آیین مصاحبه

حامد علمی/

بخش سی‌ویکم/

mandegarخبرنگار: جریان قیامِ شما علیه حکومت داکتر نجیب‌الله چگونه بود؟ آیا می‌توانید آن را مفصلاً بیان کنید؟
جنرال مومن: …از طرف دیگر، شخص داکتر نجیب سیاستِ محیلانه در خارج و داخل حکومتش داشت. او در خارج از حزب و حکومت می‎خواست با همۀ طرف‎ها کنار بیاید در صورتی‎که بقای خودش و نظامش و مقامش تضمین شود و پافشاری او برای بقای حکومتش تمام راه‌های حل‎‌و‎فصل بر مشکلاتِ کشور را بسته بود.
اما در داخلِ حکوت در صدد بود که با فریب‎های گوناگون صفوفِ اردو و حکومت را از عناصری که دل‎خواهش نبودند، پاک‎سازی کند. سلسلۀ این پاک‎سازی‎ها از همان روزهای اولِ به قدرت رسیدن داکتر نجیب شروع شده بود.
داکتر نجیب به شیوه‎های مختلف می‌خواست مخالفینِ شخصیِ خویش را در داخل حکومت از میان بردارد. او از ترور، تبعید، دسیسه‌سازی، زندانی ساختن و برکنار کردن‎ها کار می‌گرفت. به طور مثال، می‌توان از ترور جنرال جلال رزمنده در هرات نام برد که در اثر توطیۀ شخص داکتر نجیب صورت گرفت. ترور جنرال علی اکبر در قندهار و ترور شخصی به نام رزم در مزارشریف را نیز می‎توان مثال داد.
یک ‌بار در داخل شهر کابل به تصفیه‌کاری عمومی دست زد و طی آن سی نفر از کدرهای حزب و اردو به شمول جنرال بابه جان را از کار برکنار ساخت. بعد از پاک‎سازی کابل، وی به شمال روی آورد و به برکنار نمودن جنرال جمعه نظمی والی ولایت بلخ، جنرال خان‎آغا و آقای انصاری پرداخت و به عوض آن‌ها اشخاص بدنام و ملیت‌پرست چون جنرال جمعه اسک، تاج‌محمد و رسول مشهور به بی‌خدا را مقرر کرد. این سه شخص از جمله قاتلین و جنایت‌کارانِ مشهور بودند. تاج‎‌محمد در زمان حکومتِ خلقی‎ها در ولایات هلمند و کندز جنایاتِ فراوانی را مرتکب شده بود. او در پست ریاست امنیت مقرر شد. رسول یکی از قاتلین دورۀ حفیظ‌الله امین بود که در ریاست کام و زندان پلچرخی صدها نفر را اعدام نموده بود، او به حیث قوماندان فرقۀ بلخ تعیین گردید. به همین ‎ترتیب، او به تصفیه‌کاری عمومی در ولایات دیگر مانند قندهار و ننگرهار پرداخت و اشخاص بدنام و جنایت‎کار را مقرر نمود.
به تاریخ ۲۵ جدی ۱۳۷۰ نجیب می‌خواست من و جنرال هلال‌الدین و جنرال عبدالوهاب را از کار برکنار کند ولی قبل از رسیدن فرمان، آن‎ها را از برنامۀ داکتر نجیب باخبر ساختم و از آن‎ها خواستم که برای نجات کشورشان آمادۀ پیکار و فداکاری شوند. زمانی‎که متوجه شدم همۀ افسران و سربازان از من اطاعت کامل می‌کنند، به صفت قوماندان قوای حیرتان به داکتر نجیب پیام فرستاده او را هشدار دادم که دست از چنین اعمال بردارد.
در آن زمان با اشخاصی چون جنرال دوستم، جنرال سیدحسام‌الدین مربوط فرقۀ هشتاد کیان، جنرال هلال‌الدین، غفار پهلوان و رسول پهلوان در تماس شده، از پلانِ خویش آن‎ها را آگاه ساختم و حمایتِ آن‎ها را در زمینۀ رد فرمان نجیب حاصل کردم. از همان جلسه نماینده‌یی تعیین نموده نزد احمدشاه مسعود فرستادم تا حمایتِ او را از قیام حاصل نمایم.
به تعقیب تردید امر داکتر نجیب، او به جنرال جمعه قوماندان زون شمال، سید عزیزالله والی ولایت بلخ، پیکارگر منشی ولایتی، تاج‌محمد رییس امنیت و رسول قوماندانِ فرقه دستور داد تا مرا دستگیر کرده به کابل بفرستند. من نه تنها به جنرال نجیب جواب فرستادم بلکه طی صحبتی مخابره‌یی جنرال جمعه اسک را اخطار دادم که در صورتِ کوچک‌ترین حرکت، عکس‌العمل شدید نظامی نشان خواهم داد. زمانی‎که پیام من به داکتر نجیب و جمعه رسید، آن‌ها به تحرکات نظامی آغاز نموده و طیارات را برای سرکوبی قیام فرستادند. طیارات چند بمب در اطراف شهر حیرتان ریختند که به اثر آن دو طفل نیز کشته شدند. علاوه بر تحرکات نظامی اخطارنامه‎های فراوان از طرف داکتر نجیب و جمعه اسک فرستاده می‌شد. البته همۀ این اخطارها مستقیماً نه بلکه از طریق قونسل‌گری روسیه در حیرتان به ‎دسترس من قرار می‌گرفت.
زمانی که داکتر نجیب متوجه شد که فشار نظامی موثر نیست، به فرستادن هیأت‎های مصالحه پرداخت و جنرال محمد رفیع معاون رییس‎جمهور و جنرال فاروق یعقوبی وزیر امنیت ملی را به مزار شریف فرستاد. به ما اطلاع دادند که آن‎ها به حیرتان نیز می‎آیند. به رفیع و یعقوبی اخطار دادم که به طرف حیرتان نیایند. آن‎ها جنرال دوستم و سید منصور نادری را واسطه ساخته به من پیشنهاد کردند که داکتر نجیب حاضر است تو را به رتبه‌یی بلندتر ترفیع داده به حیث معاون وزیر دفاع و یا قوماندان زون شمال تعیین کند. علاوتاً اعلان کردند که جنرال جمعه اسک از وظیفه‌اش برکنار شده و سایر جنرالانِ بدنام نیز برکنار خواهند شد. بازهم نجیب برایم پیام فرستاد که جمعه اسک را برکنار کردم، از مقاومت دست بکش و با من مستقیماً تماس بگیر.
پیشنهاد نجیب را باز رد کردم. در تمام این مدت نخواستم با نجیب مستقیماً صحبت کنم. زمانی که داکتر نجیب جواب رد شنید، دوباره جنرال جمعه اسک را به‌حیث قوماندان زون شمال تعیین نمود و به تعرضات نظامی پرداخت. افراد آن‎ها که متشکل از قطعات فرقۀ هجده امنیت و غند اوپراتیفی ساروندی بودند، به عملیات وسیع دسـت‌زده و در داخـل شــهر مزارشریف افراد وزارت امنیت به دستگیری وسیع شروع نموده و به چور و چپاول منازل شخصی افسرانِ ما پرداختند.

خبرنگار: آیا در آن زمان با رهبران و قوماندانانِ مجاهدین تماس برقرار کردید؟
جنرال مومن: از قیام حدود دو ماه سپری شد. در این مدت نامه‎های فراوان از قوماندان‎های جهادیِ اکثر ولایات افغانستان دریافت کردم که همۀ آن‎ها از قیام و مقاومتِ ما تقدیر نموده بودند. علاوتاً مجاهدین ولایات هرات و قندهار و تقریباً همۀ تنظیم‎های جهادیِ مقیم پیشاور نامه‎های تشویق‌آمیز فرستادند و هیأت اعزامیِ ما از نزد احمدشاه مسعود نیز برگشته و حمایت کاملِ او را از قیام‌کننده‎گان حیرتان حاصل نموده بود.

خبرنگار: بعد از این‌که مطمین شدید مجاهدین از شما حمایت می‎کنند، چه اقداماتی صورت گرفت؟
جنرال مومن: هنـوز درگیـری در اطـراف پوسـته‎های امنیتی حیرتان جریان داشت که ما به تعرضی وسیع دست زدیم، قوای کمکی فرقۀ هشتاد در پنجاه کیلومتری سرک حیرتان جابه‎جا گردید و از جانب شمال قطعات غند اوپراتیفی امنیت ملی و سارندوی را که در اطراف پوسته‎های امنیتی تعرض نموده بودند، به محاصره کشیدیم و افراد داکتر نجیب‎الله را در قسمت‎های سیاه‎گرد، شهرک، قریه گل‌محمد، دوراهی حیرتان و ولسوالی خلم به اسارت گرفتیم.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.