اخلاق در سایۀ مدرنیسم/ (نوشته‌یی در رابطه با فلسفۀ اخلاق و سیر اندیشه‌های اخلاقی در عصر مدرن همراه بررسی اجمالی مبانی نظری مدرنیسم)

/

شنبه ۱۳ سرطان ۱۳۹۴

 

بخش دوم

mnandegar-3شاهرخ شهرابی
تعارض‌ها، ملاک‌ها و سنگ‌های داوری اخلاقی، بزرگ‌ترین و شاید به‌واقع، یگانه موجد ناآرامی‌ها و چه بسا ناکامی‌های روانِ صادقۀ بشری است. دعاوی اخلاقی در حکمِ پیچیده‌ترین دعاوی است، به طوری که اندکی از دشواری آن در تنزلش به قانون در روح آن حلول کرده است‌ـ اگرچه قانون، سراسر اخلاق نیست و اخلاق، سراسر قانون. هر جهان‌بینی که سعی در ارایۀ نظامی جهان‌گستر دارد، بدون شک دربارۀ اخلاق سخن گفته است. حتا اخلاق‌ستیزان نیز برای نفی آن، ناگزیر از دست یازیدن بدان هستند. در این مقاله، تلاشِ نگارنده ناظر بر آن است تا ابتدا به تحدید اخلاق، عمل اخلاقی و سپس به سیر تحول تیوری‌های اخلاقی در دوران مدرن همراه با معرفیِ این دوران بپردازد.
بخش اول؛ کلیات
علم اخلاق
اخلاق، جمع خلق و حالتی راسخ برای نفس است که شخص را به انجام دادن کارهایی بدون تأمل و اندیشه برمی‌انگیزد. باید توجه داشت:
۱) خلق ممکن است خوب یا بد باشد.
۲) خلق چه‌گونه‌گی و هیأتی برای نفس است که در او پایدار و ماندگار شده است. حالات گذرای نفس، خلق نامیده نمی‌شود.
۳) هر خلقی منشای صدور پاره‌یی افعال از نفس، بدون تأمل و اندیشه است.
اخلاق خود به سه شاخه تقسیم‌بندی می‌شود:
۱) اخلاق توصیفی : (Descriptive Ethics) مجموعه‌یی از گزاره‌هایی‌ست که به توصیف و تبیین نظام‌های اخلاقی موجود و پذیرفته شده می‌پردازد و اصول اخلاقی مورد قبول یک شخص یا گروه را توصیف می‌کند.
۲) اخلاق هنجاری : (Normative Ethics)شامل دو بخش است:
الف) سخن از معیارهای کلی اخلاق می‌گوید و این‌که خوب و بد چیست.
ب) سخن از درستی و نادرستی افعال و مصادیق می‌گوید.
۳) فرا اخلاق : (Meta Ethics) در این شاخه مبانی تصوری و تصدیقی اخلاق هنجاری طرح و بررسی می‌شود.
فلسفۀ اخلاق
اگر فلسفۀ اخلاق را مجموعه‌‎مطالعات فلسفی دربارۀ اخلاق به شمار آوریم، این دانش مسایل فرا اخلاق و اخلاق هنجاری را در بر می‌گیرد. در غرب اما مجموعه‌هایی که تحت عنوان فلسفۀ اخلاق مطرح شده‌اند، گاهی هر کدام از این دو را به تنهایی و گاهی نیز با هم مورد مطالعه قرار داده‌اند.
گزاره‌ها و جملات اخلاقی
از نظر متفکران اخلاق، یک گرازه یا جمله وقتی قابل بررسی از دیدگاه اخلاقی است که:
۱) یکی از مفاهیم هفت‌گانه «خوب، بد، باید، نباید، درست، نادرست و وظیفه» در آن جمله به کار رفته باشد.
۲) مفاهیم فوق محصول جمله باشند نه موضوع آن.
۳) واژه‌های یاد شده در معانی اخلاقی خود به کار رفته باشند، نه در معانی دیگر.

بررسی چند هم‌پوشانی
الف) رابطۀ اخلاق با قانون
ناگفته مشخص است که اخلاق از واضعان بزرگ قانون در عصر سنتی، مدرن و حتا پست‌مدرن، صرف‌نظر از این‌که بر چه پایه‌یی بوده است. اما اخلاق خود نیز گاهی وامدار قانون است. گاه عملی با توجه به این‌که قانونی بوده است، به اخلاق یا عمل اخلاقی تبدیل شده است که البته من آن را اخلاق دست دوم می‌نامم فارغ از دارای ارزش ذاتی بودن یا نبودن. پس قانون و اخلاق می‌توانند وضع کنندۀ یک‌دیگر باشند و حتا می‌توانند هیچ تناسبی نیز نداشته و حتا گاهی بر مقام مقابله با یکدیگر باشند. عمل اخلاقی لزوماً قانون نیست و قانون نیز لزوماً اخلاقی نخواهد بود، گرچه در صورت بودن، یکی از ضمان آن می‌تواند باشد. حال سوال مهم این است که اگر در شرایطی دچار محذور شویم، ارجحیت با کدام است و ملاک چیست؟
ب) تفاوت ارزش و اخلاق
ارزش بر اخلاق مقدم است. ارزش ابتدا دسته‌بندی می‌کند، نام می‌نهد، داوری می‌کند و سپس نام اخلاقی یا غیر اخلاقی را برای گزاره برمی‌گزیند. این نظر که آیا اعمال ارزش ذاتی دارند و در واقع حسن یا قبح ذاتی دارند یا خیر، در نهایت پاسخ به آن مکاتب اخلاقی را شکل می‌دهد. نکتۀ مهم این است که انجام عمل اخلاقی با ارزش است، اما هر ارزشی تبدیل به اخلاق نخواهد شد. به طور مثال، اگر آزادی یا عدالت را یک ارزش در نظر بگیریم، آیا پاسداشت آن عملی اخلاقی است؟ حال اگر نجات جان یک انسان یا کمک به فقیر را عملی اخلاقی ارزیابی کنیم (بدون بحث بر سر معیار ها) آیا این اعمال ارزشمند اند؟
جواب سوال اول خیر است و سوال دوم بله. زیرا در سوال اول صرف ارزش‌مند بودن دلیلی بر اخلاقی بودن به دست نمی‌دهد. اما وقتی عملی اخلاقی محسوب می‌شود، پس حتماً از مرحلۀ ارزش‌گذاری عبور کرده است. اگر اخلاقی بوده است، در نظام اخلاقی باقی مانده و اگر نه به عملی غیر اخلاقی یا عمل بدون قضاوت تبدیل می‌شود.
ج) ارزش‌گزاری دوگانه
به تعبیری، اعمال یا ذاتاً ارزش‌مند اند و یا با توجه به آثارشان و یا هر ملاک دیگری ارزش‌گزاری می‌شوند. نکتۀ اصلی در این مطلب دسته‌بندی تضادگونه‌یی برای اعمال و تقابل آن‌هاست. درست و نادرست، خیر و شر، خوب و بد، همان‌سان که ذات قضاوت و داوری حکم می‌کند. به این‌گونه ارزش‌گزاری، صرف نظر از نحوه و چرایی آن، ارزش‌گزاری دوگانه می‌گویند. اخلاق همواره حول محور مفاهیم دوگانه به طرح موضوع می‌پردازد.

 

 

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.