احمدشاه مسعود و ایالات متحدۀ امریکا

محمداکرام اندیشمند/ شنبه 25 سنبله 1396/

بخش پنجم و پایانی/

mandegar-3مطالبات اصلی احمدشاه مسعود از ایجاد رابطه با امریکایی‌ها چه بود؟
امریکایی‌ها در ایجاد رابطۀ خود با احمدشاه مسعود فقط خواستار جمع‌آوری موشک‌های ستنگر، کسب اطلاعاتِ دقیق در مورد اسامه بن‌لادن و در صورت ممکن، دستگیری و یا قتلِ او بودند. اما مسعود از این رابطه خواست‌ها و اهدافِ دیگری داشت. بنابراین، رابطۀ آن‌ها یک رابطۀ صادقانه و قابل اعتماد برای طرفین محسوب نمی‌شد. با وجود این‌که مأمورین امریکایی برپایی مناسبات و ادامۀ کمک‌های محدود به احمدشاه مسعود را به منظور دسترسی به بن‌لادن و دستگیری او انجام می‌دادند، اما در این مورد شک داشتند که آیا مسعود چنین کاری را انجام خواهد داد یا خیر.
تردید و بی‌اعتمادیِ امریکایی‌ها نسبت به مسعود را علاوه بر بی‌باوری متقابلِ احمدشاه مسعود در مورد آن‌ها که به سوی او از چشم پاکستان نگاه می‌کردند، اسلام‌گرایی و استقلالیتِ مسعود مضاعف می‌کرد. برای بسیاری از مأمورین ایالات متحده که خواستار همکاری احمدشاه مسعود در دستگیری بن‌لادن بودند این پرسش به میان می‌آمد که آیا او به عنوان یک اسلام‌گرا و مجاهد حاضر خواهد شد تقاضای امریکایی‌ها را در این مورد عملی بدارد.
البته این شک و پرسش امریکایی‌ها بی‌مورد نبود. احمدشاه مسعود شدیداً به اعتقادات اسلامی پای‌بندی داشت و دارای روحیۀ استقلال‌خواهی توأم با غرور بود. درحالی‌که او به سوی اسامه بن‌لادن و مقاصدش با تردید می‌نگریست و او را با توجه به سابقۀ حشر و نشرش در دهۀ هشتاد با سی.آی.ای و آی.اس.آی در نواحی مرزی پاکستان آدمی مشکوک و مرموز می‌پنداشت، اما بسیاری از افراد گردآمده به دور او را جوانان احساساتی و ناآگاه محسوب می‌کرد که از احساسات اسلامی و ناآگاهی آن‌ها سوءاستفاده صورت می‌گیرد. یک بار در جبهات جنگ علیه طالبان، دو تن از جوانان ازبکستان که مخالفین اسلامی دولت اسلام کریموف بودند، به اسارت نیروهای احمدشاه مسعود درآمدند. سپس اسارت این دو تن را نشریۀ پیام مجاهد در پنجشیر منتشرکرد. بعد از نشر این خبر، دولت ازبکستان که از احمدشاه مسعود و جبهۀ مخالف طالبان حمایت می‌نمود، خواستار استرداد آن‌ها شد. اما احمدشاه مسعود به‌جای تحویل دادن اسیران اسلام‌گرای ازبک به افراد خود دستور داد که آن‌ها را در خط اول جنگ با طالبان رها سازند تا با مراهانِ خود به آن طرف جبهۀ جنگ بپیوندند. او به افراد و هم‌رزمانِ خود می‌گفت که این‌ها جوانان ناآگاه و بی‌خبری هستند که از روی احساسات و یا مجبوریت به این‌جا کشانده شده‌اند. چگونه می‌توان آن‌ها را به دشمنان‌شان تحویل داد که به‌خاطر اعتقاد اسلامی‌شان تحقیر و شکنجه شوند و بقتل برسند؟
آنچه که امریکایی‌ها در غیاب احمدشاه مسعود و در مورد او می‌گفتند و تصمیم می‌گرفتند، از دید و آگاهی او پنهان نبود. مسعود با وجود تلاش و گفت‌وگوهای مستمر با مأمورین امریکایی می‌دید که ایالات متحده به هیچ صورتی حاضر به معامله با او به قیمت ناخشنودی پاکستان نیست. از نظرمسعود اسامه بن‌لادن، طالبان و آی.اس.آی و سیاست حمایت پاکستان از طالبان یک مجموعۀ به‌هم پیوسته و جریان واحد محسوب می‌شدند که ایالات متحده‌ می‌باید راه‌های مقابله با این مجموعه را مورد توجه قرار می‌داد و مطالبات او را در این مورد می‌شنید و برآورده می‌ساخت، اما امریکایی‌ها از این مجموعه تنها اسامه بن‌لادن را می‌خواستند.
احمدشاه مسعود چاره‌یی جز دوام مقاومت علیه طالبان و تحملِ این تلخی‌ها را نداشت. او بازهم امیدوار دگرگونی‌هایی بود که ایالات متحده را متقاعد به باورها و مطالباتش در مورد طالبان و پاکستان بسازد. چنین تحولی بعد از حادثۀ یازدهم سپتمبر ۲۰۰۱ ایجاد شد، ولی دو روز قبل از آن احمدشاه مسعود با حملۀ انتحاری اعضای القاعده که هنوز نقش پاکستان و نهادهای دیگر استخباراتی کشورهای خارجی در این حمله نامشخص و مبهم باقی مانده است، به شهادت رسید.

جانشینان احمدشاه مسعود و رابطه با امریکا
آیا پس از شهادت احمدشاه مسعود و حادثۀ ۱۱ سپتمبر ۲۰۰۱ که سیاست امریکا را در مورد طالبان و القاعده دگرگون کرد و پاکستان را در معرض تهدید امریکا قرار داد، جانشنیانِ او این تغییر مورد نظر وی را که سال‌ها در انتظارش بود، مدیریت کردند و از آن در جهت خواست‌های او بهره گرفتند؟
آیا آن‌چه که در این شانزده سال با حضور نظامی و نقش امریکایی‌ها در افغانستان انجام یافت و آن‌چه که در رابطه با پاکستان واقع شد، با خواست‌های احمدشاه مسعود همسویی و انطباق داشت؟
اگر احمدشاه مسعود حیات می‌داشت و ۱۱ سپتمبر بدون ۹ سپتمبر می‌بود، برخورد و عملِ او در برابر این تحولات و در برابر نقش و حضور امریکایی‌ها در افغانستان چه بود؟
این پرسش‌ها و سوالات مشابه دیگر، ذهن بسیاری‌ها را مشغول می‌کنند و برای آن پاسخ‌های متفاوت و مختلف ارایه می‌شود.
احمد مسعود پسر شهید احمدشاه مسعود سال پار در ۸ سپتمبر ۲۰۱۶ در پاسخ به این پرسش خبرنگار تلویزیون فارسی بی بی سی که: اگر فرمانده مسعود زنده می‌بود، فکر می‌کنید اوضاع کلی افغانستان حالا چطور می‌بود، پاسخ داد:
«من فکر می‌کنم که به هیچ عنوان قبول نمی‌کرد اتفاقات سال ۲۰۰۱ را که واقع شد. تجاوز خارجی و یا حضور خارجی را به هیچ عنوان قبول نمی‌کرد. سفرشان به بروکسل و پارلمان اروپا همه در این جهت بود که شما دشمن افغانستان را بشناسید. فشار را بالای حامیان‌شان بگذارید و ما را حمایت بکنید. حمایت مختلف. و ما خودمان مبارزه می‌کنیم. اما حضور خارجی را به هیچ عنوان قبول نداشت.»
امرالله صالح از جوانان دوران مقاومت به فرماندهی احمدشاه مسعود که در بخش نهاد تبلیغاتی و استخباراتی جبهۀ مقاومت کار می‌کرد و بعداً در حکومت کرزی به ریاست امنیت ملی افغانستان یا سازمان استخبارات دولت افغانستان رسید، پس از اعلان استراتژی دونالد ترامپ در مورد افغانستان این استراتیژی را با خواست‌های موصوف هماهنگ و منطبق خواند. او دیدگاه و ارزیابی‌اش را در مورد استراتژی دونالد ترامپ با نشر مقاله‌یی در نشریۀ انترنتی “اندین اکسپرس” بیان کرد و حتا در نتیجه‌گیری مقاله نوشت که احساس می‌کنم که مسعود از قبر فرمان‌روایی می‌کند. (https://www.darivoa.com/a/afghanistan-us-strategy-saleh/3998065.html)
اگر اِعمال فشار جدی و شدید بر پاکستان از سوی امریکا تا حدی که پاکستانی‌ها را وادار و ملزم به احتراز از دخالت در افغانستان کند و موجب تغییر موضع آن‌ها به همکاری در صلح و ثبات افغانستان شود، دیدگاه و خواستِ احمدشاه مسعود از امریکایی‌ها بود، این خواست در ۱۶ سال گذشته برآورده نشد. این‌که استراتژی ترامپ در همسویی با دیدگاه و مطالبۀ شهید احمدشاه مسعود از امریکایی‌ها هست یا خیر، باید منتظر زمان بود. آیا ترامپ فراتر از هشدار و تهدید لفظی، در عمل پاکستان را وادار به تغییر دیدگاه و سیاستش در مورد افغانستان خواهد کرد؟
این‌که دیدگاه و موقف احمدشاه مسعود پس از دخالت نظامی امریکا که به فروپاشی حکومت طالبان انجامید و موجب حضور نظام امریکا در کشور شد چه بود، به‌آسانی و با قطعیت نمی‌توان از آن سخن گفت. اما با توجه به روحیۀ مقاومت و پایداری احمدشاه مسعود در مبارزه و نبرد برای استقلال سیاسی می‌توان ادعا کرد که از نظر وی، بسیاری از رفتارها و عملکرد خارجیان که دورنمای ثبات و توسعۀ پایدار و عادلانه را در وجود یک دولت ملی، استقلال و اقتدار ملی مبهم و تاریک می‌ساختند، قابل پذیرش نبود.
صرف‌نظر از هرگونه تحلیل و دیدگاه در مورد موقف احتمالی احمدشاه مسعود از تحولات ۱۶ سال اخیر با حضور نظامی امریکا و غرب، نکتۀ مسلم آن است که جانشینانِ وی پس از او نتوانستند از تحولات و شرایط پیش‌آمده در جهت شکل‌گیری حاکمیت و نظام سیاسی معطوف به عدالت در عرصه‌های مختلف بهره بگیرند. آن‌ها با تشتت و بدون برنامه و استراتژی سیاسی از شرایط ایجاد شده به‌صورت مقطعی در جهت منافع شخصی استفاده کردند و قدم به قدم در درون نظام حاکم سیاسی به سوی ضعف و انزوا رفتند.

یادداشت‌ها
۱- هنری برادشر، افغانستان تجاوز شوروی و مقاومت مجاهدین، ترجمۀ شورای ثقافتی جهاد افغانستان، چاپ پشاور، مرکز نشراتی میوند، سال ۱۳۷۸، ص ۱۶
۲‌- همان‌جا، ص ۳۰۲
۳‌- راستم کالیولین، سیا در آسیا (عملیات پنهانی علیه هندوستان و افغانستان)، برگردان به فارسی: دانشکدۀ اطلاعات چاپ تهران، انتشارات بینش، سال ۱۳۷۵، ص۱۸۰
۴‌- ستیف کول، جنگ اشباح، مترجم فارسی دری: محمداسحاق، هفته‌نامۀ پیام مجاهد، چاپ کابل شمارۀ ۳۷۹
۵‌- دگروال یوسف و مارک ادکین، تلک خرس، برگردان به فارسی دری، داکتر نثاراحمد صمد، ص۵۱
۶‌- هفته‌نامۀ پیام مجاهد، شمارۀ۳۸۳، ۱۶ سرطان ۱۳۸۳
۷‌- همان‌جا، شمارۀ ۳۸۸
۸‌- دیاگوکوردیز و”سلیک هریسن”، حقایق پشت پردۀ تهاجم شوروی بر افغانستان، مترجم فارسی دری: عبدالجبار ثابت، چاپ پشاور سال ۱۳۷۵هجری خورشیدی، ص۱۱۸
۹‌- هفته‌نامۀ پیام مجاهد، شمارۀ ۳۸۸
۱۰‌- همان‌جا
۱۱‌- اظهارات احمدشاه مسعود را به این نگارنده صالح‌محمد ریگستانی یکی از فرماندهان موصوف که در جلسه حضور داشت، بیان کرد. ریگستانی این مطلب را روز ششم جولای ۲۰۰۵ در دفتر مرکزی نهضت ملی در شش‌درک شهر کابل به نگارنده ابراز نمود.
۱۲‌- هفته‌نامۀ پیام مجاهد، شمارۀ ۴۰۰
۱۳‌- به این نگارنده در کارتۀ پروان کابل، نهم جولای ۲۰۰۵
۱۴‌- به این نگارنده
۱۵‌- روزنامۀ شرق، ۲۰ آگست ۲۰۰۵
۱۶‌- به این نگارنده، جولای ۲۰۰۵ در شهر کابل
۱۷‌- هفته‌نامۀ پیام مجاهد، شمارۀ ۴۱۸
۱۸‌- همان‌جا، شمارۀ ۴۲۲
۱۹‌- همان‌جا، شمارۀ ۴۱۸

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.