آیین مصاحبه

حامد علمی/

 بخش چهل‌ونهم/

mandegarفلاچی: به عقیدۀ شما، آیا این پدیده‎هایِ هنری‌تان قادر خواهد بود که بشریت را به یک راهِ راست راهنمایی کند؟
پیکاسو: معذرت می‎خواهم خانم فلاچی، ‌پدیده‎های هنریِ من اصلاح‎کننده نیست، بلکه انعکاس‎دهنده است.
فلاچی: پس هنرِ شما یک حرکتِ قهقرایی را تعقیب می‎کند؟
پیکاسو: اما یک قهقراییِ پیش‌رونده و در راه شرافت انسانی.
فلاچی: فکر می‎کنم شما نخستین شخصیتی هستید که در دوران زنده‎گی، کتاب‌ها و نشریاتِ متعددی راجع به بیوگرافی و آثار هنری شما نوشته شده است. آیا خود شما از این نوشته‎ها راضی هستید؟
پیکاسو: با کمال تأسف، هیچ کس با نوشته و آثارِ خود نتوانسته و یا نخواسته است مرا آن طوری ‎که هستم معرفی کند.
فلاچی: عیناً شبیه تابلو‎های خودِ شما که با مُدل اصلی فرقِ فاحش دارد.
پیکاسو: اما با یک اختلاف که من در معرفی آثارِ خود ادعای یک موضوعِ خاص را هرگز نکرده‌ام.
فلاچی: و روزنامه‎نگارها می‎خواستند آقای پیکاسو را معرفی کنند، به جای آن شخصیتی پیدا شد که خود آقای پیکاسو با ایشان افتخار شناسایی را نداشت.
پیکاسو: واقعاً درکِ خوبی کرده‎اید!
فلاچی: از حسن نظرِ شما تشکر می‎کنم آقای پیکاسو، فکر می‎کنم این روزنامه‎نگارها که در معرفی شما اشتباه رفته‌اند، از ماهیت هنرتان چیزی درک نکرده‎اند.
پیکاسو: اگر همین حدس شما را قبول کنیم، پس به هنرمندان چه علاقه‌یی داشتند؟
فلاچی: شاید جریان زنده‎گی پُرماجرایِ شما با این‌همه رسوایی‎های عشقی تان دل‎چسپ‌تر از هنرتان برای ما روزنامه‎نگارها بوده باشد. همین ماجرا بود که مکتب کوبیسم را به وجود آورد.
پیکاسو: (می‌خندد) ‌اگر از شما خواهش کنم که دیگر از من سوال نکنید، ‌آزرده نمی‎شوید؟
فلاچی: علاوه بر این‌که آزرده می‌شوم، یک سلسله سوالاتِ دیگرِ من باقی مانده است که شما باید جواب بگویید.
پیکاسو: باور کنید هیچ اثر من تا امروز به اندازۀ جواب سـوالاتِ شما مرا رنج نداده است.
فلاچی: آیا نخستین‌بار است که این اعتراف نجیبانه را می‎کنید؟
پیکاسو: یعنی چطور؟
فلاچی: یعنی موضوعاتِ تابلو‎های شما آن‌قدر عمق ندارد که شما را به کمپوزیسیون و رنگ‌آمیزی خود زحمت داده باشد.
پیکاسو: برعکس، من در وقت کار از رسایی استعداد کار می‌گیرم.
فلاچی: و در وقت مصاحبه از نارسایی‌های اندیشه!
پیکاسو: شاید برداشتِ شما همین‌طور باشد.
فلاچی: با اجازۀ شما آقای پیکاسو سوال دیگرِ خود را این‌طور مطرح می‎سازم که شما عادت‎های بسیار به‌خصوصی دارید. مثلاً در وقت نقاشی تا خود را برهنه نکنید، پشت سه‌پایۀ نقاشی نمی‌نشینید، ‌این عادت بر روی کدام فلسفۀ خاص استوار است، شاید یک نوع مرض است که نابغه‌ها به خود اختصاص داده‌اند؟
پیکاسو: (می‌خندد) برهنه نگویید، بلکه بگویید نیمه‌برهنه.
فلاچی: فرض کنیم نیمه‌برهنه.
پیکاسو: این کار یکی از عادت‎های دوران طفولیتِ من است که وقتی در اسپانیا بودم و کتاب‎های درسی را مطالعه می‎کردم، تا نیمه‌برهنه نمی‎شدم حافظه‌ام آن‎ها را نمی‎گرفت و به‌زودی فراموشم می‎شد… و امروز هم با این تلقین خواه شما او را فلسفه می‎دانید خواه یک مرض،‌ کارهای هنری خود را آغاز کرده‌ام.
فلاچی: آیا آزمایش نکرده‎اید که اگر با لباس و بدنِ پوشیده نقاشی مــی‎کردید، آثــاری بهــتر از امروز پدید می‌آودیــد؟ به عقیــدۀ من، شاید یکی از علت‎هایی که اکثر بیننده‎ها در هنگام تماشای آثارتان شما را دشنام می‎دهند، همین نیمه‌برهنه‌گی باشد.
پیکاسو: چرا شما همین تجربه را برای خود نمی‎کنید، شاید در نیمه‌برهنه‌گی بهتر از امروز سوالاتِ منطقی‌تر و مهذبانه‌تر از طرفِ مقابل بکنید؟
فلاچی: اما من متأسفانه یک نابغه نیستم.
پیکاسو: این کار به نبوغ احتیاجی ندارد، عادت چه پسندیده باشد و چه ناپسند، مربوط به این چیزها نیست.
فلاچی: اما کلمۀ عادت را بر روی این کار نمی‏توان گذاشت، این یک حرکتِ خرافاتی‌ست که به شکل یک عادتِ هنرمندانه پیش‌تان تجلی یافته است.
پیکاسو: به هر صورت از شما قلبا ًسپاس‌گزار هستم که این راز نهفتۀ مرا که قبلاً در نزد خود من هم مبهم بود فاش ساختید.
فلاچی: آقای پیکاسو از این‌که حاضر شدید به یک سلسله سوالاتِ من جواب بدهید، یک دنیا ممنون و متشکر هستم، ‌امید است در آیندۀ نزدیک بازهم یکدیگر را ببینیم و در پــای مــیز مصاحبه بنشینیم.
پیکاسو: اما آرزومنـد هستـم ‌با فضای خوشبیـنانه‌تری یکدیـگر را ملاقـات کنیم. همیـشه مدیــونِ تــوجه و شــوخـی‎هـای شمـا خـواهـم بود. (توکلی، ۱۵۳-۱۵۹)
دیده می‎شود اوریانا فلاچی خبرنگاری که همواره دربارۀ سیاست و تنازعات بین‌المللی مصاحبه می‎نموده و پای صحبتِ ده‎ها شخصیت سیاسی و نظامی نشسته، با مشهور‎ترین نقاشِ دنیا مصاحبه کرده و چنان سوالاتی را مطرح می‎کند که گویی خودش در هنر نقاشی متخصص است و از هنرمندانِ قدیمی و سبک‎های هنری‌شان به زیرکی و دقت یاد می‎کند و دربارۀ پیکاسو مقالات خوانده و حتا از دوستان او نیز نقل قول نموده است. مصاحبۀ فلاچی با پیکاسو، یکی از بهترین مصاحبه‎ها در جهان است که در صدها روزنامه، مجله، جریده و رادیو به نشر رسیده و به حیث یک مصاحبۀ بسیار زیبا، جاودانه شده است.

پرسش‎های انتقادی
در این نوع پرسش‎ها، خبرنگار در جایگاه منتقد قرار می‎گیرد و بیشتر سوالات را با چرا، چه وقت و چگونه آغاز می‎کند. در این پرسش‎ها مصاحبه‎کننده دقیقاً متمرکز به هدف می‎باشد و می‏تواند سوالاتِ انتقادی را مطرح کند یا نقد دیگران را ذکر نماید. این نوع مصاحبه، چالشی بوده و بیشتر با مقاماتِ مسؤول و کسانی که یک نظر را ارایه می‎کنند، صورت می‎گیرد.
نحوۀ ترتیب این نوع مصاحبه، بیشتر وابسته به پالیسی رسانه‌ می‎باشد و رسانه‎ها یا برنامــه‎های انتقادی و افشاگرانه، به ایــن نوع پرسش‎ها متوسل می‎شوند و سعی می‎کنند تا خلا‎هایِ موضوعیِ یک برنامه یا سیاست را برملا سازند.
فرید زکریا خبرنگار شبکۀ تلویزیون سی ان انِ ایالات متحدۀ امریکا به تاریخ ۳۰ حمل ۱۳۸۷ با حامد کرزی رییس‎جمهور اسلامی افغانستان، یک پرسشِ کاملاً انتقادی را مطرح نموده و گفت که «شما اخیراً قانونی را به نام قانون احوال شخصیۀ اهل تشیع توشیح کردید، به اساسِ این قانون زنان باید قبل از ترک منزل، از شوهران‌شان اجازه دریافت کنند و نیز این‌که این قانون به شوهران اجازه می‎دهد تا با خانم‎شان با اکراه و فشار هم‌بستری نمایند. رییس‎جمهور بارک اوباما این قانون را شنیع خوانده است. شما گفتید غربی‌ها در این موضوع مداخله می‎کنند، اما حالا شما می‎بینید که زنانِ افغانستان خود علیه این قانون مظاهره می‎کنند. جناب رییس‎جمهور، شما چرا این قانون را توشیح کردید؟ (علمی۲، ۵۶۹)
پرسش بالا، کاملاً یک سوالِ انتقادی است و خبرنگار خواسته دربارۀ امضایی که رییس‎جمهور در پای یک سند نموده، وی را به چالش بکشد و برای این‌که سوال، نظرِ شخصی‌اش شمرد نشود، از رییس‎جمهورِ ایالات متحدۀ امریکا و تظاهراتِ زنان یاد کرده ‎است.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.