افغانسـتان به روایتـی دیگر صداهای مترقی

شنبه 8 جوزا 1395/

بخش هجدهم و پایانی/

mandegar-3کمپاین ”افغانستان به روایت دیگر“ از سوی بنیاد آرمانشهر در آستانۀ سومین دور از انتخابات ریاست جمهوری افغانستان راه‌اندازی شد و از همکاری فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر بهره برد. در چارچوب این کمپاین، بیش از ۱۰۰ مصاحبه با شماری از نویسنده‌گان، فعالین حقوق بشر، فعالین جامعۀ مدنی، و سیاست‌مداران کشور در مورد وضعیت حقوق بشر در افغانستان و نگرانی‌ها و امیدها انجام شد که قسمتِ زیادی از این مصاحبه‌ها قبلاً در همین روزنامه منتشر شده است. اینک جمع‌بندیِ مفصلی از مباحث مطرح شده در گفت‌وگوها تهیه شده که در ۱۸ بخش از طریق این روزنامه در خدمت علاقه‌مندان قرار می‌گیرد؛ ما می‌خواهیم از این طریق، صدای نخبه‌گان کشور را به گوش مردم، دولت و جامعۀ بین‌المللی برسانیم. برای خواندن مجموعۀ این مصاحبه‌ها و گزارش کامل به این لینک مراجعه کنید: http://openasia.org/item/16511

نگرانی‏ها همسو هستند
در نگاهی به دغدغه‏های موجود در جامعۀ افغانستان از سوی نیروهای مترقی، می‏توان دریافت که برجسته‏ترینِ آن‏ها ترس از بازگشتِ ارتجاع یا به بیانی دیگر بازگشت تفکرِ واپس‏گرایانه است که می‏تواند اشکالِ مختلفی به خود بگیرد. نگرانی از بابتِ غلبۀ دوبارۀ این نوع تفکر به دلیل نهادینه نشدنِ دستاوردهایی‌ست که طی سالیان اخیر در مدتی نه‌چندان طولانی و با تلاش و فراهم کردن شرایطی حداقلی در کشور حاصل شده و اکنون شرایط متزلزل سیاسی می‏تواند بزرگ‌ترین دشمن ثباتِ این دستاوردها باشد.
گرچه بسیاری باور دارند که حتا بازگشت ارتجاع به علت خاصیت پیش‏رونده‌گی و پویایی جامعه به مانند گذشته نخواهد بود، اما در هر حال تبعات این تفکر می‏تواند بسیار تهدیدکننده و گسترده باشد: تشدید خشونت علیه مردم، از دست رفتن امنیت در حوزه‏های مختلف حتا امنیت جانی، استبداد و نقض حقوق بشر، حاکم شدن تعصبات قومی و قبیله‏یی و کم‏رنگ شدن وحدت ملی، صدمه دیدن دموکراسی نوپا، تقابل نسل جدید با قشر سنتی جامعه، زیرپا گذاشتن قانون اساسی، تشدید آسیب به زنان، انزوا و قطع ارتباط با جامعۀ جهانی، گسترش فساد اداری و اقتصادی و مهاجرت نیروهای کارآمد جامعه به دیگر کشورها، همه‌گی بخشی از نگرانی‏هایی هستند که ریشه در شرایط بحرانی افغانستان دارند.
اما کسانی که اکنون خود در حال فعالیت در حوزه‏های مختلفِ جامعۀ افغانستان هستند، برای پیش‌گیری از به وقوع پیوستنِ نگرانی‏ها تلاش می‏کنند و معتقدند راه‏هایی وجود دارد که با پیگیری آن‏ می‏توان از خطر بالفعل شدنِ این تهدیدات کاست. آن‏ها خواستار وجود برنامه منسجم و درستِ سیاسی هستند که برای حل بحران این برهۀ زمانی در افغانستان مناسب باشد. این برنامه از نظر فعالان، مستلزم داشتنِ سیاست‏های روشن و مدیریت توانمند برای مقابله با فساد و ارتجاع است و عدم وجود آن، موجب از دست رفتن اعتماد شهروندان به حکومت‌داری مسوولان و در نهایت یأس و ناامیدی آن‏ها از هرگونه تغییر خواهد شد.

از تلخی‏ها هم می‏توان قدرت ساخت
پیام‏های چهره‏های فعالِ جامعه از نقاط تیره و روشنی حکایت می‏کنند که بسیار گویا هستند. با وجود سختی‏ها، رنج‏ها، نابرابری‏ها و خشونت‏هایی که در افغانستان حضور سرسختانه دارند اما هیچ‏کدام از پیام‏ها نه‌تنها حاکی از انفعال و پذیرش این آسیب‏ها نیستند، بلکه حاوی نگاه‏های مثبت و امیدبخش، راهکارهای مترقی و اثربخش، ترغیب به تحرک و تشویق به انجام فعالیت‏های سازنده هستند.
کسب دانش و آگاهی، حفظ وحدت ملی، ترویج فرهنگِ گفت‏وگو، مثبت‌نگری، پرورش درستِ کودکان که شاکلۀ آیندۀ جامعه هستند، تشویق بازگشت مهاجرین به وطن برای ساختن افغانستانی آزاد، ترغیب حضور نسل جدید در عرصه‏های مختلف با انسجامی بالا، کنار گذاشتن معیارهای قومی، مذهبی، زبانی و قرار دادن معیار انسانیت برای سازمان‌دهی اعمال و رفتار فردی و جمعی، ترویج فرهنگ نقد و پرسش‌گری و در حوزه زنان؛ تشویق آن‏ها به دفاع از حقوق انسانی خویش، تقویت ظرفیت‏‏های فردی برای حضور پُرثمرتر در اجتماع، تنها بخشی از پیام‏ها و آروزهایی است که صدای مترقی افغانستان برای آیندۀ کشورش دارد.
افغانستانِ امروز شاهد حضور شبکه‏یی از افراد، جنبش‏ها، نهادها و شخصیت‏هایی‌ست که رفتار، ارزش‏ها و سبک‏های متفاوتی از فرهنگِ شناخته و معرفی‌شدۀ این کشور دارند. نسل آینده نیز با باورمندی به ارزش‏های متفاوت از جامعۀ سنتی گام برمی‏دارد. شناخت و پذیرش این بخش از جامعه برای تحلیل‏گران، سیاست‌گذاران و صاحبان قدرت، نه تنها لازم و مهم تلقی می‏شود، بلکه اجتناب‌ناپذیر نیز به نظر می‏رسد؛ چرا که حالا فضا و بافت اجتماعی کشور با گام‏هایی که زمانی تند و پُرسرعت و زمانی صبورانه پیش می‏رود، در حالِ دگرگونی و تغییر است.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.