افغانسـتان به روایتـی دیگر صداهای مترقی

شنبه 18 ثور 1395/

بخش سوم/

mandegar-3کمپاین ”افغانستان به روایت دیگر“ از سوی بنیاد آرمانشهر در آستانۀ سومین دور از انتخابات ریاست جمهوری افغانستان راه‌اندازی شد و از همکاری فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر بهره برد. در چارچوب این کمپاین، بیش از ۱۰۰ مصاحبه با شماری از نویسنده‌گان، فعالین حقوق بشر، فعالین جامعۀ مدنی، و سیاست‌مداران کشور در مورد وضعیت حقوق بشر در افغانستان و نگرانی‌ها و امیدها انجام شد که قسمتِ زیادی از این مصاحبه‌ها قبلاً در همین روزنامه منتشر شده است. اینک جمع‌بندیِ مفصلی از مباحث مطرح شده در گفت‌وگوها تهیه شده که در ۱۸ بخش از طریق این روزنامه در خدمت علاقه‌مندان قرار می‌گیرد؛ ما می‌خواهیم از این طریق، صدای نخبه‌گان کشور را به گوش مردم، دولت و جامعۀ بین‌المللی برسانیم. برای خواندن مجموعۀ این مصاحبه‌ها و گزارش کامل به این لینک مراجعه کنید: http://openasia.org/item/16511

 مهاجرت: بحرانی در هویت
محدودیت‏های سیاسی و اقتصادی، جنگ و بحران امنیت منجر به مهاجرتِ بسیاری از مردم افغانستان به خارج از کشور شد. گرچه برخی توانستند از فرصت‏های جدید برای ارتقای توانمندی‏های خود بهره ببرند اما مهاجرت نه تنها همیشه به نتیجه‏یی مطلوب منجر نشده بلکه گاهی محدودیت‏های جدیدی را برای مهاجران ایجاد کرده است. از دست دادن اعتماد به نفس، اندوه و دلتنگی، سردرگمی، تبدیل ناگهانی از اکثریت به اقلیتی که حقوقی برای او قایل نیستند و بسیاری از آسیب‏های دیگر، همواره مهاجران را همراهی کرده است.
عبدالله احمدی، عضو بورد رهبری کنسرسیوم دفاع و تحقیق از حقوق بشر افغانستان می‏گوید: “تجربۀ تلخ دوران مهاجرت در بسیاری از موارد امکان دسترسی به آموزش را برای من و امثال من ناممکن می‏ساخت. زمانی که در ایران مهاجر بودم، خیلی علاقه داشتم در دوره‏های آموزشی کمپیوتر درس بخوانم، اما شناسنامۀ ایرانی نداشتم و مراکز آموزشی از پذیرش من خودداری می‏کردند. این باعث شد از آموختن خیلی از مواردی که علاقه داشتم، محروم بمانم”.
 امنیتی که فقدانش دغدغه شد
امنیت فردی، وضعیتی است که در آن بتوان فارغ از هراس آسیب دیدن زنده‌گی کرد و امنیت اجتماعی، فراغت تمامی اعضای جامعه از تهدیدی است که دولت یا دستگاه‏های فردی یا گروهی در تمام یا بخشی از جامعه پدید می‏آورند. زمانی که حس امنیت فردی و اجتماعی از انسان‏ها سلب می‏گردد، یکی از ابتدایی‏ترین حقوق آن‏ها نادیده گرفته می‏شود. بسیاری از مردم عادی، فعالان و روشنفکران جامعۀ افغانستان به علت تجربۀ حضور نیروهایی که حریم خصوصی و آزادی‏های فردی و مدنی آن‏ها را نادیده گرفته‏اند، این نقض آشکار حقوق خود را به تمامی تجربه کرده‏اند.
یاسین نگاه مدیر مسوول هفته‏نامۀ پرسش و مسوول کاشانۀ نویسنده‌گان، این طور توضیح می‏دهد: “همین که می‏خواهم آن‌چه را که با خودم می‏اندیشم با دیگری درمیان بگذارم، به دلیل تبعات آن از این کار اجتناب می‏ورزم، خب معلوم است که حقوق بشری من درجا نقض می‏شود. چه از نگاه اجتماعی، چه از نگاه فرهنگی و چه از نگاه سیاسی”.
آزیتا رفعت که عضو پیشین مجلس نماینده‌گان بوده و هم‌اکنون فعال حقوق بشر است، می‏گوید: “جنگ‏های داخلی مجاهدین باعث شد تا در بهترین دورۀ زنده‌گی‏ام تنها آروزیم زنده ماندن باعزت خانواده‏ام باشد. در دورۀ نوجوانی که باید تلاش برای اندوختن دانش و رشد فکری می‏داشتم، مصونیت فکری من و خانواده‏ام مثل هزاران خانواده بی‏گناه دیگر از بین رفت”.
سونیا اقبال رییس حزب افغانستان ۱۴۰۰، خاطرات تلخ خود را مربوط به دوره جنگ و هراس کشته شدن در دوران کودکی را بیش از دیگر خاطراتش پُررنگ می‏‏داند: “به یاد دارم مدیر مکتب، ما را به صورت گروه‏هایی که در یک مسیر بودیم، تنظیم می‏کرد و می‏گفت که به صورت پراکنده حرکت کنید که اگر راکت اصابت کرد، همه با هم کشته نشوید و فردای آن روز وقتی که ما به مکتب برمی‏گشتیم، مدیر مکتب‌مان می‏فهمید که چند نفر از شاگردان زنده به خانه‏های‌شان رسیده‏اند”.
عزیز رفیعی فعال حقوق بشر نیز از جمله بی‏شمار افرادی است که زخم‏های التیام‏ناپذیری از ناامنی افغانستان دیده است: “در جنگ‏های داخلی متأسفانه من خانمم را از دست دادم، پسرم معیوب شد و در ضمن خودم هم در درگیری‏های بین گروه‏ها در کابل مجروح شدم و همۀ دار و ندار خانواده‏ام تاراج شد، از جمله چند جلد کتاب دست‌نویس‏ که سال‏ها برایش زحمت کشیده بودم، به یغما رفت”.
تجربۀ رفتارهای قوم‏گرایانه، ترجیحات ایدیولوژیک و تبعیض‏های ناشی از نگاه ارتجاعی به مذهب نیز که مخل آزادی بیان اعضای جامعه است، از جمله خاطراتی‌ست که مردم افغانستان بارها چه در زمان کودکی و چه در بزرگسالی با آن مواجه شده‏اند.
سیما سمر که ریاست کمیسیون مستقل حقوق بشر را بر عهده دارد، حس تبعیض را به دلیل هزاره و شیعه بودن، از کودکی که در مکتب تحصیل می‏کرده با خود همراه داشته و حتا آن را انگیزۀ شروع مبارزۀ خود با این تبعیض‏ها می‏داند.
اوتار سینگ، رییس کمیتۀ سرتاسری شورای اهل هنود و سیک افغانستان نیز به عنوان یکی از اقلیت‏های مذهبی در این کشور همواره عرصه را برای خود و هم‏کیشانش تنگ دیده است. او می‏گوید: “هیچ گاه از طرف دولت برای اهل هنود و سیک امتیازی در نظر گرفته نشده است. سال ۱۳۷۱ خانۀ ما در ولایت پکتیا مورد اصابت راکت قرار گرفت که در این حادثه هفت نفر زخمی و هشت نفر کشته شدند، از جمله دخترم، پسرم، برادرزاده‏ام، برادرم، کاکایم و پسرکاکایم. در زمان حاکمیت طالبان بر کابل، آنان یک قانون را که حدود شانزده ماده داشت، می‏خواستند بالای ما تطبیق کنند که خوشبختانه بعضی از این قوانین تطبیق نشد. در این قانون آمده بود، بالای خانه‏ها و دکان‏های‌شان باید پرچم‏های زرد نصب شود تا از دیگران متمایز باشند، هندوها و سیک‏ها حق ندارند با مسلمانان دست بدهند، و با آن‏ها در یک خانه زنده‌گی کنند”.

 ۲٫ عوامل بازدارندۀ مشارکت زنان در عرصه‏های مختلف جامعه
حضور فعالانۀ زنان در حوزه‏های گوناگون جامعه و مشارکت آن‏ها از عوامل حیاتی توسعۀ یک اجتماع به شمار می‏آید. برای حضور نیمی از اعضای اجتماع باید ابتدا به بررسی موانعی پرداخت که سر راه این مشارکت قرار دارد. برخی از جامعه‏شناسان برای توصیف موانع سیستماتیک یک جامعه در مقابل تغییر موقعیت زنان از تببین نظام مردسالاری استفاده می‏کنند.
«مردسالاری یا پدرسالاری، نظام سلطۀ مردانه است که از طریق نهادهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی‏اش زنان را سرکوب می‏کند. این نظام از دسترسی بیشتر مردان به منابع و امتیازات ساختارهای سلطه در خارج و داخل منزل قدرت می‏گیرد».
ابزارهایی که مورد استفادۀ مردسالاری قرار می‏گیرد، مختلف است. این نظام اجتماعی به زنان و فعالیت‏های آن‏ها باور ندارد، فرصت‏های نابرابر در حوزه‏های مختلف برای دو جنس ارایه می‏کند، از اقتدار مردان و نقش‏های سنتی و عرفی زنان حمایت می‏کند، انفعال را در زنان تشویق کرده و در شدیدترین شکل آن، انواع خشونت را چه در حوزۀ عمومی و چه در حوزۀ خصوصی بر آن‏ها اعمال می‏کند.
جامعۀ افغانستان جامعه‏یی مردسالار تعریف می‏شود که از وجوه مختلف می‏توان تبعیض جنسیتی موجود در آن را بررسی و تحلیل کرد. فعالان سیاسی و اجتماعی این کشور، هر کدام مشخصه‏های این نوع جامعه را به‌خوبی شناخته و نسبت به آن‏ها نگاه انتقادی دارند. آن‏ها در کنار برشمردن مهم‌ترین بازدارنده‏های رشد زنان در افغانستان، به راهکارهای اجتماعی حل این آسیب نیز اشاره می‏کنند.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.