اختلال‌های شخصیتی سه دیکتاتور

/

بخش دوم و پایانی

جیسون گولدمن*
برگردان: کاوه فیض‌اللهی

مقایسه میان این سه دیکتاتور نشان داد که کیم جونگ-ایل با صدام حسین شباهت بیشتری دارد (۶۷/۰ هم‌بسته‌گی) تا با هیتلر (۲۰/۰ هم‌بسته‌گی). نگاهی به نمره‌های‌شان نشان می‌دهد که هم در کیم جونگ-ایل و هم در صدام حسین اختلال شخصیتی آزارگری بالاترین نمره را گرفته و نمره‌های دیگری که گرفته‌اند نیز تقریباً یک‌سان است، به طوری که بیش از سه انحراف استندرد بالاتر میانگین جمعیتی است!
یک پرسش خُرده‌گیرانه آن است که چه‌گونه فردی با اختلال‌های شخصیتی شدید ـ آن‌هم اختلا‌ل‌هایی که با اختلال‌های روان‌پریشانه‌یی هم‌چون اسکیزوفرنی «رابطۀ طیفی» دارد ـ می‌تواند به چنین جایگاه بلندی در قدرت برسد و آن را حفظ کند و بر دیگران کنترل داشته باشد؟ گذشته از هر چیز، اسکیزوفرنی فرد مبتلا را از پا می‌اندازد. اما کولیج و سگال به این نکته اشاره می‌کنند که موارد شناخته‌شدۀ دیگری از قاتلان اسکیزوفرنیک هم‌چون چارلز مانسون و جیم جونز وجود دارد که به همین صورت نفوذ زیادی بر دیگران داشتند، هرچند مسلماً ابعاد آن قابل مقایسه با دیکتاتورها نیست.
و در ادامه می‌افزایند: علاوه بر این، معیارهای کنونی DSM-IV-TR برای اسکیزوفرنی از نوع پارانوئید شامل نشانه‌گانی هم‌چون اشتغال ذهنی مدام به یک یا چند هذیان آزار یا عظمت است که معمولاً پیرامون یک موضوع مرتبط سازمان‌دهی شده است. ویژه‌گی‌های هم‌بسته عبارت‌اند از: اضطراب، خشم، کناره‌گیری و تمایل به جدال لفظی. هم‌چنین بیان کرده که موضوعات آزاری و هذیان عظمت ممکن است افراد اسکیزوفرنیک را مستعد خشونت کند، و این‌که چنین افرادی در تعاملات بین فردی، شیوۀ بالادستی یا رییس‌مآبی دارند و این‌که چنین افرادی ممکن است هیچ نشانه‌یی از اختلال شناختی بروز ندهند و در حوزۀ کارکرد شغلی و زنده‌گی مستقل، عمل‌کرد خوبی داشته باشند.
در این‌جا سه نکتۀ مهم وجود دارد که باید مراقب‌شان بود: نخست و شاید آشکارتر از همه آن‌که: هم‌بسته‌گی لزوماً به معنای علیت نیست. اگرچه شناخت این شش اختلال شخصیتیِ بزرگ در آینده ممکن است در روابط بین‌المللی با دیکتاتورهای سیاسی سودمند باشد. افراد بسیاری هستند که بعضی از این اختلال‌های شخصیتی یا همۀ آن‌ها را دارند و هرگز نه دیکتاتور می‌شوند و نه قاتل یا تروریست. و احتمالاً دیکتاتورهای دیگری هستند که ترکیب متفاوتی از اختلال‌های روان‌پریشانه و شخصیتی دارند. بیماری روانی در خلأ وجود ندارد، بلکه در زمان و مکان روی می‌دهد.
دوم آن‌که سوگیری‌های فرهنگی تا چه اندازه ممکن است در این تشخیص‌های روان‌پزشکی نقش داشته باشد؟ این مسأله کاملاً جا افتاده است که بعضی تشخیص‌ها مانند اسکیزوفرنی فرافرهنگی و همه‌گانی هستند، اما نشانه‌گان مربوط به آن ممکن است هم از نظر اهمیت و هم از نظر معناداری متفاوت باشند. با آن‌که تمام تشخیص‌های روان‌پزشکی، نشانه اختلال‌های زیست‌شناختی زیربنایی هستند، اما انسان است که این تشخیص را می‌دهد و آن شخص تشخیص‌دهنده ممکن است با وجود تلاش‌های بسیار برای عینیت و دقتِ علمی باز هم اندکی به سمتی متمایل باشد. به همین دلیل پرسش‌نامه‌هایی که افراد مطلع برای هر کدام از سه دیکتاتور پُر کردند، بر اساس یک الگوی امریکایی اعتبارسنجی شدند. از آن‌جا که تشخیص‌های روان‌پزشکی معمولاً دچار کمبود نمونه‌های آماری هستند، این مسأله می‌تواند مشکل‌ساز شود. برای مثال، میانگین نمره به یک مورد خاص در پرسش‌نامه در فرهنگ کوریای شمالی ممکن است بالاتر یا پایین‌تر باشد.
سوم این‌که از این سه بررسی تنها در مورد صدام‌حسین، افراد مطلع روابط شخصیِ روشنی با موضوع پرسش‌نامه‌ها داشتند. بنابراین مجموعۀ دیگری از سوگیری‌ها هم در مورد هیتلر و هم در مورد کیم جونگ-ایل ممکن است به بررسی‌ها راه یافته باشد. از این‌رو آن دو بررسی به لحاظ اخلاقی ممکن است پای اصلی به نام قاعدۀ “گولدواتر” را به میان بکشد که مورد قبول انجمن روان‌شناسی امریکاست و بر اساس آن، اظهارنظرِ حرفه‌یی دربارۀ هر فرد بدون معاینۀ مستقیمِ او و کسب اجازۀ اعلام نظر از بیمار یا ولی قانونی‌اش، ممنوع است.
اما روشن است که قاعدۀ گولدواتر مربوط به نحوۀ تعامل متخصصان روانی با رسانه‌هاست و بنابراین احتمالاً در این موارد به کار نمی‌رود. و در پایان این‌که: شاید ما هرگز ندانیم این شرح حالِ روان‌شناختیِ خاص از کیم جونگ ـ ایل تا چه اندازه با شخصیت واقعیِ او مطابقت دارد، ولی با این حال هم‌بسته‌گی قوی میان شخصیت هیتلر، صدام و کیم جونگ‌ـ‌ایل را نمی‌توان نادیده گرفت.

* Jason G. Goldman دانشجوی تحصیلات تکمیلی روان‌شناسی رشد در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی است و منشای تکاملی و تکوینیِ ذهن در انسان و جانوران دیگر را بررسی می‌کند.

منابع:
Coolidge, F. & Segal, D. 2009. Is Kim Jong-il like Saddam Hussein and Adolf Hitler? A personality disorder evaluation. Behavioral Sciences of Terrorism and Political Aggression, 1 (3), 195-202.
Coolidge, F. & Segal, D. 2007. Was Saddam Hussein Like Adolf Hitler? A Personality Disorder Investigation. Military Psychology, 19 (4), 289-299.
Coolidge, F.L., Davis, F.L. & Segal, D.L. 2007. Understanding Madmen: A DSM-IV Assessment of Adolf Hitler. Individual Differences Research, 5 (1), 30-43.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.