آیین مصاحبه

حامد علمی/

بخش پنجاه‌وهفتـم/

mandegar* ایطو کسانی بوده‌‎اند که وزن کرده باشند، باز پیسه نداده باشن؟
ـ آ.
* باز تو برای‌شان چی گفتی؟
ـ می‌گم که پیسه مه بده، باز نمی‌تن، می‌گن دَ گیرِ آمر باغ می‌تُمت.
* ایطو کسانی بوده که پیسه زیاد داده باشن؟
ـ نی ایطو نی. آ یگان تا بیست روپیه دادن.
* چند می‌گیری از کسی که خوده وزن می‌کنه؟
ـ پنج روپیه.
* از چند بجه تا چند بجه کار می‌کنی؟
ـ از ساعت ده بجه تا ساعت پنج بجه.
* ایطو شده که کسی همرایت جنگ کرده باشه؟
ـ نی نی.
* روزانه چقدر کار می‌کنی؟
ـ یک‌صد یا یک‌ونیم‌صد کار می‎کنم، باز همراه یک گارد نصفش می‎کنم.
* چرا همراه گارد؟
ـ وزن از همو اس.
* اوقه پیسه برت نمی‌مانه؟
ـ یک پنجاهی می‌مانه.
* یک پنجایی روزانه؟ باز ای پیسه ره چی می‌کنی؟
ـ خانه می‌برم.
* در خانه به کی می‌دهی باز؟
ـ به مادرم.
* پدرت چی کار می‌کنه؟
ـ پدرم شهید شده اس. گِل‌کار بود، خانه عمه‌ام رفته بود، شهید شد.
* حالا در خانه کی سرپرستی می‌کنه؟
ـ یک برادرم اس.
* برادرت چندساله است؟
ـ از مه کرده دو سال کلان اس.
* او چی کار می‌کنه؟
ـ او در تابستان وزن می‌کنه و در زمستان خلطه پلاستیک می‌فروشه.
* باز ای پیسه کفایت می‌کنه برای‌تان؟
ـ می‌شه دیگه.
* مادرت چیزی کار نمی‎کند؟
ـ نی.
* خودت مکتب خواندی؟
ـ آ.
* تا صنف چند؟
ـ حالی صنف چهار استم.
* چندساله می‌باشی؟
ـ ده ساله.
* هم کار می‌کنی و هم درس می‎خوانی؟
ـ نصف روز دَ مکتب، باز د این‌جه.
* تفریح و بازی خودت چی است و چی وقت سپورت می‌کنی؟
ـ یگان روز که در باغ نماندن، باز در همو روز بازی می‎کنم، فوتبال.
می‎کنم.
* در کجا فوتبال می‌کنی؟
ـ در پیش خانه.
ـ آ.
* همرای کی بازی می‌کنی؟
ـ اندیوال‎های مه است پش مکتب در همون‌جه فوتبال می‎کنم.
* چه آرزو داری؟
ـ آرزو دارم در آینده پولیس شوم.
* چرا می‎خواهی پولیس شوی؟
ـ به وطنم خزمت می‎کنم. آرامی‎باشد همین‌جه به وطن مردم خزمت کنن.
* آفرین. تشکر (رادیو آزادی، ۲۳ حوت ۱۳۹۴)

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.