آیا گوگل سبب کُندذهنی می‌شود؟

چهارشنبه 4 دلو 1396/

بخش هفـتم/

◄نویسنده: نیکولاس کَر
◄برگردان: جمیل شیرزاد
◄نشرشده در مجلۀ اتلانتیک، شماره جولای/اگست ۲۰۰۸

mandegar-3گوگل اعلام کرده است که هدفش تنظیم معلومات دنیا و در دسترس قرار دادن معلوماتِ یاد شده در سراسرِ جهان است. این شرکت می‌کوشد معلومات جهان را مفید بسازد، به همین دلیل می‌خواهد بهترین موتور جست‌وجو را ایجاد کند به گونه‌یی که به‌درستی بداند که جست‌وجوکننده چه می‌خواهد و دقیقاً خواست جست‌وجوکننده را برآورده سازد. از دیدگاهِ گوگل، اطلاعات نوعی کالا و منبع سود است که می‌تواند با استفاده از روش سودآوردی موجود در شرکت‌های تولیدی آن را استخراج و پردازش نماید. به هر اندازه که ما به اطلاعاتِ بیشتری دسترسی داشته باشیم، به همان اندازه زودتر می‌توانیم به جان کلام و اصل مطلب دست پیدا کنیم و به همین ترتیب، افراد خلاق و متفکر برای جامعۀ خود خواهیم شد.
این ارادۀ معطوف به قدرتِ مالکان گوگل در کجا ختم خواهد شد؟ سرگئی برین و لری پیج، جوانانِ بااستعدادی که در زمان تکمیل پروژۀ دکترای‌شان در رشتۀ کمپیوترساینسِ دانشگاه استنفورد، موفق به بنیادگذاری گوگل شدند به تکرار از اشتیاق خود برای تبدیل موتورِ جست‌وجوی گوگل به هوش مصنوعی خبر داده اند. آن‌ها می‌خواهند موتور گوگل را مانند ماشین‌ کمپیوترهای بزرگِ هال بسازند که مستقیم به مغز استفاده کننده‌گان وصل شود. چندسال پیش، پیج در یک سخنرانیِ خود گفته بود، موتور جست‌وجوی نهایی گوگل چیزی به هوشمندی انسان یا باهوش‌تر از انسان خواهد بود. برین در یک مصاحبۀ خود در سال ۲۰۰۴ با نیوزویک گفته بود برای ما کارکردن بالای جست‌وجوگرِ گوگل، راهی برای کار روی هوش مصنوعی است. «دقیقاً اگر تمام معلومات جهان مستقیماً به مغز شما وصل باشد یا یک هوش مصنوعیِ هوشمندتر از مغزِ خودتان را در اختیار داشته باشید، شما بهتر از حالت کنونی‌تان خواهید شد.» سالِ گذشته پیج در یک همایش ساینس‌دانان گفته بود:»گوگل می‌کوشد به‌صورتِ گسترده دست به تولید هوش مصنوعی بزند.»

چنین جاه‌طلبی با در اختیار داشتنِ یک سلسله عملیات ریاضی، مقادیرِ هنگفت پول و یک لشکر دانشمند عرصۀ کمپیوتر، طبیعی و حتا قابل تحسین به نظر می‌آید. به تأسی از آن‌چه که اریک اشمیت می‌گوید، گوگل اساساً یک شرکت علمی است و می‌خواهد از تکنولوژی «به منظور حل مشکلاتی که پیش از این هرگز حل نشده بودند» استفاده کند. یکی از این مشکلاتی‌که پیش از این حل نشده بود، هوش مصنوعی است. پس چرا برین و پیج به سراغ حل این مشکل نروند؟
هنوز فرضیۀ آن‌ها مبنی بر این‌که اگر مغزِ ما با هوش مصنوعی تقویت و یا تعویض شود تبدیل به موجود بهتری خواهیم شد، قدری ناراحت‌کننده به نظر می‌آید. فرضیۀ مذکور بر این پیش‌فرض بنا می‌شود که هوش، محصولِ یک فرایند ماشینی است یا عبارت از سلسله فعالیت‌های گسسته‌یی است که می‌تواند اندازه‌گیری، ایزوله و بهینه‌سازی شود. در دنیای گوگل، یا همان جهانی که ما به مجرد آنلاین شدن وارد آن می‌شویم، جایی برای هیچ ابهام در تفکر باقی نمی‌ماند. در جهان گوگل، عدمِ وضوح موجب گشایش بینش و بصیرت نمی‌شود بل دشواری‌یی پنداشته می‌شود که باید رفع شود. مغز انسانی یک کمپیوتر زمان‌زده شمرده می‌شود که به پردازشگر سریع و حافظه‌یی بزرگ‌تر نیاز دارد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.