محمداکرام اندیشمند: پیش از صلح با طالبان باید بر سر تعریف صلح به اجماع ملی برسیم

گفت‌وگو کننده: ناجیه نوری/دوشنبه 10 جدی1397/

 

اشاره: روند گفت‌وگوهای صلح با طالبان از چندی به این‌سو آغاز شده و در این اواخر سرعت یافته است. هفته‌یی نیست که چندین خبر تازه پیرامون گفت‌وگوهای صلح پخش نشود. چندی پیش وزیران خارجۀ افغانستان، چین و پاکستان تفاهم‌نامۀ مبارزۀ مشترک با تروریسم را امضا کردند و نماینده‌گانی از گروه طالبان با نماینده‌گان امریکایی در امارات متحدۀ عربی دیدار کردند تا به تفاهم‌های جدیدی برای آمدن طالبان به میز مذاکره برسند.

در کنار دیدار مقامات امریکایی با طالبان، حکومت افغانستان نیز در تلاش است تا شریک این گفت‌وگوها باشند، اما بارها طالبان دیدار و گفت‌وگو با حکومت افغانستان را رد کرده است. 

برای بررسی روند گفت‌وگوهای صلح با طالبان مصاحبۀ را با محمداکرام اندیشمند تحلیل‌گر مسایل سیاسی و نویسنده، انجام داده‌ایم. او از پژوهشگران بنام کشور است که کتاب و مقالات زیادی پیرامون رابطۀ افغانستان با پاکستان، رابطۀ افغانستان و امریکا و تاریخ جهاد افغانستان نوشته اند.

 

3

*به عنوان نخستین پرسش: تلاش‌ها برای گفت‌وگوهای صلح از مدتی به این طرف آغاز شده است و در چند روز اخیر این تلاش‌ها سرعت گرفته است، به نظر شما آیا این تلاش‌ها نتیجه‌یی در پی خواهد داشت؟

نتیجۀ گفت‌وگوهای صلح، بسته‌گی دارد به این‌که امریکا و پاکستان تا چه حدی در این مورد باهم به تفاهم می‌رسند. اگر امریکا و پاکستان بر سر صلح افغانستان به تفاهم برسند، شاید آتش جنگ خاموش‌تر شود، اما تا زمانی‌که توافق منطقه‌یی بر سر صلح افغانستان صورت نگیرد، گفت‌وگوها همچنان بی‌نتیجه خواهد بود. تا زمانی‌ که روس‌، ایران، امریکا، پاکستان و حتا عرب‌ها و کشورهای منطقه که در گفت‌وگوهای صلح افغانستان دخیل اند مانند هندوستان و چین، به تفاهم نرسند به صلحی که مردم افغانستان خواهان آن است، نخواهیم رسید.

*امریکایی‌ها به تنهایی نمی‌توانند از گفت‌وگوهای صلح با طالبان به نتیجه برسند؟

ترامپ می‌خواهد راهی برای خروج نیروهایش از افغانستان پیدا و در حقیقت، بار افغانستان را از سر خود خلاص کند. امریکا هرگز روی این گزینه که در افغانستان صلح پایدار تأمین شود، فکر نمی‌کند، بل برعکس دنبال راهی برای بیرون رفتن از افغانستان است.

*پس از اعلام ترامپ مبنی بر خروج نیروهای امریکایی از افغانستان، کشورهای منطقه واکنش نشان داده و گفتند که امریکا نمی‌تواند به یک‌باره‌گی افغانستان را ترک کند، با خروج نیروهای امریکایی افغانستان یک‌بار دیگر لانه تروریستان ‌می‌شود، به راستی چنین خواهد شد؟

بدون شک اگر امریکایی‌ها افغانستان را به یکباره‌گی و بدون برنامه ترک کنند، مشکل‌ساز خواهد بود و افغانستان بار دیگر سقوط خواهد کرد و بسیار خطرناک هم برای کشورهای منطقه و هم برای تمامی کشورهای دنیا خواهد بود که بدون شک امریکا چنین نخواهد کرد، اما روی یک توافق منطقه‌یی برای صلح افغانستان هم فکر نمی‌کند. اکنون امریکا با روس به عوض این‌که روی توافق فکر کنند، در یک رقابت قرار دارد و این رقابت قضیه افغانستان را پیچیده‌تر می‌سازد.

*یعنی امریکا در کنار پاکستان باید با روسیه، چین و ایران نیز در مورد گفت‌وگوهای صلح افغانستان به توافق برسند و در میز مذاکره بحث کرده و در نهایت به نتیجه برسند؟

دقیقاً، اگر امریکا خواهان صلح پایدار در افغانستان است، پس باید با کشورهای منطقه و همسایه‌های افغانستان به توافق برسد، بدون توافق کشورهای منطقه و همسایه، رسیدن به صلح پایدار ناممکن است و بعید به نظر می‌رسد.

چند روز پیش گواه بودیم که وزیر خارجۀ پاکستان در سفرش به افغانستان تأکید داشت که هندوستان باید در آوردن صلح افغانستان همکاری کند، به این معنا که هند در مسألۀ افغانستان نقش دارد. هدف پاکستان این است که رابطه‌اش با هند را به قضیۀ افغانستان ربط دهد تا از این طریق نیز کریدت بگیرد و اگر قرار باشد که در افغانستان صلح بیاید، پس باید مشکل هند و پاکستان هم حل شود تا در آینده بتوانند در حل مسألۀ خودشان با هندوستان به یک توافق منطقه‌یی دست پیدا کنند.

*پاکستان با هندوستان و امریکا با چین، روسیه و ایران مشکل دارد، با توجه به این موارد، افغانستان به صلح دست پیدا خواهد کرد و آیا امریکا حاضر می‌شود که با روسیه و ایران و پاکستان با هندوستان در یک میز مذاکره بنشینند و روی مسألۀ صلح افغانستان بحث کرده به نتیجه برسند؟

تاکنون کشورهایی که با هم مشکل دارند روی مسألۀ صلح افغانستان در یک میز مذاکره ننشسته و حاضر نشدند که باهم گفت‌وگو داشته باشند، پیچیده‌گی جنگ افغانستان هم عدم توافق این کشورها است. یعنی کشورهای منطقه در افغانستان منافع متضاد دارند و بر سر منافع متضاد خود باهم درگیر هستند و تا زمانی ‌که از این منافع متضاد خود نگذرند و به یک توافق نرسند، تأمین صلح در کشور ناممکن خواهد بود.

*با شناختی که از گروه طالبان وجود دارد، چه فکر می‌کنید، آیا این گروه اصلاً باورمند به صلح هستند؟

این تصور که طالبان می‌آیند با حکومت وحدت ملی یک حکومت مشترک می‌سازند، یک فکر کاملاً نادرست و اشتباه است. طالبان یک گروه ایدیولوژیک است که کُل حکومت را می‌خواهند و بعد از به دست آوردن کُل حکومت قدرت را توزیع کنند، اما اگر فکر کنیم که طالبان می‌آیند و چند وزارت را خواهند گرفت، یک تصور کاملاً غلط است؛ اما مسألۀ مهم این است که همه می‌دانند کلید صلح افغانستان نزد پاکستان است و اگر همکاری پاکستان نباشد، رسیدن به صلح بسیار دشوار و ناممکن خواهد بود.

اگر حمایت پاکستان را در آوردن صلح و گفت‌وگو با طالبان نداشته باشیم، بدون شک موفق نخواهیم شد و جنگ همچنان ادامه پیدا خواهد کرد. تأکید دارم که کلید صلح افغانستان نزد پاکستانی‌ها است و اگر پاکستان بخواهد که صادقانه به صلح در افغانستان تن بدهد، پناه‌گاه طالبان در خاک خود را به روی طالبان می‌بندد که در این صورت طالبان مجبور به گفت‌وگوهای صلح می‌شوند.

*اما خیلی‌ها به این باور اند که دیگر کلید صلح افغانستان در دست پاکستان نیست. طالبان دیگر وابسته به پاکستانی‌ها نیستند، این گروه همین اکنون حمایت روسیه، ایران، کشورهای عرب و حتا چین را دارند؟

این گفته‌ها کاملاً دقیق است. در اوایل طالبان تنها حمایت پاکستان را داشتند، اما اکنون حامیان جدید پیدا کرده اند، ولی حامیان جدید طالبان نمی‌توانند نقش شان را مساوی با نقش  پاکستان بسازند، این فکر کاملاً نادرست و اشتباه است. پاکستان مانند گذشته در صلح افغانستان نقش تعیین‌کننده دارد و دیدگاه عرب‌ها بسته‌گی به دیدگاه پاکستان دارد، یعنی اگر پاکستان در قضیۀ افغانستان به یک توافق برسد، عرب‌ها را قانع خواهند ساخت و آنان را وادار خواهند کرد تا کمک‌های خود به طالبان را قطع کنند.

*خیلی‌ها دلیل عدم همکاری پاکستان در صلح افغانستان را مسألۀ خط دیورند عنوان می‌کنند، به راستی اگر افغانستان خط دیورند را به رسمیت بشناسد، بحث صلح افغانستان حل خواهد شد؟

دیورند می‌تواند یک بخشی از مسألۀ صلح افغانستان و مطالبۀ اولی و اساسی پاکستان باشد، اما اکنون تنها مسألۀ خط دیورند مطرح نیست، بحث آب با پاکستان یکی از موارد اساسی و مهم است و پاکستانی‌ها در مورد آب مطالبات و خواست‌های از افغانستان دارند، رابطۀ هند و افغانستان مایۀ نگرانی پاکستان است و مسألۀ ترانزیت با آسیای میانه از طریق خاک افغانستان مورد دیگری است که  پاکستان در این مورد خواست و مطالباتی دارد.  نقش دولتی که پس از گفت‌وگوهای صلح ا به وجود می‌آید، چگونه خواهد بود، این دولت با پاکستان دست دوستی خواهد داد یا این‌که رابطۀ متخاصم داشته باشد، تمام این موارد نزد پاکستان مسأله است و پاکستان نسبت به آن نگران است.

زمانی‌که افعانستان در برابر پاکستان ادعای ارضی می‌کند، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی این کشور را زیر سوال می‌برد، چطور انتظار داریم که پاکستان در گفت‌وگوهای صلح افغانستان همکاری صادقانه داشته باشد. بسیار احمقانه است که هم ادعا ارضی در برابر این کشور داریم و هم تقاضا داریم که در گفت‌وگوهای صلح با ما همکاری صادقانه داشته باشند.

تا زمانی‌که ما تمامیت ارضی پاکستان را تهدید کنیم و دیورند را نپذیریم، انتظار همکاری از پاکستان در گفت‌وگوهای صلح یک خواست غیرمعقول و نادرست است.

زمانی‌که سیاست‌مداران افغانستان ادعای خط دیورند را مطرح می‌کنند، این ادعا آنان یک ریاکاری آشکار است. آنان دورغ می‌گویند، حتا خودشان چیزی را که می‌گویند باور ندارند و فقط برای فریب افکار عمومی چنین چیزی را مطرح می‌کنند، این ادعا سیاست‌مداران افغانستان تنها مصرف داخلی دارد، کسانی‌ که‌ مانند کرزی چنین ادعای دارند، خودشان می‌دانند که این ادعا فقط و فقط مصرف داخلی دارد. آنان که چنین ادعای دارند به خوبی ‌می‌دانند که افغانستان نه از لحاظ اقتصادی توانایی بازپس‌گیری دیورند را دارند و نه از لحاظ نظامی، سیاسی و اجتماعی و نه چنین باوری در میان سیاست‌مداران مدعی این ادعا وجود دارد.

*طالبان شرط‌های مانند خروج نیروهای خارجی، تصاحب کل قدرت، نپذیرفتن قانون اساسی و مسایل حقوق بشری را همیشه مطرح کردند، به نظر شما این شرط‌ها چقدر پذیرفتنی است؟

بدون شک این شرط‌ها برای بخشی از مردم افغانستان پذیرفتنی نیست. اما ۱۷ سال پیش شرایط اجتماعی در افغانستان طور دیگری بود و اکنون طور دیگری است و بخش عظیمی از مردم افغانستان این شرط‌های طالبان را به هیچ وجه نمی‌پذیرند، اما نمی‌توانیم بگویم که امریکا به مسایل حقوق بشری و حقوق زن را که مطرح می‌کنند، ارزش قایل اند و برای شان خط سرخ است و با طالبان بر سر این موارد معامله نمی‌کنند، بل امریکا بیشتر منافعش را ترجیح می‌دهد و اگر منافع شان ایجاب کند بسیار به راحتی این موارد را قربانی خواهند کرد. امریکا همین اکنون از کشورهای در خاورمیانه حمایت می‌کنند که در این کشورها نه از دموکراسی خبری است و نه از حقوق بشر. عربستان سعودی یکی از کشورهای است که با شیوۀ قرون وسطایی حکومت می‌کند، اما امریکا از این کشور حمایت می‌کند و هیچ مشکلی با این کشور ندارد. بنابراین، در مورد افغانستان هم می‌تواند عین مورد صدق کند.

فردا اگر طالبان حقوق بشر و حقوق زن را پای مال کند، برای امریکا زیاد ارزش ندارد، تنها موردی که مهم است منافع امریکا است و این کشور فقط و فقط به منافع خود فکر می‌کند.

*در نهایت، با توجه به مواردی که روی آن بحث صورت گرفت، ما با طالبان کنار خواهیم آمد و به صلح دایمی دست پیدا خواهیم کرد؟

ما در قدم نخست باید با خودمان به صلح برسیم، همین اکنون سیاستی که در افغانستان وجود دارد سیاست صلح نیست، سیاست کشمکش، خصومت و رقابت است و آقای غنی چهار سال است که این سیاست را ادامه می‌دهد. هیأتی که برای صلح تعیین شده است را احزاب قبول ندارد، پس اگر قرار باشد که در افغانستان صلح تأمین شود، باید ما با خودمان به صلح برسیم، بعد روی صلح با طالبان بحث صورت گیرد.

ما باید از صلح تعریفی داشته باشیم، تعریفی که مورد قبول تمام مردم افغانستان باشد و برسر این تعریف صلح یک اجماع ملی به وجود بیاید. بعد می‌توانیم در مورد صلح باطالبان به گفت‌وگو بپردازیم.

ما در مورد رابطه با پاکستان یعنی این‌که چگونه رابطۀ با پاکستان داشته باشیم، یک توافق نظر وجود ندارد، پس باید در قدم نخست مسألۀ صلح با خودمان حل شود و استراتژی صلح را بین خود تدوین کنیم و اجماع ملی ایجاد شود، بعد برویم به طرف صلح و گفت‌وگو با طالبان. هیأتی را که آقای غنی تعیین کرده است، احزاب قبول ندارند و از سوی هم، طالبان حاضر نیستند که با این هیأت گفت‌وگو کنند تا زمانی که این مشکلات حل نشود، رفتن به طرف گفت‌وگوهای صلح به نتیجه نخواهد رسید.

*پس رسیدن به صلح به زمان زیادی نیاز است و ایجاد حکومت موقت معنا ندارد و باید برویم به طرف انتخابات؟

ایجاد حکومت موقت یک فکر کاملاً نادرست و اشتباه است، مسألۀ صلح یک مسألۀ بسیار پیچیده است و به زمان‌بر است، زیرا صلح افغانستان ابعاد مختلف سیاسی، منطقه‌یی و جهانی دارد، صلح موردی نیست که در یکی دو ساله به دست بیاید، پس باید برویم به طرف انتخابات.

*آیا ایجاد حکومت موقت خواست طالبان است؟

ایجاد حکومت موقتی را که این طرف قضیه مطرح می‌کند یک فکر کاملاً نادرست است، طالبان حکومت صد در صد می‌خواهند و در حقیقت می‌خواهند حکومت را قبضه کنند و بعداً قدرت را توزیع کنند، حکومت فعلی و دست آوردها و قانون اساسی آن را قبول ندارند، تصویری حکومت موقتی که برخی از سیاست‌مداران ارایه می‌کنند را طالبان نمی‌پذیرند، بنابراین ما باید برویم به طرف انتخابات نه ایجاد حکومت موقت.

*تشکر از این کع فرصت گذاشتید.

از شما هم تشکر

 

 

 

 

 

 

 

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.