آیین مصاحبه

حامد علمی/

بخش هجدهم/

mandegarچرا به جمعیت اسلامی افغانستان پیوستید؟
در آن ‌زمان، حزب اسلامی معتقد بود که باید دست به سبوتاژ و انفجارات در داخلِ افغانستان زد. ما با نفسِ مبارزه مخالفت نداشتیم، اما انتقاد بالای شیوه و نحوۀ کار داشتیم و به این نتیجه رسیدیم که حکمتیار قدرتِ ادارۀ کارها را ندارد و بیشتر احساساتی تصمیم می‎گیرد و تصمیم‎هایش بسیار ژرف و معقول نیست و در اثر همان اشتباهات بود که کودتای ۱۳۵۳ با همۀ قدرت خویش ناکام شد و بعداً اکثر برادرانی که در پوهنتون بودند یا وظایف دیگر، به طرف بدخشان و پکتیا حرکت کردند و در آن‌جا جنگ‎های مسلحانه را آغاز کردند که داکتر عمر و یک تعداد برادران دستگیر شدند و این یک اشتباه عظیم بود. بعداً در سال ۱۳۵۴ به امید این‌که کودتا در کابل صورت می‎گیرد، در اطراف و سایر نقاط اغتشاش به وجود آمد، بازهم این مسأله یک اشتباه بود و برنامه غلط و نادرست ثابت گردید. ما بر سرِ این مسایل انتقاد می‏کردیم و می‎گــفتیم اگــر میخواهید جنگ گوریلایی را آغاز کنید، باید اساسات و شیوۀ آن را در نظر بگیرید نه این‌که به شکل پراکنده که گاهی در پنجشیر و گاهی در ارگون قیام‌ها صورت گیرد و این حرکات و بغاوت‎های پراکنده و بی‌سروسامان را به نفع افغانستان و نهضت اسلامی نمی‌دانستیم. همان بود که با استاد ربانی و برادرانی که دور استاد جمع شده بودند، هم‎نظر گردیدیم و به جمعیت اسلامی وفادار ماندم.

زمانی که شما به جهاد و مبارزه آغاز کردید، محصل بودید. پس تاکتیک‌های جنگ چریکی را که امروز به یک علم تبدیل شده چه‌طور آموختید؟
جنگ در خودِ جنگ آموخته می‎شود، اگرچه من مطالعه زیاد داشـتم، اما نسبـت به همـه نفـسِ خـودِ تجـربه بود که مـا را پختـه
ساخت.

اسلام در افغانستان به شکل عنعنوی و سنتی آن وجود داشت و شما جوانان مسلمان، اسلام سیاسی را در افغانستان مروج ساختید. دقیقاً این مفکوره را از کی تقلید کردید؟
اسلام یک مفکورۀ بیگانه و وارداتی در افغانستان نبوده و نیست؛ مفکوره‎یی است که بعد از مطالعه و درک دقیق، انسان می‌فهمد که اسلام تنها به روزه و زکات دادن تکمیل نمی‎گردد، بلکه در یک جامعۀ اسلامی انسان باید در همۀ شؤون زنده‎گی خویش قرآن و اوامر الهی را پیـاده کند. این مفکوره بیشتر توسط استادان افغانی که در مصر تحصیل کرده بودند و با سازمان اخوان‌المسلمین در تماس بودند، داخل افغانستان شد. من یک مسلمان بودم و بعد از یک سلسله مطالعات دریافته بودم که جز اسلام هیچ نظام و هیچ قانونی نمی‏تواند زنده‎گی معقول باشد؛ بنابراین به این مفکوره پیوستم و یک تعداد کتبی را که در آن زمان داخل افغانستان می‎شد، مثلاً کتب سید قطب، محمد قطب، مولانا مودودی و دیگران و یک تعداد رساله‎هایی که توسط افغان‎ها نوشته می‎شد، همه سبب شد که این مفکوره و کتب را بیشتر بیاموزیم.

جنگ‎های گوریلایی شما بیشتر به جنگ‎های چریکیِ کدام‌یک از رهبـران این شیـوه شـباهت دارد؟ مـائو؟ چگوارا؟ امام شامل؟
در این قسمت باید بگویم که از منابع مختلف استفاده کرده‌ام و به یقین استفاده‎یی که از سیرت نبوی (ص) کرده‌ام، از کمتر کتب سود برده‎ام.

زمانی‎که تازه مبارزه را آغاز کردید، آیندۀ افغانستان را چگونه پیش‌بینی می‌کردید و حالا که از آن روزها چهارده سال می‌گذرد چگونه می‌اندیشید؟
زمانی که مبارزه را شروع کردم، به‌روشنی دیده می‎شد که روس‎ها نظراتِ شوم و برنامه‎های خاینانه دربارۀ افغانستان دارند و می‎پنداشتم که اگر جلو این نظرات گرفته نشود، روزی وطن ما به کامِ آن‎ها فرو می‎رود و دیده شد آن‎طور که تصور می‏کردیم و می‎گفتیم، همان‌طور شد. مگر حالا به آیندۀ افغانستان سخت خوش‌بین هستم و امیدوارم که صلح و آرامش بار دیگر به افغانستان برمی‎گردد و یک نظام اسلامی که خواست اکثریت مردم باشد، در افغانستان مستقر می‎شود.

آیا می‏توانید از تلخ‎ترین و شیرین‎ترین خاطرات‌تان به ما بگویید؟
در زنده‎گی انسان فراز و نشیب‎های گوناگون وجود دارد، اما آن‌طور حادثه‎یی که مرا بسیار خوشحال ساخته باشد و یا بسیار غمگین، در زنده‎گی من نیامده؛ زیرا من به لطف پروردگار در برابر حوادث عافیت دارم، نه از مسأله‌یی بسیار خوشحال می‎شوم و نه بسیار غمگین.

شغل مورد علاقۀتان چیست؟
مطالعه.

غیر از مسایل نظامی چه مطالعه می‎کنید؟
در صورتی که فرصت دست دهد حافظ را، این شاعر گران‌مایۀ فارسی است. غزل‌های او سرود من است.

امروز چه کسی دوست و چه کسی دشمن‌تان است؟
دشمنان افغانستان دشمنانِ من استند و آن‎ها نیروهایی استند که به مردم ما جنگ را تحمیل می‎کنند. دیروز شوروی‌ها دشمنانِ ما بودند و امروز پاکستانی‌ها و…

کدام نوع اسلحه را دوست دارید؟
کلاشینکوف. برای من این اسلحه حیثیت قلم و کاغذ را پیدا کرده است.

آیا متأسف نیستید که از تحصیل بازماندید؟
طبیعی است. هر انسان با نهایت خرسندی در جهت کسب تحصیلات عالی گام برمیدارد و از کامیابی‎های علمی خود احساس سربلندی می‎کند، نه این‌که از فیر نمودن گلوله، آن‌هم بر بدن انسان‎های زنده. با افسوس که اوضاع و شرایط مرا ناگزیر ساخت که به جنگ دست بزنم.

شما مرد ثروتمندی استید؟
من که ثروتی ندارم.

از میان سیاست‌مداران کی مورد احترام شماست؟
از معاصرین هیچ‌کس.

چند افسر بلندرتبۀ شوروی به شما جاسوسی می‎کردند؟ آیا می‏توانید از آن‎ها نام ببرید؟
من به افشاگری علاقه‌یی ندارم.

غذای دوست‌داشتنی‌تان چیست؟
هر چیز را که با شیر ارتباط دارد.

از میوه‌ها؟
سیب.

آیا شما کسی را کشته‌اید؟
من بیشتر فرمانده بوده‌ام نه تیرانداز.

آیا دستور کشتن اسیران شوروی را صادر کرده‌اید؟
من یک نفر اسیر را نکشته‌ام و نه به امر من کشته شده‏اند. نه روس و نه غیر روس.

کدام شغل را به پسرتان احمد در نظر دارید؟
این به استعداد و قابلیت خودش ارتباط دارد. به نظر من سیاست‌مدار و دیپلومات بهتر است.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.