نیروهای مطرح در سطح ملی، شخصیت‌های تأثیر گزار و نیک‌نام و شماری از چهره‌های جدید، آغاز تشکیل کاراترین نحوۀ ایجاد دولت مشروع، مطمین و مرجعیت اعتماد ملی در کشور می‌باشد.
و من الله توفیق.
قطعنامه با اکثریت آرای اشتراک کننده‌گان مورد تایید قرار گرفت.
–محفل با دعائیه‌یی پایان یافت.

 

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.